<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: رویا</title>
	<atom:link href="http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Nov 2009 08:18:16 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: یه دوست</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/#comment-68</link>
		<dc:creator>یه دوست</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 12:39:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=89#comment-68</guid>
		<description>درود
با اینکه مجلس و دولت قبلی با این دولت و مجلس، فرق داره باهات موافقم ولی با این موافق نیستم که چون یه عده توی این نظام هستن که معتدل تر از بقیه اند پس ما هم باید به اونا رای بدیم، نظام و اصلاح طلبان توی اون هشت سال نشون دادند که این حکومت اصلاح پذیر نیست، زمانی هم برای دادن فرصت دوباره نیست، اساس و بنیان خراب است.
در ضمن خوشحالم که باهات آشنا شدم.
موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود<br />
با اینکه مجلس و دولت قبلی با این دولت و مجلس، فرق داره باهات موافقم ولی با این موافق نیستم که چون یه عده توی این نظام هستن که معتدل تر از بقیه اند پس ما هم باید به اونا رای بدیم، نظام و اصلاح طلبان توی اون هشت سال نشون دادند که این حکومت اصلاح پذیر نیست، زمانی هم برای دادن فرصت دوباره نیست، اساس و بنیان خراب است.<br />
در ضمن خوشحالم که باهات آشنا شدم.<br />
موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: FAnCy FrEe</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/#comment-67</link>
		<dc:creator>FAnCy FrEe</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 11:16:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=89#comment-67</guid>
		<description>اتنخابات تموم شد داداش پاشو پاشو بيدار شو همه رفتن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اتنخابات تموم شد داداش پاشو پاشو بيدار شو همه رفتن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نازنين سراجي</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/#comment-66</link>
		<dc:creator>نازنين سراجي</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 May 2008 04:35:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=89#comment-66</guid>
		<description>اول از همه برايت آرزو مى‌کنم که عاشق شوى 
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد 
و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد 
و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى 
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد 
اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى 

برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشي
از جمله دوستان بد و ناپايدار 
برخى نادوست و برخى دوستدار 
که دست کم يکى در ميانشان بى‌ترديد مورد اعتمادت باشند 
و چون زندگى بدين گونه است


برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى 
نه کم و نه زياد ...... درست به اندازه 
تا گاهى باورهايت را مورد پرسش قرار دهند 
که دست کم يکى از آنها اعتراضش به حق باشد 
تا که زياده به خود غره نشوى 

و نيز آروزمندم مفيد فايده باشى، نه خيلى بی‌خاصيت 
تا در لحظات سخت 
وقتى ديگر چيزى باقى نمانده است 
همين مفيد بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد 

همچنين برايت آروزمندم صبور باشى
نه با کسانى که اشتباهات کوچک مى‌کنند 
چون اين کار ساده‌اى است 
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذير مى‌کنند 
و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى 

و اميدوارم اگر جوان هستى
خيلى به تعجيل، رسيده نشوى 
و اگر رسيده‌اى، به جوان نمایى اصرار نورزى
و اگر پيرى، تسليم نااميدى نشوى
چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است 
بگذاريم در ما جريان يابد 

اميدوارم به پرنده‌اى دانه بدهى و به آواز يک 
سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهيش را سر مى‌دهد 
چرا که به اين طريق، احساس زيبايى خواهى يافت 
به رايگان 

اميدوارم که دانه‌اى هم بر خاک بفشانى 
هر چند خرد بوده باشد 
و با روييدنش همراه شوى 
تا دريابى در يک درخت چقدر زندگى وجود دارد 

اگر همه اين‌ها که گفتم برايت فراهم شد 
ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم...
***************************************
&lt;strong&gt;شعر دلنشینی بود. ممنونم&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اول از همه برايت آرزو مى‌کنم که عاشق شوى<br />
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد<br />
و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد<br />
و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى<br />
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد<br />
اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى </p>
<p>برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشي<br />
از جمله دوستان بد و ناپايدار<br />
برخى نادوست و برخى دوستدار<br />
که دست کم يکى در ميانشان بى‌ترديد مورد اعتمادت باشند<br />
و چون زندگى بدين گونه است</p>
<p>برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى<br />
نه کم و نه زياد &#8230;&#8230; درست به اندازه<br />
تا گاهى باورهايت را مورد پرسش قرار دهند<br />
که دست کم يکى از آنها اعتراضش به حق باشد<br />
تا که زياده به خود غره نشوى </p>
<p>و نيز آروزمندم مفيد فايده باشى، نه خيلى بی‌خاصيت<br />
تا در لحظات سخت<br />
وقتى ديگر چيزى باقى نمانده است<br />
همين مفيد بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد </p>
<p>همچنين برايت آروزمندم صبور باشى<br />
نه با کسانى که اشتباهات کوچک مى‌کنند<br />
چون اين کار ساده‌اى است<br />
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذير مى‌کنند<br />
و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى </p>
<p>و اميدوارم اگر جوان هستى<br />
خيلى به تعجيل، رسيده نشوى<br />
و اگر رسيده‌اى، به جوان نمایى اصرار نورزى<br />
و اگر پيرى، تسليم نااميدى نشوى<br />
چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است<br />
بگذاريم در ما جريان يابد </p>
<p>اميدوارم به پرنده‌اى دانه بدهى و به آواز يک<br />
سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهيش را سر مى‌دهد<br />
چرا که به اين طريق، احساس زيبايى خواهى يافت<br />
به رايگان </p>
<p>اميدوارم که دانه‌اى هم بر خاک بفشانى<br />
هر چند خرد بوده باشد<br />
و با روييدنش همراه شوى<br />
تا دريابى در يک درخت چقدر زندگى وجود دارد </p>
<p>اگر همه اين‌ها که گفتم برايت فراهم شد<br />
ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم&#8230;<br />
***************************************<br />
<strong>شعر دلنشینی بود. ممنونم</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پلنگ صورتی</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/#comment-65</link>
		<dc:creator>پلنگ صورتی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 20:42:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=89#comment-65</guid>
		<description>1. چه عکس قشنگی!
2. به کامنتت پاسخ داده شد
3. کاچی همیشه بهتر از هیچی نیس؛ بعضی وقتا دروازه بان و مدافع خودشون به خودشون گل می زنن. این کاریه که اصلاح طلبان از 78 به این طرف انجام دادن و نتیجۀ طبیعیش رو امروز دارن می بینن.
4. از بهتر بودن روابط در اون زمان نسبت به امروز؛ مقاومت نسبی در برابر شورای نگهبان و اصول گرایان و... نوشتی؛ لزومی به توجه نسبت به چنین مواردی وجود نداره. لازمه یادآوری کنم که گروه قابل توجهی از محافظه کاران در اثر مخالفت (یا حتی عدم همسویی کامل) با سیاست های احمدی نژاد مغضوب حاکمیت قرار گرفتند (خوش چهره؛ توکلی و تا حدودی حداد عادل) می بینی که در چنین فضایی که به هم جناحان خودشون هم رحم نمی کنن نوبت به مخالفت جماعت اصلاح طلب نخواهد رسید؛ در ثانی بازهم تاکید می کنم که همون نیمچه مقاومت مال دوره ای بود که کله گنده های اصلاح طلبان مث اعلمی و حقیقت جو و خاتمی (محمّدرضا) و... در مجلس حضور داشتن؛ امروز که دیگه مجلس از وجود چنین نمایندگانی مث کله کچل از مو فارغ شده و حتی اگه هم بخوایم به چنین کسانی رای بدیم؛ شورای محترم نگهبان اجازه نخواهد داد.
5. از اینکه نمی تونه یه روزنامۀ درست و حسابی بخونی چندان ناراحت نباش؛ بعد از 78 دیگه چنین آرزویی به خاک سپرده شد و با توقیف یک شبه 100 نشریه توسط مرتضوی در همون دورۀ اوّل خاتمی فاتحۀ رکن پنجم خونده شد. پس همۀ تقصیرها در این زمینه به گردن احمدی نژاد نیست و اتفاقا اصلاح طلبان هم به همین اندازه در سرکوب آزادی مطبوعات دخیل هستن.
6. امّا نظر اساسی من دربارۀ شیوۀ برخورد با حاکمیت: راستش متوجه شدم که تو اصولا اصلاح طلب هستی و من ذاتا برانداز. پس آبمون توی یک جو نمیره. تو به لزوم رفرم سیاسی و حرکت تدریجی به سمت ایده آل ها اعتقاد داری؛ من برعکس معتقدم این حکومت تنها در یک حالت تسلیم خواهد شد: فشار شدید اقتصادی+سیاسی از خارج: همون بلایی که به سر حکومت های لیبی و کرۀ شمالی اومد و در یکی دو روز گذشته رابرت موگابه رو بعد از 3 دهه از قدرت پایین کشید. می دونی که به هزار و یک دلیل جنبش های سیاسی در ایران امروز نتیجه بخش نخواهند بود و تنها دو چیز می تونه امواج توده های مردم رو به خیابون ها بیاره: فشار خارجی+گرسنگی و غم نان (یادت نره که ریشۀ اصلی مشروطیت هم گرسنگی ملّت بود)
7. یه چیز دیگه: کم تیکه بنداز ناقلا. هی چپ و راست به فیلم دیدن ما گیر نده
********************************************
&lt;strong&gt;پس نتیجه ی اخلاقی این صحبت ها مون این میشه که بهتره با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>1. چه عکس قشنگی!<br />
2. به کامنتت پاسخ داده شد<br />
3. کاچی همیشه بهتر از هیچی نیس؛ بعضی وقتا دروازه بان و مدافع خودشون به خودشون گل می زنن. این کاریه که اصلاح طلبان از 78 به این طرف انجام دادن و نتیجۀ طبیعیش رو امروز دارن می بینن.<br />
4. از بهتر بودن روابط در اون زمان نسبت به امروز؛ مقاومت نسبی در برابر شورای نگهبان و اصول گرایان و&#8230; نوشتی؛ لزومی به توجه نسبت به چنین مواردی وجود نداره. لازمه یادآوری کنم که گروه قابل توجهی از محافظه کاران در اثر مخالفت (یا حتی عدم همسویی کامل) با سیاست های احمدی نژاد مغضوب حاکمیت قرار گرفتند (خوش چهره؛ توکلی و تا حدودی حداد عادل) می بینی که در چنین فضایی که به هم جناحان خودشون هم رحم نمی کنن نوبت به مخالفت جماعت اصلاح طلب نخواهد رسید؛ در ثانی بازهم تاکید می کنم که همون نیمچه مقاومت مال دوره ای بود که کله گنده های اصلاح طلبان مث اعلمی و حقیقت جو و خاتمی (محمّدرضا) و&#8230; در مجلس حضور داشتن؛ امروز که دیگه مجلس از وجود چنین نمایندگانی مث کله کچل از مو فارغ شده و حتی اگه هم بخوایم به چنین کسانی رای بدیم؛ شورای محترم نگهبان اجازه نخواهد داد.<br />
5. از اینکه نمی تونه یه روزنامۀ درست و حسابی بخونی چندان ناراحت نباش؛ بعد از 78 دیگه چنین آرزویی به خاک سپرده شد و با توقیف یک شبه 100 نشریه توسط مرتضوی در همون دورۀ اوّل خاتمی فاتحۀ رکن پنجم خونده شد. پس همۀ تقصیرها در این زمینه به گردن احمدی نژاد نیست و اتفاقا اصلاح طلبان هم به همین اندازه در سرکوب آزادی مطبوعات دخیل هستن.<br />
6. امّا نظر اساسی من دربارۀ شیوۀ برخورد با حاکمیت: راستش متوجه شدم که تو اصولا اصلاح طلب هستی و من ذاتا برانداز. پس آبمون توی یک جو نمیره. تو به لزوم رفرم سیاسی و حرکت تدریجی به سمت ایده آل ها اعتقاد داری؛ من برعکس معتقدم این حکومت تنها در یک حالت تسلیم خواهد شد: فشار شدید اقتصادی+سیاسی از خارج: همون بلایی که به سر حکومت های لیبی و کرۀ شمالی اومد و در یکی دو روز گذشته رابرت موگابه رو بعد از 3 دهه از قدرت پایین کشید. می دونی که به هزار و یک دلیل جنبش های سیاسی در ایران امروز نتیجه بخش نخواهند بود و تنها دو چیز می تونه امواج توده های مردم رو به خیابون ها بیاره: فشار خارجی+گرسنگی و غم نان (یادت نره که ریشۀ اصلی مشروطیت هم گرسنگی ملّت بود)<br />
7. یه چیز دیگه: کم تیکه بنداز ناقلا. هی چپ و راست به فیلم دیدن ما گیر نده<br />
********************************************<br />
<strong>پس نتیجه ی اخلاقی این صحبت ها مون این میشه که بهتره با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پرهام</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2008/04/30/dream/#comment-64</link>
		<dc:creator>پرهام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 14:47:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=89#comment-64</guid>
		<description>درود

چی بگم سروش ؟

تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که لینکت کنم !

از تو چه پنهون من سیزده ساله رای ندادم .. 

جلوی سیلاب مهیب بی تفاوتی که نمیشه وایساد .. 

دلم میخواد زودتر بمیرم ..

البته یه کار دیگه هم که از دستم بر میومد این بود که زن نگیرم که بچه دار بشم که بچه تو این جامعه بدبخت بشه و بزرگ که شد فحش باباش بده !

بدرود
******************************************
&lt;strong&gt;به قول لوییز هی &quot;فقط کافیه که یه جور دیگه ببینیم , همون طوری میشه&quot;
ممنون&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود</p>
<p>چی بگم سروش ؟</p>
<p>تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که لینکت کنم !</p>
<p>از تو چه پنهون من سیزده ساله رای ندادم .. </p>
<p>جلوی سیلاب مهیب بی تفاوتی که نمیشه وایساد .. </p>
<p>دلم میخواد زودتر بمیرم ..</p>
<p>البته یه کار دیگه هم که از دستم بر میومد این بود که زن نگیرم که بچه دار بشم که بچه تو این جامعه بدبخت بشه و بزرگ که شد فحش باباش بده !</p>
<p>بدرود<br />
******************************************<br />
<strong>به قول لوییز هی &#8220;فقط کافیه که یه جور دیگه ببینیم , همون طوری میشه&#8221;<br />
ممنون</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
