Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

تحمیق

کاش لااقل تلاش بهتری برای فریب مردم می کردند. وقتی این عکس رو در ایرنا می بینم ، شباهت غیر قابل انکار دستخط ها  و تا نخورده بودن برگه های رای تو صورتم کوبیده میشن تحقیر میشم. این خیلی خجالت آوره که متقلبان محترم سطح شعور من رو اونقدر پایین فرض کرده اند که این عکس رو در سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی میذارن.

فرضیه ی دیگه ای هم هست اون هم اینه که اونا این عکس رو گذاشته اند تا بگن “آقا جون اصلا ما رسما و علنا تقلب میکنیم. شما هم هیچ غلطی نمی تونید بکنید.” البته خدا کنه اینطوری باشه و بخوان با این عکس ها حرص مردم رو در بیارن تا اینکه مردم رو انقدر احمق فرض کرده باشند.

کسانی که رای داده اند لطفا در این نظرسنجی ها شرکت کنند.

سوال: آیا از رای دادن پشیمان هستید؟

سوال: آیا در انتخابات بعدی شرکت خواهید کرد؟

پس نوشت 1: از رای دادن به هیچ عنوان پشیمان نیستم ولی احتمالا دیگر رای نمی دهم.

پس نوشت 2: میرحسین موسوی بهتر از آنچه فکر می کردم درآمد.

پس نوشت 3: اصلا فکر نمی کنم که تلاش هایمان به هدر رفت.

پس نوشت 4: آینده ی تاریکی رو برای کشور تصور می کنم.

پس نوشت 5: امیدوارم اتفاقات خیلی بدتری نیافتد.

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد “تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام نباشد، آزاد است” رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی

بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

اگر با این بیانیه موافق هستید اون رو در وبلاگتون بگذارید.

روزهای تاریکیست

تا این لحظه نفسم ادامه داره. از دوستان عذر میخوام که نگرانشون کردم. اینترنتم هم رو به راه نیست. نمیدونم میتونم درست و حسابی وبلاگ بنویسم یا نه. فعلا زنده ام. شماره های گوشیم هم پاک شده ، شماره ی رفقا رو ندارم.

همواره در انتخابات های نظام جمهوری اسلامی عده ای عقیده بر تحریم انتخابات داشته اند. گاهی وقتها عده ی این به اصطلاح تحریمیون کم بوده و گاهی وقتها هم زیاد. تحریم انتخابات عمدتا با هدف رساندن پیام مخالفت با اوضاع انجام می شود. ایده آل این راهکار (تحریم انتخابات) این است که بیشتر واجدین شرایط آن را قبول کنند و تعداد اندکی در انتخابات شرکت کنند تا به این وسیله پیام عدم حمایت و تایید نظام از سوی مردم به همه برسد. این راهکار سعی داره که بعد از رسوندن این پیام به نظام فشار وارد کنه و اون رو تضعیف و یا منعطف در مقابل خواست مردم (غیر از مردم راضی از اوضاع) بکنه. برای اینکه بشه تحریم انتخابات رو موفق دونست و شدت اون رو در حدی دونست که بشه ازش به عنوان وسیله ای برای رسیدن به خواست ها استفاده کرد شاید بایستی میزان شرکت در انتخابات زیر 25 یا 30 بشه. فرض می کنیم که در انتخابات ریاست جمهوری میزان شرکت واجدین شرایط در انتخابت زیر 25 درصد بشه.

در اینجا مسیر های احتمالی زیادی به وجود میاد که دو تا از اونها پر رنگ تره.

یکی فراهم شدن موقعیتی برای ریزش ساختار حکومتی و بازسازی اون از ابتداست و دومی تحت فشار گذاشتن مسوولین و حاکمین برای گرفتن امتیاز و دریافت حق و حقوق بیشتری از حکومت. در مورد مسیر اول خیلی خلاصه عرض کنم که به نظر من این مسیر که ازش به انقلاب هم میشه تعبیر کرد چه از نوع سیستماتیکی باشه و چه از نوع فیزیکی هزینه هایی فوق العاده زیاد و با احتمال موفقیت نامشخص داره و در قبال راههای دیگه هزینه ای بیشتر از فایده اش داره. به طور مثال از هم پاشیدگی کل سیستم حکومتی خود به نوعی هزینه ای بزرگ بر مردم (ما) تحمیل میکنه ، باعث هرج و مرج و بی قانونی و یا حداقل کم قانونی در کشور برای مدتی نامعلوم میشه ، فرصتی مناسب برای سودجویان بی مروت فراهم میکنه که از موقعیت سوءاستفاده کنند ، ضمانتی برای به قدرت نرسیدن سیاستمدارانی با اندیشه های تاریک وجود نداره و … و اگه این تغییر ساختار حکومتی حاصل از تحریم قرار باشه به صورت فیزیکی باشه که احتمال اون بیشتره حدس من بی سواد اینه که انقلابی مثل انقلاب الجزایر با میلیون ها کشته خواهیم داد.

در مورد دومین هدف احتمالی تحریم موفق هم فشار آوردن به حاکمین برای انعطاف بیشتر در قبال اراده ی مردم و همچنین گرفتن امتیاز از آنهاست. من علوم سیاسی نمی خونم و فقط حدس و نظر خودم رو بر اساس یه سری فکت ها و تجزیه و تحلیل اونها میگم. همون تفکری که باعث میشه احتمال انقلاب فیزیکی رو بیشتر از انقلاب سیستماتیک بدونم باعث میشه که احتمال اینکه بر اثر کم بودن آرا ، نظام قائل به امتیاز دادن به مردم بشه رو خیلی ناچیز بدونم. در مورد این دومین هدف احتمالی ، وضعیت هدف وضعیتی است تقریبا شبیه به وضعیت دوران ماجرای کوی دانشگاه. در اون زمان حکومت سیاسی ما نه تنها هیچ امتیازی به معترضین نداد بلکه دایره ی حقوق اونها را تنگ تر و کوچک تر هم کرد. با وجود آنکه اون ماجرا در زمان دولتی به نسبت منعطف تر اتفاق افتاد.

این دو مساله فکر من برای رد کردن اصل تحریم انتخابات برای رسیدن به هدفه که البته به صورت خیلی خیلی خلاصه در چند خط نوشتم و البته که قابل تفصیله. اما این دو وضعیت فرضی در صورتی بودند که اصل تحریم انتخابات به صورت موفق انجام شده باشه و درصد کل آرا کمتر از 25 یا 30 درصد شده باشه و اصل تحریم با موفقیت اتفاق افتاده باشه.

حالا دلایلی هم هستند که به خاطرشون فکر می کنم اصلا این اصل تحریم در شرایط کنونی نمی تونه اتفاق بیوفته و اصلا امکان اینکه میزان آرا به کمتر از 30 درصد برسه تا پیامی رو رسونده باشه بسیار ناچیزه و حتی اگه باز هم مطلق اندیشی نکرده باشم تقریبا غیر ممکنه.

اولا همونطور که بسیاری از طرفداران تحریم ، تقلب در شمارش آرا رو به عنوان یکی از دلایل رد شرکت در انتخابات مطرح می کنند ، اینجا هم بایستی به همین مساله اشاره کرد. در صورتیکه در شمارش و اعلام نتایج انتخابات تقلب صورت میگیره ، فکر نمی کنم اعلام 50 درصد شرکت در انتخابات به جای اعلام شرکت در انتخابات 30 درصدی برای متقلبان فرضی کار سختی باشه ، اون هم در شرایطی که موفقیت تحریم انتخابات براشون خیلی خطرناکه. به عبارت دیگه در صورت شرکت زیر 30 درصدی مردم در انتخابات هم نظامی که تحریمیون تقلب در انتخابات رو یکی از اعمال متداولش در هر شرایطی می دونن ، هیچ وقت نتایج درست رو اعلام نمی کنن و میزان شرکت رو طوری اعلام می کنند که پیام موفقیت تحریم انتخابات خفه بشه.

دوما صرف کم بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات باعث نمیشه که مشروعیت نظام از دست بره و باعث تغییر در ساختار یا امتیاز دهی حکومت بشه. به نظر من اگه من نظام حکومتی ای داشته باشم به صرف کم شرکت کردن مردم در انتخابات نظامم اجازه نمی دم که مشروعیت نظامم زیر سوال بره و حاضرم و می تونم که حتی از دامن گل گلی ننه قل قلی هم برای خودم مشروعیت بسازم. به عنوان مثال پر کردن فرم ثبت اقتصادی خانوار توسط 60 درصد مردم ایران انجام شد. پر کردن این فرم هیچ دلیلی بر تایید طرح تحول اقتصادی از سوی پر کننده ی فرم نیست. چرا که ممکنه پر کننده ی فرم اینطور فکر کنه که با وجود غلط بودن این طرح اما چه بهتر که لااقل پول رو دریافت کنیم تا اینکه همین رو هم دریافت نکنیم. اصلا واضحه که هر کس که این فرم ها رو پر کرده دلیلی بر تایید کردن این طرح توسط اون شخص نیست اما دیدیم که آقای احمدی نژاد رسما گفت که چون تقریبا 60 درصد مردم این فرم ها رو پر کرده اند پیس 60 درصد مردم دولت نهم رو از نظر عملکرد اقتصادی تایید کرده اند. مثال زیاده اما در همین مثال می بینیم که چقدر راحت و بدون زحمت میشه برای یک ساختار مشروعیت و مقبولیت مردمی ساخت.

سوما آراء ثابت و آراء عوام باعث میشه که همواره میزان مشارکت مردمی در فاصله ی مطمئنی تا خط قرمز عدم مشارکت و تحریم قرار داشته باشه. جدا از بحث تقلب و مشروعیت در این بحث به آراء واقعی اشاره کنم که باعث میشه میزان مشارکت مردم در انتخابات و رسیدن درصد رای دهندگان به واجدین شرایط بیشتر از حد قابل قبول برای موفقیت تحریم میشه. در انتخابات گذشته حدود 60 درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. حالا 30 درصد واجدین شرایط یعنی 14 میلیون رای که میشه میزانی برای موفق دونستن طرح تحریم انتخابات دونست (فقط موفق بودن اصل تحریم و نه موفق بودن کل این ایده و نتایج اون که در ابتدای نوشته مختصرا بحث شد). اعداد ارقام مربوط به این دلیل رو با جستجو در اینترنت راحت میشه پیدا کرد و ذکرشون نمی کنم. آراء ارگانی رو با آراء عوام و مذهبیون جمع کنید. آیا فکر می کنید میشه میزان فقط این آراء رو به 14 میلیون رسوند؟ از آراء ارگانی مثل رای تقریبا اجباری نظامیان و برخی کارمندان و وابستگان حکومتی رو به هیچ وسیله ای نمیشه با تبلیغ تحریم کاست. آراء بسیج و مذهبیون هم که پای ثابت صندوق ها است و فکر نمیکنم کسی فکر کم کردن آراء اونها در شرایط حال حاضر باشه. افزون کنید بر اینها آراء عوام رو. مقصودم از عوام در اینجا مردمی از کشورمون هستند که تصمیماتشون رو تحت تاثیر رسانه هایی مثل رادیو یا تلویزیون داخلی می گیرند. این رسانه ها هم که در دست مبلغان شرکت در انتخاباته و اصولا به این آراء هم نمیشه دست اندازی کرد.

در این نوشته بسیار مختصر ابتدا در مورد این نوشتم که فرضا میزان شرکت در انتخابات به زیر 30 درصد یا هر میزان کافی برای تحریم برسد و در اون وقت هم چیز دندونگیری نصیبمون نمیشه و در بخش دوم نوشتم که فکر می کنم نمیشه آراء رو اصلا به اون اندازه رسوند. قبلا نوشته بودم که تحریم انتخابات رو قاطعانه با رای دادن به احمدی نژاد دقیقا یکسان می دونم. الان فکر کنم خیلی مطلق اندیشی کردم و باید بگم که تحریم انتخابات تقریبا (نه دقیقا و کاملا) با رای دادن به احمدی نژاد یکسانه و تفاوت هم البته چندان چشمگیر نیست.

در پست بعدی مختصرا در مورد مهمترین دلایل تقریبا یکی دونستن رای ندادن با رای دادن به احمدی نژاد می نویسم.

پس نوشت 1: مدتی به طور مطلوب به اینترنت دسترسی ندارم. به خاطر همین کمتر میتونم به وبلاگ رفقا سر بزنم یا اونطور که همیشه بوده جواب کامنت ها رو بدم اما قطعا کامنت ها رو با دقت میخونم.

پس نوشت 2: این ویدیو یکی از ویدیو های مربوط به راه ندادن گروه برنامه ی ” منطقه آزاد ” به دانشگاه علم و صنعته. خیلی خوب میشه که بتونیم هیجانمون رو کنترل کنیم و همچنین زبونمون رو. ببینید

پس نوشت 3: نمونه ای از خروارها استفاده ی دولت از مراکز توجه عموم مردم برای تبلیغات انتخاباتی +

پس نوشت 4: جدول برنامه های کاندیداها در صدا و سیما +

پس نوشت 5: برای رسیدن به اهداف کوچک که گاهی به خاطر هیجان های مقطعی بزرگ به نظر می آن اخلاق رو زیر پا نذاریم

پس نوشت 6: 40 دلیل برای رای ندادن به آقای احمدی نژاد. بخونید جالبه +

پس نوشت 7: یادداشتی از قره یاضی در مورد قیمت غذا در ایران +

پس نوشت 8: به راه و مسیر بیشتر از خود اشخاص اهمیت بدهیم

پس نوشت 9: لیست کوچکی از وعده های احمدی نژاد 4 سال پیش +

پس نوشت 10: صحبت های رک و بی ملاحظه ی محسن آرمین +

پس نوشت 11: این هم لیست کوچکی از اقوام و آشنایان مشغول به کار آقای احمدی نژاد +

پس نوشت 12: در صورت ریاست جمهوری مجدد آقای احمدی نژاد آینده ی روشنی پیش رو نداریم. امیدوارم باز هم عقبگرد نکنیم و این اتفاق نیوفتد چرا که در این صورت در سالهای آینده حسرت خواهیم خورد که این روزها به اندازه ی کافی برای جلوگیری از این اتفاق تلاش نکردیم.

1- دیروز ساعت 11 صبح در سالن تربیت بدنی دانشگاه آزاد تهران مرکز مراسم سخنرانی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برگزار شد. بگذریم از رفتار ماموران حراست دانشگاه که در موقع ورود خیلی ها با ایراد گیری ها و گیر های الکی کمی با روان دانشجوها بازی می کردند و البته تعداد این هم خیلی بیشتر از انتظار بود.

دو طرف جایگاه تماشاگران سالن و روی زمین خود سالن پر از دانشجو بود. چند هزار تا آدم اونجا بودند و سالن هم پر شده بود و البته خیلی ها هم به خاطر شلوغی و کمبود جا بیخیال شدند و برگشتند.

در حین سخنرانی به همه ی رفقای اجرایی ستاد ها که در سالن حاضر بودند اطلاع داده شد که احتمال داره در محل خاصی از سالن چند تا از هموطنان همیشه در صحنه ی بسیجی کارهایی بکنند و خلاصه اینکه حواسمون به اونجا باشه. چند باری پلاکارد بالا گرفتند و شعار دادند و به هر حال موفق شدند که یه نفر رو اطرافشون پیدا کنند که احساسش جلوی عقلش رو گرفته باشه و بتونن به بهانه ی درگیری با اون داد و قال راه بندازن و به اصطلاح با کلاسیش تشنج ایجاد کنن. از قبل هم میدونستیم که هدف این قشر جماعت تو اینجور جاها همینه و دقیقا به قصد شلوغ کاری میان تو این مراسم ها. یه حلقه دور این بسیجی جو گیر درست کردیم که جو گیرهای اونوری نزنن ناکارش کنن و فرداش جیغ و دادهای رجانیوز و فارس نیوز و رفقاشون شروع نشه. آخر کار که بهشون گفتند تشریفشون رو از سالن ببرن بیرون ، جو گیر های اینوری هو می کردن و جو گیر های ریشوی مذکور هم برای هو کنندگانشون دست تکون میدادن و بوسه میفرستادم. احساس کردم که خوشحالی این بسیجی ها در حین هو شدن توسط این همه آدم نمایشی نبود و کاملا واقعی بود. چرا که هدف اونها دقیقا همین بود که اینطوری جو رو به هم بزنن.

2- رجا نیوز و دار و دسته اش هم از حالا شروع به دروغ پراکنی ، شایعه سازی و عوام فریبی برای تخریب کاندیداهای دیگه کرده اند و البته در عین تامین شدن از سوی دولتی که گفته ستاد تبلیغاتی نداره و البته ادعای طلب انتخابات آزادش هم اون جای فلک رو پاره کرده. تو این مدت اخیر در هر مراسمی چند بسیجی میان و دقیقا کار بسیجیانی که در مورد اول گفتم رو انجام میدن و دقیقا به قصد خراب کردن مراسم میان. بحثی ندارم که کارشون تاثیر مثبت داره یا منفی اما واقعا تعجب می کنم که این دسته ی خاص از آدمها چرا همیشه و همیشه جوگیر هستن. (بسیجی منطقی هم البته چند باری دیده ام) این دسته همیشه فکر می کنند که هر کس که با اونها نیست علیه اونهاست. ایده ای در ذهنشون هست که “ما راه راست می رویم و هر کس غیر از این کند بر اشتباه است. یا باید هدایت شود یا به زور هدایتش کنیم.” نتیجه ی این فکر هم کارهای شتابزده و جوگیرانه شون هست که همیشه سعی می کنن به هر نحوی به نیازمندان به هدایت ضربه بزنن تا تسلیم شن و به راه راست اونها بیان. به هر حال این هم از نشانه های همون صفت جو گیر بودن ما ایرانیهاست که در خیلی مواقع این چینینی کمتر به عقلمون توجه می کنیم.

پس نوشت 1: چند تا عکس از این مراسم رو می تونید اینجا ببینید. +

پس نوشت 2: همچنان با قاطعیت رای ندادن و تحریم انتخابات رو با رای دادن به احمدی نژاد یکسان می دونم. در صورتی که از ادامه ی وضعیت فعلی به هر علتی رضایتمند می شوید یا تحریم کنید یا به احمدی نژآد رای بدید.

پس نوشت 3: از بچگی شنیده بودیم که این رئیس جمهور باشه یا اون فرقی نداره و همه شون فلانند و بهمان. فکر کنم این دوره ی 4 ساله بهمون ثابت کرد که همین انتخاب بین بد و بدتر یا گاهی بدتر و بدترین چفدر میتونه مهم باشه و چقدر و با چه سرعتی میتونه رو زندگی تک تکمون تاثیر بذاره.

پس نوشت 4: در ادامه ی دو موردی که در اول این پست نوشتم به نظر شما در قبال رقیبی که اصول رقابت رو با دشمنی اشتباه گرفته و ناجوانمردانه اقدام به تخریب میکنه باید عکس العمل مشابه نشون داد یا اینکه همچنان بر روی خط اخلاق و اصول درست حرکت کرد و در قبال رفتار غلط او درست رفتار کرد؟ مثلا در حال حاضر بدون توجه به جهت گیری خودتون بین کاندیدا ها آیا مجاز میدونید که ستاد های انتخاباتی میرحسین موسوی هم مثل ستاد های احمدی نژاد دست به تخریب بزنند؟

Older Posts »