دور دوم انتخابات فردا برگزار میشه. مردم , مثل دور اول نمیرن رای بدن. رای های سنتی باعث میشه “بدون تقلب” اصولگراها مجلس رو قبضه کنن. بعد به همه ی دنیا ثابت میشه که حکومت ایران مورد تایید و حکومت منتخب مردم ایرانه.
حالا بشینید تو خونتون و با یه ژست خوشگل روشنفکرانه , قهوه بخورید , شاید هم بعدش یه پیپ بکشین و تلویزیون تماشا کنید و فکر کنید که چقدر باحالید که به اینا افتخار نمی دید که برید رای بدید.


سلام
لطف کردی سر زدی
من رای ندادم چون احساس کردم که مورد سوءاستفاده قرار میگیرم، مثل ابزاری که فقط واسه بخشی از کار میخوان، اگه خیلی ها شرکت میکردن چه اتفاقی میفتاد؟!!!
************************************
اگه 40-50 نماینده حتی در حد اکبر اعلمی در مجلس باشن حرفشون به یه جا میرسه و دیگه این تعداد نماینده رو نمیشه دادگاهی و خفه کرد یا اینکه حداقل ترمز نرمی برای حماقت های دولت باشه و و و …
1. مخالفم. سؤال من اینه: اصلاح طلبان که در مجلس ششم اکثریت مطلق رو داشتن چه غلطی کردند که امروز به مفید بودن اونها امیدی داشته باشیم؟
2. با پاسخت به دکتر ارباسی هم مخالفم: امثال اعلمی در مجلس ششم زیاد بود امّا باز هم می پرسم: چه غلطی کردن؟ مسئلۀ دیگه اینه که خودت هم خوب می دونی بعد از مجلس ششم و به ویژه ماجرای استعفای گروهی دیگه شورای نگهبان نخواهد گذاشت کسانی در حد اعلمی، حقیقت جو و پیرمؤذن به مجلس راه پیدا کنن. در این صورت وقتی می دونیم کسانی که به اسم اصلاح طلب راهی مجلس شدن تنها اسم “اصلاح طلب” رو یدک می کشن؛ چه اصراری به تکرار این بازی بیهوده و این دور باطل داریم؟
3. راستی منم روز انتخابات نشستم خونه و با یک ژست روشنفکرانه قهوه خوردم و پیپ کشیدم امّا داشتم به فیلم “زندگی دیگران” (آلمان – 2006) نگاه می کردم!
*************************************************
دو کار میتونیم (میتونستیم) بکنیم. اول اینکه برگه های رای رو با اسامی حتی بد (بین بدتر ها) پر کنیم و اصطلاحا رای بدیم و در انتخابات شرکت کنیم. دوم هم هر چیزی غیر. این که مثلا تو خونه بشینیم و “زندگی دیگران” (آلمان – 2006) رو نگاه کنیم یا رای سفید بدیم یا هر چیز دیگه و یه جورای انتخابات رو جدی نگیریم. فرایند عقلی تصمیم گیری برای انتخاب بین دو عمل, شامل بررسی نکات مثبت و منفی هر دو انتخاب و تصمیم گیری با توجه به سنگینی و سبکی نکات مثبت و منفی این دو انتخاب میشه. آره , رای دادن هزینه داره. اینکه اگه تعداد آرا بالا بره مشروعیت انتخابات به نظر بعضی ها بیشتر میشه که برای خیلی ها مساله خیلی بدیه. یا اینکه به قولی شناسنامه مون کثیف میشه و اینکه اطرافیانمون ممکنه ما رو مسخره بکنن یا …
رای ندادن شاید تنها هزینه اش مربوط به سختگیری های دولتی در مورد مهر های کم شناسنامه مون باشه. نکات مثبتش چی ؟ به جز همین ژست مثلا روشنفکری و مثلا با کلاس فایده ی دیگه ای داره؟ مطمئن باشید با همون آرای سنتی مشروعیت انتخابات حفظ میشه. اما رای دادن “ممکنه” (همین امکان با رای ندادن به وجود نمی آد) چیزی رو تغییر بده یا حداقل از سرعت سقوط رو کم تر کنه. منصف باشیم. مجالش نیست کارهای مفید مجلس 6 رو بشمارم ولی نماینده های همین مجلس بودن که برای اولین بار در گوش هم راجع به رفراندوم حرف میزدن. بعد از رد صلاحیتشون هم بعنوان آخرین کاری که میتونستن بکنن با تحصنشون دنیا رو متوجه ظلم در کشورمون کردن. اصلاح طلبا شاید کاری نکردن ولی مطمئنم که هممون دیگه فرق خاتمی با احمدی نژاد رو درک کردیم. همین رابطه بین مجلس 6 با مجلس 7(الان بعلاوه مجلس 8 ) هم برقراره. من هم پیپ زیاد می کشم. حرفهای قلمبه سلمبه هم زیاد می زنم ولی به موقعش سعی می کنم با بررسی همه جوانب به فاکتور های مهم تر برای تصمیم گیریم توجه کنم نه مسایلی مثل کثیف شدن شناسنامه ام.
خب من، تو و هر کس دیگه ای بر اساس یک تحلیل سادۀ هزینه-فایده هر کاری از جمله همین رو انجام می دیم. من می بینم که رای دادنم هیچ تاثیری نداره؛ برام فرقی نمی کنه که چار تا نمایندۀ “منوّرالفکر” درگوشی راجع به رفراندوم حرف بزنن یا واسه خالی نبودن عریضه اعتصابی هم بکنند. من به نتیجۀ کار نگاه می کنم که هیچ چیز نیست جز سکون مطلق؛ نگاه می کنم و می بینم که رای دادن یعنی انتخاب کسی که عقایدو آرمانهاش با عقاید و آرمانهای تو هم خوانی داشته باشه؛ و در حال حاضر که کاندیداهای نمایندگی باید از فیلتر شورای نگهبان گذرونده شن چنین کسی که با معیارهای من مطابقت داشته باشه وجود نداره؛ به فرض هم که باشه؛ وقتی رفت به مجلس و فی المثل با هم فکرانش اکثریت قاطعی رو تشکیل دادند؛ با یک “حکم حکومتی” ساده به زور خفه می شن و می تمرگن سر جاشون. پس من به اصلاح این سیستم به شیوۀ سیاسی و مطابق الگوی اروپایی رنسانس باور ندارم و به خودم حق می دم انتصابات اون رو تحریم کنم؛ حتی اگه بدونم افرادی پیدا میشن که فکر می کنن با رای دادن می تونن سرعت سقوط این سیستم رو کاهش بدن.
یک چیز دیگه: “لزوم رای دادن برای مقابله با استبداد” استدلالیه که این روزها می بینم خیلی از اصلاح طلبان برای جلب اعتماد مردم مطرح می کنن؛ البته فراموش کردند که این فقط یکی از تاکتیک های مبارزه ست و روی دیگۀ سکه “لزوم تحریم انتخابات و روی آوردن به مبارزۀ منفی” در شرائط ضروریه؛ یکی از ویرانگر ترین و مؤثر ترین تاکتیک های مبارزه که توسط بزرگانی مث گاندی و ماندلا به کرّات مورد استفاده قرار گرفت؛ در مبارزاتی به مراتب سنگین تر، با حکومت هایی به مراتب محکم تر و نفوذ ناپذیر تر از جمهوری اسلامی.
رفیق شفیق؛ محکم ترین حکومت های توتالیتر جهان یعنی آلمان هیتلری؛ شوروی استالینیستی و آپارتاید آفریقای جنوبی بالاخره در برابر جبر تاریخ زانو زدند و از پا درآمدند؛ حکومت سست و ضعیفی مث جمهوری اسلامی (با رهبری که در 18 تیر از شدّت ترس اومد جلوی دوربین ها و گریه کرد) که دیگه جای خود دارند…