
بعضی از دوستان از جمله پلنگ صورتی در مورد اعتقاد من به شرکت در انتخابات ها و رای دادن به اصلاحات ( چه احزاب اصلاح طلب و چه کاندیداهای مستقل اصلاح طلب) گله می کنن و اعتقاد دارن که رای دادن اونها در این انتصابات هیچ فایده ای نداره , پس بهتره انتخابات رو تحریم کنن که با این عمل اعتراض جمعی خودمون رو نشون بدیم.
من متوجه میشم که اعتقاد داری که بهترین نماینده های منورالفکر اصلاح طلب کار خیلی مفیدی نمی تونن انجام بدن. اما من فکر می کنم که داشتن یه دروازه بان و مدافع خیلی ضعیف و تقریبا بی خاصیت تو زمین بهتر از عدم حضورشونه چراکه لااقل فضا رو برای مانور دادن حریف کم تر می کنن. قبول می کنم که مجلس ششم و دولت اصلاحات ایده آل نبود اما نمی تونم قبول کنم که فرقی با مجالس و دولت بعدی نداشت. وضعیت رابطه ایران با دیگر کشورهای دنیا در آن دوره قابل مقایسه با الان نیست. چرا که به خاطر وجود همین مدافعین کم خاصیت بود که حریف قدرت تندروی ندشت. هر چند که شورای نگهبان هم یک دروازه بان و مدافع خوب برای اونها بود که حتی قانون منع شکنجه , قانون رفع تبعیض از زنان که به قرارداد های بین المللی مربوط میشد رو وتو می کرد. وجود داشتند ارگان هایی که نگاه مردم از پیگیری قتلهای زنجیره ای و قتل فروهر توسط مجلس 6 رو منحرف کنن , اما هر مدافعی بعد از چند حمله است که عقب نشینی میکنه. این با شرایط سیاسی ایران صدق می کنه. اتفاق افتاده که تحریم حرکت های حکومتی نتیجه ای در بعضی کشورها داشته باشه اما تحریم موقعی موثره که عمومی بشه. من نمیتونم وضعیت مطبوعات رو تحقیر آمیز واسه خودم ندونم. کدوم روزنامه رو الان می تونم از دکه بخرم و بخونم که بیشتر اعصابم ناراحت نشه. رئیس جمهور کنونی چندین بار از حمایت های نماینده های مجلس که او رو شجاع خطاب می کردند اشاره میکنه و نتیجه می گیره که مردم هم مثل نماینده هاشون از گند زدنش به سیاست خارجی حمایت می کنند. مطمئنا با حضور همون مدافعین کم خاصیت در مجلس مجال این نمایش های ابلهانه از حریف گرفته میشه. و و و …
توجه به مسایلی از این قبیل می تونست نتایج حداقلی پیروزی در همین انتخابات مجلس باشه. همین مسایل حداقلی که باید از اون به سمت جلو حرکت کنیم یا حداقل سرعت سقوط رو کم کنیم. و جای تاسف داره که با تصمیمات هیجانی و تبعیت از فکر اطرافیان و دوستان با کلاسمون و تماشای فیلم های آلمانی به جای حرکت عاقلانه این فرصت ها رو به حریف میدیم که ما رو به سیر در یک سقوط قهقرایی ببره و نابود کنه. اون موقع است که فرار غیر قانونی هم برامون گزینه ای جدی تر در کنار مهاجرت میشه. و چه رویا پردازم من که توقع دارم دوستام به خاطر جلوگیری از نابودی مملکتشون شناسنامه هاشون رو کثیف کنن. در حالیکه که فرقی بین مجلس 6 با مجالس بعدی و دولت خاتمی با دولت احمدی نژاد نمی بینن.
پس نوشت: خدایش بیامرزد پلنگ صورتی را


درود
چی بگم سروش ؟
تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که لینکت کنم !
از تو چه پنهون من سیزده ساله رای ندادم ..
جلوی سیلاب مهیب بی تفاوتی که نمیشه وایساد ..
دلم میخواد زودتر بمیرم ..
البته یه کار دیگه هم که از دستم بر میومد این بود که زن نگیرم که بچه دار بشم که بچه تو این جامعه بدبخت بشه و بزرگ که شد فحش باباش بده !
بدرود
******************************************
به قول لوییز هی “فقط کافیه که یه جور دیگه ببینیم , همون طوری میشه”
ممنون
1. چه عکس قشنگی!
2. به کامنتت پاسخ داده شد
3. کاچی همیشه بهتر از هیچی نیس؛ بعضی وقتا دروازه بان و مدافع خودشون به خودشون گل می زنن. این کاریه که اصلاح طلبان از 78 به این طرف انجام دادن و نتیجۀ طبیعیش رو امروز دارن می بینن.
4. از بهتر بودن روابط در اون زمان نسبت به امروز؛ مقاومت نسبی در برابر شورای نگهبان و اصول گرایان و… نوشتی؛ لزومی به توجه نسبت به چنین مواردی وجود نداره. لازمه یادآوری کنم که گروه قابل توجهی از محافظه کاران در اثر مخالفت (یا حتی عدم همسویی کامل) با سیاست های احمدی نژاد مغضوب حاکمیت قرار گرفتند (خوش چهره؛ توکلی و تا حدودی حداد عادل) می بینی که در چنین فضایی که به هم جناحان خودشون هم رحم نمی کنن نوبت به مخالفت جماعت اصلاح طلب نخواهد رسید؛ در ثانی بازهم تاکید می کنم که همون نیمچه مقاومت مال دوره ای بود که کله گنده های اصلاح طلبان مث اعلمی و حقیقت جو و خاتمی (محمّدرضا) و… در مجلس حضور داشتن؛ امروز که دیگه مجلس از وجود چنین نمایندگانی مث کله کچل از مو فارغ شده و حتی اگه هم بخوایم به چنین کسانی رای بدیم؛ شورای محترم نگهبان اجازه نخواهد داد.
5. از اینکه نمی تونه یه روزنامۀ درست و حسابی بخونی چندان ناراحت نباش؛ بعد از 78 دیگه چنین آرزویی به خاک سپرده شد و با توقیف یک شبه 100 نشریه توسط مرتضوی در همون دورۀ اوّل خاتمی فاتحۀ رکن پنجم خونده شد. پس همۀ تقصیرها در این زمینه به گردن احمدی نژاد نیست و اتفاقا اصلاح طلبان هم به همین اندازه در سرکوب آزادی مطبوعات دخیل هستن.
6. امّا نظر اساسی من دربارۀ شیوۀ برخورد با حاکمیت: راستش متوجه شدم که تو اصولا اصلاح طلب هستی و من ذاتا برانداز. پس آبمون توی یک جو نمیره. تو به لزوم رفرم سیاسی و حرکت تدریجی به سمت ایده آل ها اعتقاد داری؛ من برعکس معتقدم این حکومت تنها در یک حالت تسلیم خواهد شد: فشار شدید اقتصادی+سیاسی از خارج: همون بلایی که به سر حکومت های لیبی و کرۀ شمالی اومد و در یکی دو روز گذشته رابرت موگابه رو بعد از 3 دهه از قدرت پایین کشید. می دونی که به هزار و یک دلیل جنبش های سیاسی در ایران امروز نتیجه بخش نخواهند بود و تنها دو چیز می تونه امواج توده های مردم رو به خیابون ها بیاره: فشار خارجی+گرسنگی و غم نان (یادت نره که ریشۀ اصلی مشروطیت هم گرسنگی ملّت بود)
7. یه چیز دیگه: کم تیکه بنداز ناقلا. هی چپ و راست به فیلم دیدن ما گیر نده
********************************************
پس نتیجه ی اخلاقی این صحبت ها مون این میشه که بهتره با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم.
اول از همه برايت آرزو مىکنم که عاشق شوى
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد
و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد
و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد
اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى
برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشي
از جمله دوستان بد و ناپايدار
برخى نادوست و برخى دوستدار
که دست کم يکى در ميانشان بىترديد مورد اعتمادت باشند
و چون زندگى بدين گونه است
برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى
نه کم و نه زياد …… درست به اندازه
تا گاهى باورهايت را مورد پرسش قرار دهند
که دست کم يکى از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زياده به خود غره نشوى
و نيز آروزمندم مفيد فايده باشى، نه خيلى بیخاصيت
تا در لحظات سخت
وقتى ديگر چيزى باقى نمانده است
همين مفيد بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد
همچنين برايت آروزمندم صبور باشى
نه با کسانى که اشتباهات کوچک مىکنند
چون اين کار سادهاى است
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذير مىکنند
و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى
و اميدوارم اگر جوان هستى
خيلى به تعجيل، رسيده نشوى
و اگر رسيدهاى، به جوان نمایى اصرار نورزى
و اگر پيرى، تسليم نااميدى نشوى
چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد
اميدوارم به پرندهاى دانه بدهى و به آواز يک
سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهيش را سر مىدهد
چرا که به اين طريق، احساس زيبايى خواهى يافت
به رايگان
اميدوارم که دانهاى هم بر خاک بفشانى
هر چند خرد بوده باشد
و با روييدنش همراه شوى
تا دريابى در يک درخت چقدر زندگى وجود دارد
اگر همه اينها که گفتم برايت فراهم شد
ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم…
***************************************
شعر دلنشینی بود. ممنونم
اتنخابات تموم شد داداش پاشو پاشو بيدار شو همه رفتن
درود
با اینکه مجلس و دولت قبلی با این دولت و مجلس، فرق داره باهات موافقم ولی با این موافق نیستم که چون یه عده توی این نظام هستن که معتدل تر از بقیه اند پس ما هم باید به اونا رای بدیم، نظام و اصلاح طلبان توی اون هشت سال نشون دادند که این حکومت اصلاح پذیر نیست، زمانی هم برای دادن فرصت دوباره نیست، اساس و بنیان خراب است.
در ضمن خوشحالم که باهات آشنا شدم.
موفق باشی