دژاوو واژه ای فرانسوی به معنای “از پیش دیده” است که واژگانی مانند “پندار آشنا” , “آشنا پنداری” یا “از پیش دیده” به عنوان معادل فارسی آن استفاده می شود. احتمالا تا به حال شما دژاوو را تجربه کرده اید. شاید پیش آمده باشد که وقتی وقوع یک اتفاق را مشاهده می کنید احساس کنید که وقوع این حادثه برای شما تکراری است و شما قبلا این صحنه را دیده اید. اغلب این پدیده به رویا ربط داده می شود. که این که ما قبلا این صحنه و وقوع این اتفاق را در خواب و رویا دیده ایم.
خیلی از مسلمانان این پدیده را مستندی بر اثبات رویاهای صادقه می شمارند. کلمه دژاوو برای اولین بار توسط امیل بویراک در کتاب “آینده دانش روانشناسی” استفاده شد. برخی دیگر از علامندان ماوراء عقیده دارند
که این واقعه نشان از زندگی پیشین انسان ها دارند. اینکه ما انسان ها قبل از اینکه به این جهان برای زندگی بیاییم قبلا در میحیطی دیگر مانند بهشت زندگی می کرده ایم و وقتی خواسته ایم به این دنیا بیاییم خاطرات زندگی گذشته مان را از ما گرفته اند. وقتی این پدیده را مشاهده می کنیم یعنی این صحنه در زندگی قبلی ما برایمان رخ داده و خاطره اش در ذهنمان جا مانده ست.
آرتور فانکهاوزر محقق سوئیسی پدیده ی دژاوو را بر سه قسمت خوانده است:
دژا وکو :
دژا وکو معمول ترین قسم پدیده ی دژاکو است. که معنی از پیش دیده را می دهید. چارلز دیکنز در این باره می گوید: “همه ما احساسی را تجربه کرده ایم که گاهی بر ما چیره میشود، گویی آنچه را میگوییم و انجام میدهیم، قبلا گفته و انجام داده ایم، در زمانی دور، آنگاه که در میان همین چهره ها، اشیاء و موقعیتها بوده ایم-و کاملا میدانیم چه خواهیم گفت، مانند اینکه ناگهان چیزی را به خاطر آورده باشیم.”
بیش از نیمی از انسان ها حد اقل یک بار در طول عمرشان این اتفاق را تجربه می کنند.
دژا سنتی :
در این نوع دژاوو شخص احساس می کند چیزی را قبلا احساس کرده است. در دژاوکو ما نسبت به صحنه ای احساس آشنایی قبلی می کنیم در حالیکه اگر نسبت به احساسی خاص احساس آشنایی قبلی کنیم به آن دژا سنتی می گویند.
دژا ویزیته :
این قسم از دژاوو کمتر از بقیه رخ می دهد. اگر وقتی ب یک مکان جدید می روید احساس کنید که مکان برای شما آشنا است و شما قبلا در آن مکان بو ده اید , پدیده ی دژا ویزیته را تجربه کرده اید.
پدیده ی دژاوو یکی از مسایلی است که بسیار از سوی افراد مذهبی برای اثبات وجود روح مورد استفاده قرار می گیرد.
گاهی اوقات احساس آشنایی واقعی است یعنی آنکه ما واقعا آن صحنه را قبلا دیده ایم و با گذشت زمان این خاطره برایمان کمرنگ شده است. مثلا اگر انسان مسنی که در طول عمر خود بسیار مطالعه کرده است اگر با خواندن یک کتاب , به طور عجیبی احساس کند که این کتاب را قبلا خوانده است , واقعا احتمال اینکه در طول عمرش مطالب مشابه با نوشته های آن کتاب را خوانده یا شنیده باشد زیاد است. پدیده ی دژاوو با گیجی و گنگی کاملا متفاوت است چرا که در این مواقع احساسی که به انسان دست می دهد , گیجی نیست بلکه احساسی آغشته از تعجب و شگفتی است. در مورد دژآ ویزیته نیست ممکن است اشتباه هایی صورت گیرد. در برخی موارد ممکن است انسان توصیفات یک مکان را در جایی خوانده باشد یا از کسی شنیده باشد و یا حتی در ذهنش در مورد آن صحنه را تخیل با تفکر کرده باشد و پس از مشاهده آن مکان منبع آشناییش با آن را به یاد نیاورد و به خاطر این آشنایی تعجب کند.
در برخی افراد سالخورده بطور مکرر این پدیده رخ می دهد. حتی تا حدی که فرد مبتلا تصور می کند که قبلا به پزشک مراجعه کرده و درمان نگردیده. این افراد در لوب گیجگاهی خود نوعی نا رسایی دارند. عصب هایی که وقتی انسان چیزی را به یاد می آورد فعال می شوند , در این حالت همیشه فعال می مانند و باعث خلق خاطراتی می شوند که عملا وجود نداشته اند.
دژاوو همانطور که در افراد سالم رخ می دهد در افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی بیش تر روی می دهد. این بیماران معمولا قبل از تجربه تشنج دژاوو را تجربه می کنند. در این حالت بیمار به واقع به باور می رسد که اتفاقی را عینا در گذشته تجربه کرده است. در کتاب تاریخی سینوهه فرعون اخناتون در بسیاری موارد در مورد موقعیت که پیش آمده یا اتفاقی که افتاده بود می گفت که من می دانستم این اتفاق می افتد یا خدای من ( منظور آتون است که نه بت دارد و نه شکل مخصوص) این اتفاق را به من الهام کرده بود و بعد دچار حمله صرع می شد. فرعون این اتفاق را از قبل نمی دانسته بلکه این نوع پدیده دژاوو باعث می شده که وقتی اتفاق افتاد تصور کند که از قبل از وقوع آن آگاه بوده یا اینکه به خدایش به او الهام کرده بوده. و همانطور که گفتیم این حالت قبل از تشنج در افراد دچار صرع بیشتر رخ می دهد.
پدیده دژاوو توسط افراد متمول, افرادی که بیش تر سفر می کنند, نویسندگان و کسانی که قوه تخیل خوبی دارند, افرادی که دچار اضطراب و استرس هستند و همچنین کسانی که دارای آرامش و آسودگی خاطر زیاد هستند بیشتر رخ می دهد.
زیگموند فروید عقیده دارد دژاوو هنگامی روی می دهد که فرد خود به خود یک خیالپردازی ناخودآگاه را به یاد می آورد. از آنجایی که این خیالپردازی ناخودآگاه است ققط به آن حس آشنایی پیدا می شود و فرد دچار این پدیده می شود.
برخی دارو ها باعث بالا رفتن احتمال دژاوو می شوند. در سال 2001 یک بیمار مبتلا به آنفلونزا به مصرف یک داروی ویروس کش و یک داروی ضد حساسی پرداخت و در حین دوره ی درمانی خود دچار توهمات و دژاوو میشد بطوری که گاهی اوقات فکر می کرد که قبلا یک دوره درمانی را انجام داده و در طی یک دوره جدید است.
اما برخی هم دژاوو را به کلی با تناسخ ربط میدهند. معتقدان به تناسخ باور دارند که روح آدمی بارها کالبدهای مختلفی را تجربه میکند و وقتی انسان میمیرد ، روحش در کالبد دیگری ، تجسد پیدا میکند. بنابراین دژاوو ناشی از به یاد آوردن حوادثی است که ورح در کالبد دیگر گذرانده است.
در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، اعتقاد بر این بود که دژاوو میتواند بر اثر زمان بندی نادرست پیامهای عصبی باشد. چنین تصور میشد که این اشتباه در تنظیم زمان، موجب میشود که مغز باور کند که برای بار دوم دچار تحریک عصبی شده در حالی که مغز یک پیام را با تاخیر دریافت نموده و در واقع یک رویداد واحد را دو بار تجربه میکند.
تعدادی از نظریات مشابه این نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیمکره مغز و همچنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی نیز از آن دسته اند. شاید یکی از تصدیق شده ترین تئوریها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشمها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده را به مغز میرساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظره ای منجر میشود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.
این تئوری با وجود پذیرفتنی بودن، به خاطر سر و کار داشتن با لحظه بسیار کوتاهی از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفی گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابینا، تناقضی پر اهمیت در این ایده ایجاد نمود. فراروانشناسی دژاوو با پیش آگاهی، غیب گویی یا قوه درک فوق حساس، رابطه نزدیکی دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدی بر تواناییهای ذهنی ذکر میشود. توضیحات غیر علمی این حالت را به پیش گویی، شهود و خاطرات زندگی گذشته مرتبط میداند.
توضیح علمی پدیده دژاوو در ارتباط مستقیم با فرایند حافظه انسان است. در مغز قسمتهای مختلفی وجود دارند که هرکدام با گذشته، حال و آینده سر و کار دارند. بطور کلی قسمتهای فوقانی مغز با آینده، قسمتهای نزدیک به گیجگاه با گذشته و قسمتهای زیرین با حال سر و کار دارند. در شرایط عادی قسمتهای فوقانی وقتی فعال میشوند که انسان به فکر آینده است و در مورد رفتارهایی که از خود نشان خواهد داد فکر میکند و قسمتهای نزدیک به گیجگاه زمانی فعال میشوند که انسان به خاطرات گذشته خود می اندیشد. در ساختار مغز انسان بادامه است که مسئولیت هشیاری ما را در زمان حال را در مغز انسان بر عهده دارد. بادامه همچنین به احساسات ما از اطراف تون و رنگ میبخشد. وقتی شما یک خودرو را میبینید که به سرعت به سمت شما می آید به سرعت عکس العمل از خود نشان میدهید و خود را به طرف پیاده رو پرتاب میکنید، این عکس العمل همان کاری است که بادامه در مغز انسان آنرا هدایت میکند. بادامه همچنین باعث تغییر سریع چهره انسان در عکس العمل به اتفاقاتی که اطرافش می افتد میشود. مثلا وقتی انسان ضربه ای را از محیط دریافت میکند، وقتی خبر مرگ کسی را میشنود و یا وقتی که ناگهان صدای بسیار بلندی را میشنود ناگهان چهره اش تغییر می یابد. این تغییر چهره سریع نیز فعالیت بادامه مغز انسان است.
این عکس العمل ها نیازمند پردازش بسیار سریع در مغز انسان است و این دقیقاً همان کاری است که بادامه مغز انسان در آن تخصص دارد. بادامه انسان همچنین به انسان احساس زندگی کردن در زمان حال را میدهد و در هر ثانیه 40 بار با توجه به اطلاعاتی که از محیط دریافت میشود حالت و احساسی جدید را به انسان القا میکند. این فعالیت بادامه در شرایط عادی آنقدر سریع است که معمولا توسط انسان احساس نمیشود و تنها با آزمایشهای دقیق میتوان آنرا تشخیص داد.
هیپوتالاموس عضو دیگری از مغز است که برای توضیح مختصری در مورد پدیده دژاوو باید به آن بپردازیم. هیپوتالاموس مسئولیت حافظه کوتاه مدت انسان را بر عهده دارد و این واقعیت از آنجا پیدا شده است که اختلالات هیپوتالاموسی معمولا موجب اختلالات شدید در حافظه کوتاه مدت انسان میشوند. هیپوتالاموس باعث میشود تا ما در زمان حال قرار بگیریم و احساس در زمان حال بودن به ما دست بدهد. افرادی وجود دارند که هیپوتالاموسشان صدمه دیده است و هرگز قادر نیستند چیزهایی را که بعد از صدمه دیدن مغزشان برایشان اتفاق افتاده است به یاد بیاورند.
بخش دیگر مغز که مسئولیت حافظه بلند مدت را برعهده دارد لایه پاراهیپوکمپال نامیده میشود. این قسمت از مغز در واقع متشکل از سلولهای متعددی است که سطح مغز را و اطراف هیپوتالاموس را فرا گرفته اند و در ارتباط بسیار نزدیک با هیپوتالاموس هستند.
معمولا ارتباط این سه بخش مغز با یکدیگر بسیار سریع انجام میگیرد. ما اطلاعات را از محیط میگیریم و آنرا در حافظه کوتاه مدت خود نگه میداریم و بعد با حافظه بلند مدت خود مقایسه میکنیم و تصمیم گیری کرده عکس العملی نشان میدهیم. اما دژاوو وقتی پیش می آید که اطلاعات دریافت شده از محیط بجای پردازش شدن در بخشی از مغز که مسئول پردازش زمان حال است (بادامک) به دلایل خاصی در قسمتهای مربوط به حافظه کوتاه مدت یا بلند مدت (هیپوتالاموس یا لایه پاراهیپوکمپال) پردازش شوند. در این شرایط چیزهایی که از محیط توسط مغز دریافت میشوند برای انسان احساس “خاطره بودن” میدهند و در اینجا است که حالت دژاوو به انسان دست میدهد. باید توجه داشت که مغز انسان با تغییرات شیمیایی فعالیت میکند و در برخی از موارد تغییرات شیمیایی صحیحی انجام نمیگیرد و آنچه در زمان “حال” انجام میگیرد بگونه ای حس میشود که انگار در “گذشته” انجام گرفته است.
دژاوو را میتوان حتی بطور مصنوعی نیز ایجاد کرد. ویلدر پینفیلد در سال 1![]()
955 آزمایشی را انجام داد که در آن شوکهای الکتریکی ضعیفی را به قسمتهای مربوط به حافظه بلند مدت مغز (پاراهیپوکپال) وارد کرد و نتیجه آن شد که هشت درصد کسانیکه در آزمایش شرکت کردند خاطرات گذشته خود را در زمان حال تجربه کردند. یعنی برای مدتی که زیر آزمایش بودند گمان کردند که در گذشته زندگی میکنند.
در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20، اعتقاد بر اين بود كه دژاوو ميتواند بر اثر زمان بندي نادرست پيامهاي عصبي باشد. چنين تصور ميشد كه اين اشتباه در تنظيم زمان، موجب ميشود كه مغز باور كند كه براي بار دوم دچار تحريك عصبي شده در حالي كه مغز يك پيام را با تاخير دريافت نموده و در واقع يك رويداد واحد را دو بار تجربه ميكند.
تعدادي از نظريات مشابه اين نيز وجود دارند كه عدم ارتباط صحيح دو نيمكره مغز و همچنين تحريكات بيش از حد سريع نوروني نيز از آن دسته اند. شايد يكي از تصديق شده ترين تئوريها مربوط به تاخير در رسيدن نور به يكي از چشمها باشد. درواقع يك چشم به جاي هماهنگي كامل با چشم ديگر، با تاخيري اندك پيام آنچه ديده را به مغز ميرساند اين حالت به ايجاد حسي از آشنايي در برابر منظره اي منجر ميشود كه تنها يك بار ديده شده، اما پيام ديدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.
اين تئوري با وجود پذيرفتني بودن، به خاطر سر و كار داشتن با لحظه بسيار كوتاهي از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفي گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابينا، تناقضي پر اهميت در اين ايده ايجاد نمود. فراروانشناسي دژاوو با پيش آگاهي، غيب گويي يا قوه درك فوق حساس، رابطه نزديكي دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدي بر تواناييهاي ذهني ذكر ميشود. توضيحات غير علمي اين حالت را به پيش گويي، شهود و خاطرات زندگي گذشته مرتبط ميداند.
در زیر می توانید برخی از نظریات معتبر را در مورد پدیده دژاوو مطالعه کنید
1-توجه تقسيم شده: كه به نظريه تلفن همراه نيز شهرت دارد، هنگامي كه ما حواسمان به چيزي منحرف ميگردد (صحبت با تلفن همراه)، باز بطور نيمه خودآگاه (زير آستانه اي) وقايع پيرامون خود را به حافظه مي سپاريم، اما ممكن است آنها را بطور آگاهانه در حافظه خود ثبت نكنيم. سپس وقتي كه ما فرصت مي يابيم به عملي كه در حال انجامش ميباشيم تمركز يابيم (رانندگي)، پيرامون ما آشنا بنظر خواهند رسيد. براي مثال وقتي كه شما براي نخستين بار وارد منزلي ميشويد، توجه شما بيشتر به صاحبخانه معطوف است، اما مغز شما در اين حين خانه را از حيث ديداري، شنيداري و يا بويايي مورد پردازش قرار ميدهد. و شما وقتي كه به خانه نظر مي افكنيد، چنين ميپنداريد كه قبلا آن جا بوده ايد.
تجربه اوليه يا بطور كامل مورد توجه قرار نگرفته و يا بدرستي و با جزئيات در حافظه رمز گذاري نشده است. بنابراين شرايط فعلي آغازگر يادآوري اجزاء از گذشته مي شود. فرد از آنجايي كه دقت كافي نكرده، عمده تجربه اوليه را فراموش كرده است. تجربه اوليه ممكن است چند ثانيه تا چند دقيقه قبل از حالت دژاوو روي داده باشد.
نكته:ذهن ناخودآگاه اندكي سريعتر از ذهن خودآگاه ما شرايط پيرامون ما را پردازش و ادراك ميكند.
2-نظريه هولوگرام: خاطرات همچون هولوگرام ميباشند،يعني شما ميتوانيد كل تصوير 3 بعدي را توسط هر كدام از اجزاء كل بازآفريني كنيد. هر چه آن اجزاء كوچكتر باشند، تصوير نهايي مبهم تر خواهد بود. دژاوو هنگامي رخ ميدهد كه برخي از جزئيات موجود در محيطي كه ما در آن حضور داريم (صحنه، بو، صدا) مشابه برخي بقاياي خاطره ما از گذشته است، كه مغز ما صحنه كامل را از روي اجزاء (موجود فعلي) بازآفريني كرده است.
3-پردازش دوگانه: و يا تاخير ديداري مبتني است بر اينكه چگونه مغز اطلاعات جديد را پردازش كرده و خاطرات كوتاه مدت و بلند مدت را ذخيره ميكند. به باور برخي دانشمندان پاسخ به تاخير افتاده نورولوژيكي علت دژاوو است. از آنجايي كه اطلاعات به مركز پردازش مغز از طريق بيش از يك مسير وارد ميگردد، امكان دارد كه گاه آن تلفيق و تركيب اطلاعات با يكديگر همزماني نداشته باشند. لوب گيجگاهي چپ مغز مسئول طبقه بندي اطلاعات ورودي ميباشد. لوب گيجگاهي اطلاعات را دو مرتبه، با يك تاخير چند ميلي ثانيه اي بين ارسال دو پيام دريافت ميكند. يك بار مستقيما و يك بار ديگر از راه انحرافي از نيمكره راست مغز. چنانچه تاخير ارسال پيام دوم اندكي بيشتر از معمول طول بكشد، مغز ممكن است اطلاعات را به غلط زمانبندي كرده و به عنوان يك حافظه پيشين ثبت كند، كه در اين صورت حس ناگهاني آشنايي به انسان دست ميدهد.
مسير سيگنالهاي دو چشم به سمت مغز از حيث طول اندكي متفاوت است. مغز اطلاعات را از يك چشم دريافت كرده و فوراً در حافظه ثبت ميكند. لحظه اي بعد سيگنال از چشم دوم به مغز ميرسد. سپس مغز فوراً در مي يابد كه اطلاعات دريافتي آشنا است، دقيقا مشابه آنچه در حافظه موجود است. هرگاه اختلاف ورود اطلاعات دو چشم بيش از 0.025 ثانيه بطول انجامد ،ممكن است مغز دو تصوير را يك تصوير واحد تفسير نكرده و حالت دژاوو به انسان دست دهد.
- انسان در واقع دو روش پردازش اطلاعات ديداري مجزا در مغز خود دارد. يك مسير ساقه مغز كه در مراحل اوليه تكامل، مغز براي پردازش اطلاعات ديداري از آن استفاده ميكرده است. و مسير جديد تالاموس كه انسان امروزي از آن استفاده ميكند، چراكه كارامدي و سرعت عمل آن بيشتراست. سرعت پردازش اطلاعات ديداري در مركز تالاموس 0.025 ثانيه سريعتر از مركز ساقه مغز است. برخي افراد كه كماكان مسير قديمي ساقه مغزشان فعال است، مغز دو تصوير مجزا از يك صحنه دريافت ميكند كه دژاوو را پديد مي آورد.
4- منابع ديگر خاطرات: ما داراي خاطرات ذخيره شده فراواني از جوانب گوناگون زندگي خود هستيم. نه تنها از تجارب شخصي خودمان بلكه از تجارب ديگران، فيلم هاي سينمايي، تصاوير و كتاب هاي كه مطالعه شان كرده ايم. ما ممكن است خاطرات محكمي از چيزهايي كه ديده و يا خوانده ايم در حافظه مان داشته باشيم، بدون اينكه آنها را شخصاً تجربه كرده باشيم. به مرور زمان اين خاطرات ممكن است به ذهن ما رانده شوند. وقتي ما چيزي را مي بينيم و تجربه مي كنيم كه بسيار شبيه يكي از همين خاطرات است به ما احساس دژاوو دست ميدهد.
5-روياها: عقيده بر آنست كه روياها مستقيماً بدون ورود به حافظه كوتاه مدت در حافظه بلند مدت ثبت ميشوند. دژاوو ممكن است خاطره يك روياي فراموش شده با عناصر يكسان در تجربه فعلي در بيداري باشد.
منابع: سایت های مردمان , سکولاریسم ایران , ویکی پدیا , هوپا

سلام،
موضوع جالبی بود. در واقع اینکه یکسری دلایل احتمالی را هم توضیح دادید مطلب را جالبتر کرد.
موفق باشید.
ممنون منبع فارسی درست حسابی وجود نداشت درباره دژاوو
[...] نوشت 7: این مطلب رو هم در مورد دژاوو نوشته بودم که به نظرم برای بعضی ها [...]
مرسی خیلی خوب بود قبلا چند بار این تجربه رو داشتم که به نظرم به زندگی های گذشته ربط داشتن یا تو خواب دیده بودم البته آخرم نفهمیدم کدوم نظریه از همه درستتره
______________________________
همون اشتباه مغز در قرار دادن اطلاعات در حافظه ی کوتاه مدت یا بلند مدت مغز قابل قبول تره.
ممنونم از مطلب خوبت. چن بار تو فیلمای مختلف شنیده بودم این کلمه رو. معنیشو نمیفهمیدم! مخصوصا تو فایت کلاب.. که ادوارد نورتون میگه: آی ثات آل آو ذیس واز ا دژاوو.
******************************
بله. مساله ایه که تقریبا زیاد پیش میاد اما اغلبمون اسمی برای این مساله نمی دونستیم.
از مطلبتون خیلی ممنون
اگر این دژاو زیاد اتفاق بیفتد یعنی چه ؟
خیلی برام اتفاق میفته و داره اذیتم میکنه.
کمک کنید..
راه حلش رو نمی دونم اما می دونم که من از این اتفاق لذت هم می برم.