
تازگی ها صحبت کوچکی در مورد لزوم برخورد با کامنتهای مخالف , بی منطق و اهانت آمیز در وبلاگ ها شکل گرفته. در فضای حاضر وبلاگستان فارسی اغلب نویسنده ها رو میشه به نوعی در دسته ی منتقد یا مخالف های سیاست های حال حاضر حکومت قرار داد و کسانی که به شدت بقیه از این سیاست ها انتقاد نکنند رو میشه در اقلیت محسوب کرد. در هر جو و فضای عمومی ای هم اگه یه نفر ساز مخالف یا حتی سازی غیر از ساز عموم بزنه مورد توجه گروه اکثریت قرار می گیره و متعاقب اون در پرتوی این توجه , مورد اصابت تمسخر , اهانت , تهمت و خیلی از برچسب های دیگه قرار می گیره که لزوما همه ی اونها هم درست نیستند و گاهی از سر عصبانیت , تعصب , غرض ورزی و … هستند.
به نظر من اگه کسی تصمیم داره حرفی متفاوت با دیگران رو در یک جامعه بزنه باید اونقدر محکم بزنه که مجال رو از کور متعصبان فضای اکثریت برای اهانت و تهمت های بی منطق بگیره. از ابتدا وبلاگ بامدادی رو پیگیری می کردم. وبلاگ نویسی منطقی , با عقایدی شکل گرفته که برای وبلاگش هم خیلی ارزش قائله. حرف های و عقاید بامدادی در وبلاگستان در اقلیت نیست اما مطابق با عقاید تقریبا تند و مخالف (نه الزاما بی منطق) بقیه و در دسته ی اکثریت مذکور هم نیست. در این اوضاع و احوال همون طور که در بالا عرض شد انگار یه مقدار از هزینه هایی که معمولا گوینده ی یک حرف متفاوت می پردازه در کامنت های وبلاگش متوجه بامدادی شده و در یک نوشته پاسخی تقریبا منصفانه و عمومی به کامنت های حاوی توهین , تمسخر و اهانت پاسخ داده. این نوشته داغ دل خیلی ها رو تازه می کنه و کمانگیر و زهرا هم در مورد مساله این گونه کامنت های مخالف می نویسند که قالب کلی این نوشته ها اینه که آزادی حد و مرزی داره و ایرانیها باید جنبه ی تکنولوژی رو داشته باشن و بتونن حرف مخالف رو تحمل کنن و …
این که آزادی یعنی اختیار و اراده کامل هر عملی اما محدود به آزادی دیگران کاملا درسته. اینکه یکی بیاد و کامنتی حاوی لیچار و بد و بیراه برای کسی که یه اعتقاد مخالف رو نوشته بذاره هم قابل دفاع نیست. اما همونطور که در بالا گفتم من فکر می کنم که ما یه مقدار باید طاقتمون رو بیشتر کنیم و به جای سانسور و حمله ی متقابل , قدرت منطق خودمون رو بیشتر کنیم. اگه نوشته ی ما مستدل باشه و یک اعتقاد مخالف جو رو محکم و روشن مطرح کنیم , اولا جا رو برای مخالفت های بی منطق و توهین آمیز تنگ می کنیم و ثانیا به نوعی کامنت های مخالف و بی ادبانه رو در چشم خواننده ی بعدی کمرنگ می کنیم و حتی شاید همین کامنت های از سر عصبانیت تاثیر گذار بودن نوشته و محکم بودن منطقمون در مورد اون اعتقاد به نوعی اثبات کنه.
حال اینکه ما بیایم کامنت هامون رو به این بهانه ببندیم (وبلاگی که کامنت هاش به هر علت بسته بشه فقط یه دفترچه یادداشت شخصی مدرنه) یا اینکه آه و ناله راه بندازیم از ایرانی بازی و بی جنبه بودن ایرانی ها ( که البته با عرض معذرت من اون رو فقط یه جور ژست سوسولی میدونم ) بهتره پوست خودمون رو کلفت تر کنیم.
احتمالا خوندن این نوشته بعد از نوشته ی قبلی , این احساس رو بهتون بده که من خودم رو در نقش یه پدربزرگ یا ایرادگیر وبلاگستان تصور می کنم. اما در این سه چهار سالی که در وبلاگ های مختلف مزخرف نوشتم همیشه ذکر کردم که دارم از همه ی شما دوستان وبلاگ نویس درس یاد می گیرم همونطور که مطمئنا مهمترین هدف نوشتن در این فضا یاد گرفتن و تمرین کردن خیلی چیزهاست.

کاملا موافقم
سلام رفیق جان من هم موافقم .شاد و سربلند باشی.
اون قسمت محکم بودن منطق که اشاره کردید ریشه در فرهنگ ما داره وگرنه الان مدتها است دنیا داره از استدلال استفاده میکنه
فکر کنم اونجور که از منطق محکم گفتید زیاد تا دگم بودن فاصله نداشته باشد
***********************************************************
نه رفیق اینطورا هم نیست
سلام بابا بزرگ .
سلام. مطلب جالبی بود . به هر حال این هم یکی از مظاهر توسعه نیافتگی است!
جالب بود
راستی راجب به سرعت اینترنت که لطف کرده بودی تو وبلاگم نظر داده بودی
عکسی که گرفته بودی رو دیدم سرعت شما 95 کیلو بایت(KB) بر ثانیه اس راستش او اول خیلی شک کردم چون الان تنها کشوری که تو دنیا سرعت 100 مگ بر تانیه داره ژاپنه و نفر کشور بعدی 30 مگه بقیه هم پایین ترن
ولی به هر خال تبریک میگم سرعتت خیلی خوبه
**************************************************
پس به بقیه هم پزش رو میدم
سلام.دوست عزیز به مطلب جالبی اشاره کردید.ظرفیت آدمها مشخص می شود.و قدرت انتقاد پذیر بودنشان
مخصوصا در وب خانم ها چون بعضی فحش را به جونت می کشند
قدر ت انتقادشون کم می باشد
موفق باشید
*********************************************
به هر حال همونطور که عرض شد فرار (بستن کامنت ها) یا پاسخ دادن از جایگاه بالاتر هم عمل مناسبی نیست.
در اينكه فحش دادن كار بچههاي بده كه شكي نيست. اما شما گفته بودي :
«این که آزادی یعنی اختیار و اراده کامل هر عملی اما محدود به آزادی دیگران کاملا درست…»
اين مسئله محدود بودن و اينا تو تئوري اينطوري بيان ميشه. در عمل اينكه چقدر يا تا چه حد بايد محدود باشيم كاملاً بستگي داره به اين كه چه تجربه ما رو كجا ببره. اينكه خط قرمز كجاست، يه موضوع قرارداديه و اين قرارداد به مرور زمان تعيين ميشه. گاهي حتي ميتونه قانون نانوشته باشه.
به هر حال به مرور زمان يه عده فحش ميدن يه عده اعتراض ميكنن تا اين نقطه تعيين بشه.
*************************************************************
فرمودین اینکه تا چه حد محدود باشیم بستگی داره به تجربه و خط قرمز ها و این یک موضوع قراردادیه.
این خط قرمز ها و محدودیت ها که حریم آزادی افراد رو مشخص می کنه توسط قانون تعیین میشه. اصلا نقش قانون تعیین همین محدودیت ها برای آزادیه. این قانون هم بر اساس عرف به وجود میاد (البته ایده آلش اینه)
و حالا که قانونی در این باب وجود نداره باید به عرف توسل کرد که این رفتار ها در این عرف قابل توجیهه.
با شما کاملاً موافق نيستم و کامنتهای توهينآميز رو پاک ميکنم، چون ديدنشون در پای نوشته هم خودم رو ناراحت ميکنه هم بعضی از خوانندههای ديگه رو. البته اصلاً صحبت سانسور هر نظر مخالفی که لحن تند و عصبی داشته باشه نيست. اما وقتی من خيلی ساده دربارهء زندگی روزمرهام مينويسم و حسادت يکی تحريک ميشه و مياد کاملاً بيدليل و بيربط سر فحش رو ميکشه به من و گاهی حتی به همسرم، هيچ دليلی نميبينم که اون کامنت رو بگذارم بمونه. يا وقتی يکی مياد عوض برهان و استدلال به من ميگه (بلانسبت) تو خيلی نفهم و احمق و خری، بگذارم کامنتش بمونه که چی بشه؟ بعضيها هم بدون هيچ دليلی با من خيلی بیمقدمه احساس پسرخالگی ميکنن و ميان به عنوان شوخی حرف زشت ميزنن، که باز هم کامنتشون بيرحمانه قلع و قمع ميشه. بعد تازه همهء اين نمونههايی که گفتم، به عنوان سرکوب آزادی بيان مورد اعتراض قرار ميگيره! آيا غير از اينه که چنين اشخاصی آزادی بيان رو حتی در حد ابتدايی هم درک نکردهاند؟ وبلاگ خونهء منه و من ميخوام در اين خونه احساس راحتی کنم. به نظر من احترام يه چيز دوجانبه است و مهمان تا وقتی لايق احترامه که مثل يک مهمان هم رفتار کنه.
راستی فکر کنم اشتباه تايپی شده، ليچار صحيحه
******************************
ممنون از تذکرت , “لیچار” رو اصلاح کردم. اشتباه تایپی هم نبود , از بی سوادی من بود.