
وبلاگچی مطلبی در مورد بزرگرین ترس زندگیش نوشته بود که بسیار مطلب تاثیر گذاری بود. از من هم پرسیده که بزرگترین ترس زندگیم چیه؟ شاید باور نکنید ولی این سوال چند روز تبدیل به درگیری اصلی ذهنم شده بود. واقعا من از چی میترسم؟ واسه ی من خیلی سوال سختی بود.
از چند تا از رفقا هم این سوال رو کردم , جواب بیشترشون مربط به مرگ و از دست دادن عزیزانشون بود. اما هیچکدوم از جواب هایی که دیگران دادند دغدغه و ترس اصلی زندگی من نیست. شاید به نظرتون خیلی آدم بی احساس و خشکی بیام. اما تنها ترس های بزرگی که بعد از کلی درگیری فکری بهشون رسیدم این دو مورد بودند: بی پولی – نادان بودن.
اصولا من بدون هیچ رحم و مروتی چاره و راه حل اصلی خیلی از مسایل و مشکلات رو پول میدونم. بی پولی هم کشیده ام و اصلا دوست ندارم که درد بی پولی داشته باشم.
مساله ی دوم هم نادان بودنه که فکر نمی کنم اهمیتش احتیاج به توضیح داشته باشه.
این پست کوتاه با همین چند جمله بهانه ای شد تا از دوستان دیگر , این سوال رو بپرسم.بزرگترین ترس زندگیتون چیه؟ شاید از دل این سوال به مسایلی فکر کنیم که تا حالا واسمون مهم نبودن. بعضی از دوستان , قبلا توسط وبلاگچی و دوشیزه شین به پاسخ دادن این سوال دعوت شده اند. خوشحال میشم که دیگر دوستان هم این سوال رو جواب بدن.
امیر , فضول باشی , رضا عظیمی , مریم , مهملات , میرزا قاسمی , نون وا , نیم , ناباور , نازنازی , هادی خوجینیان , کمال , یولیرجین , یک مهندس خسته , مهتاب مفخم , کندو , شیخ الشیوخ , یک مشهدی , سروش روحبخش , آمیر , ذهن خسته , دلزده , هیوا , طاها بذری , شبنم فکر , عصیان اندیشه , مهرنوش محتشمی, حدیث مهر , آریو
پس نوشت 1: اینجا میتونید عکس هایی از رنج و خون عزاداران تندرو مذهبی ببینید.
پس نوشت 2: این عکس شناسنامه ی محمود احمدی نژاده. اگه به صفحه ی توضیحات شناسنامه توجه کنید متوجه میشید که نام خانوادگی رئیس جمهور تغییر کرده و قبلا چیز دیگه ای بوده. دوستان تیز بین و قوی چشم برای تشخیص نام فامیل قبلی رئیس جمهور تلاش کنن و اگه موفق شدن ما رو هم مطلع کنن و گروهی رو از کف بیرون بیارن.
پس نوشت 3: با یه مدل کاراکتر قابل مطالعه هم در این وبلاگ زیاد برخورد کردم. کسانی که قبل از آدرس ایمیلشون www. میذارن.
پس نوشت 4: کی دوست داره اینجوری ماساژش بدن؟ اینجوری
پس نوشت 5: این مطلب هم حرف دل منه.
پس نوشت 6: به پرسپولیسی های عزیز هم پیشرفت تیمشون رو از خوردن 4 گل در هر بازی به 3 گل در هر بازی تبریک میگم.
پس نوشت 7: چند تا از دوستان در مورد عکس سربرگ وبلاگ سوال کرده بودن. جهت تنویر افکار عمومی عرض کنم که عکس چشمای مثل ماه خودمه.
پس نوشت 8: در اخبار ساعت 14 امروز گزارشی دیدیم از کاهش 30 درصدی قیمت مسکن در شمال تهران و رضایت مردم از طرح های اخیر دولت و بعد گزارشی دیدیم از اینکه بحران اقتصادی آمریکا باعث شده فقر حتی در خیابان های این کشور دیده شود. احتمالا در چند روز آینده صندوق هایی برای کمک مالی به مردم فقیر و ستمدیده ی آمریکا در سطح شهرهای کشور خواهیم دید.
پس نوشت 9: عکس این مطلب به علت تحریک بیش از حد حس خشونت عوض شد.

سلام، بزرگترین ترس زندگیم اینه که هیچ کی دوستم نداشته باشه، یا اینطور بگم هیچ دوستی نداشته باشم، این از همه بدتره، چون با وجود یه دوست خوبه که می تونی با بقیه ترسهای زندگیت با کمک اون مقابله کنی…
******************************
همممم… ممنون. ولی کاش در یک پست در وبلاگت با جزییات بیشتر در موردش مینوشتی.
اونم چشم
******************************
نادانی از بی پولی وحشتناک تره، منم به پرسپولیسی ها تبریک می گم
******************************
من هم این دو رو رتبه بندی نکردم.
درود
باشه سروش .. دو سه روز پیش اون مطلب رو خوندم .. با یه خورده فکر کردن چیزی به ذهنم نرسید ..
در موردش بیشتر فکر می کنم ..
باز هم درود
این پس نوشتات من رو کشته وا !
******************************
از شما یاد گرفتیم
ممنون بابت دعوت
الان چهارمین باریه که به این بازی دعوت میشم 
)
ولی این بازی رو انجام ندادم
آی اس پی محبوب من جزیزه
آقا اجازه به ما تا آخر هفته وقت میدید؟ ;;) آخه فعلا مشغول موش کشتن هستم اگه به ترس فکر کنم کارم زاره .. .:)
******************************
خواهش میکنم. اختیار دارید
ممنون که درباره ترست نوشتی.بعد از ترس خودم از ترسی که کوچه باغ گفته بیشتر میترسم.دراغره سوالتم تو همون کامنتی که گذاشتی واست یه لینک گذاشتم همه چیو توضیح داده.منتظریم بترکونی داداش
******************************
لطف داری. ممنون
با اینکه sohbat از من نظر نخواسته ولی من با پررویی خودم را قاطی میکنم!
از نظر من بزرگترین ترس زندگی ترس از خودکشی است. به جان عزیزت که عزیزتر از جان من است، عین حقیقت را گفتم.
******************************
نوشته های وبلاگ شما همیشه فقط در زمینه ی سیاست بوده و تا حالا مطلبی غیر سیاسی در اون ندیدم , به خاطر همین هم بعید میدونستم که مطلبی شخصی با این موضوع در وبلاگتون بنویسید. واسه این بود که اینجوری شد : )
مرسی. فکر میکنم میگم!
از دعوتت سپاسگزارم، راستش اگر قرار باشه از ترس ناخودآگاه بگیم! از دوران مدرسه تا دوران دانشگاه بدترین کابوسم جلسه امتحانی بودش که یک کلمه بلد نبودم چیز بنویسم!!!
الان از تو بیداری از این میترسم که حساب بانکیم موجودی نداشته باشه!
و اما بیشتر از اینکه از مرگ بترسم از این میترسم که قرار باشه دوباره به زندگی برگردیم!
******************************
در ترس از بی پولی تفاهم داریم
ishallah poolet az paroo bala bere pesar! ghosse nakhor
******************************
سلام
من نمي دونستم اينجا رو تو گوگل ريدرم مي خونم.
اگه اشكالي نداره، اسمشون رو ميزارم جهل و فقر، ترسهاي خيلي بزرگي هستن و آغاز خيلي از ترسهاي ديگه .
اميدوارم هم آدمهاي دنيا از اين دوتا ترس و تمام ترسهاي ديگه در امان باشن.
ممنون از اين دقت نظر
******************************
البته ترس ها مون با هم خیلی متفاوته ولی عنوان خوبی رو انتخاب کردید
من قبلن ها همیشه میترسیدم از اینکه درسم تموم بشه و کاری نداشته باشم که انجام بدم…الان سرم اومده واسه همین دیگه نمیترسم!
از سوسک هم نمیترسم هاااا…خوشم نمیاد!
ولی حارج از شوخی…همیشه از این میترسم که دوستانم رو، اونایی که دوستیشون واسم ارزشمنده از دست بدم. یا حداقل اعتمادشون رو از دست بدم. این اتفاق وحشتاکیه.
******************************
این ترس آخر که مطرح کردین هم تقریبا عمومیت داره. البته مثل همیشه من از دایره ی آدمیت خارجم و ترس های آدمیزادی ندارم.
سلام
الان هم گرفتار بی پولی ام و هم نادانی.ترسم ریخته دیگر !
من هنوزم منتظر مطلبه هستم
******************************
البته به نظر خانم عاقلی میاین. بی پولیتون رو خبر ندارم.
مطلبه هم مخاطرات زیادی داره. آبروم میره بابا. فردا پس فردا واسم شر میشه.
حالا یه حرفی زدیم شما گیر نده. اگه خواستی به صورت خصوصی واستون تعریف میکنم. تا دلتون بخواد از این خاطره ها دارم.
چشم ولی خب میدونین که باید فکر کنم…
******************************
آره خب. مساله ی مهمیه.
سلام.
مرسی از اطلاع رسونی پادکست.
یه سوال بی ربط.
چرا در سید بار وبلاگت،دسته بندی تو اونجوری؟
یعنی حروف A و یک پنجره باز برای دیدن و ….. ؟
خوشحال میشم زود به من جواب بدی.
******************************
یه اشتباه بود که اصلاحش کردم. قبلا هم یه بار اینجوری شده بود و درستش کرده بودم. نمی دونم علتش چیه. شاید کنترل پنل وبلاگم جن داره. ممنون از اینکه اطلاع دادین
…Thank You man ! 4 radioweblogestan
******************************
You’r welcome
اشتباه نیست سروش جان.
مطمئن باش خیلی از دوستان وردپرسی هک شدند و من خیلی وقته دنبال این قضیه هستم
البته هکرش ادم مردم آزاری نیست ” تا حالا نبوده ” و امیدوارم از حرف من نخندی.
خیلی وقته تو فکر پادکست هستم،شایدم درست کردم.
******************************
گجمو جان حرفای ترسناک میزنی. مگه تا حالا اتفاقات دیگه هم مثل این دیدی؟
توضیح:
بنده خودم نه تنها غلط های تایپی بلکه غلط های املایی هم دارم!
پس می خوام فرافکنی کنم و کمی سر به سر دوست عزیزم آمیرو بگذارم!
آمیرو چه قدر وحشتاکه؟!! خیلی وحشتاکه یا کم وحشتاکه؟!!
اما در کل به هر حال آمیروی عزیز یک پست به این مطلب اختصاص بدی خیلی بهتره. سربلند باشی.
******************************
آمیرو کیه؟ آقا شاید منظورت آمیره. زنگ طبقه بالا رو بزن
سلاملکم
چیزه شما که در بلاگرول من بودید که :دی اصلانم تقصیر همون هکره هست
******************************
این هکره رو کلا دوسش میدارم. {اسمایلی سیاست کثیف انگلیسی}
از چيزاي خوبي ميترسي !
برد پرسپولیسو تبریک می گم به پرسپولیسی هاااااااااااا، خصوصاً شخص شخیص شما، راستی اون ماساژه خیلی بددددددددددد بود، حالم یه جوری شد…
******************************
کلا ماساژ لذت بخشیه
سلام! بهتره شما یه فکری به حال بازیکنای خودتون بکنید که دیگه به جای توپ خبرنگارارو نزنن!
دیروزم که 3تا زدیم! امرتون اجابت شد!
******************************
ما هم کلا از اینکه رقیب های بیشتری در حد خودمون داشته باشیم خوشحال میشیم.
سلام سروش جان چند وقتی سرم بد شلوغه نمی رسم زود زود بنویسم و بخونم شرمنده دیگه خلاصه…
من از خودم بیشتر از هر چیزی می ترسم…دیدی گاهی آدم یه جوری میشه و اونقدر می تونه غریبه بشه که از تغییرات خودش بترسه؟ البته درسته که بیشتر اون نوع ترس به خاطر برخوردهاش با دیگران معنا پیداد می کنه ولی به نظرم این قضیه دیگران خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می کنیم اهمیت داره چون خیلی وقتا ما اون چیزی هستیم که دیگران دربارمون فکر می کنن…
در کل گمونم بیشتر از اینکه دیگری آشنایی برام نمونده باشه که منو اونجور که هستم و دوست دارم باشم بشناسه، می ترسم…همون تنهایی خودمون…
راستی یه لطفی کن اگه جوابی بهم میدی برام تو بلاگ خودم بذار که اگه تو این سر شلوغی چک کنم فقط برسم یه سر به کامنتای خودم بزنم شاید جوابت رو احیاناً نبینم…
راستی راجع به کوچ هم داداش با همه مزیت هاش ولی لامذهب بدجوری سخته، از این محبت های زنجیر و افسار انداز کندن برای ماهای شرقی بدجوری دردناک میشه…
سربلند.
سلام سروش. ببخش. من نامرد نیستم. بی پولی نمی ذاره وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی رو ادامه بدم. تو راست می گی. یکی از ترسای بزرگ همین بی پولیه. و بدتر از اون نادانی. خوشبختانه حالا که اینترنت برای من کم دسترس شده هنوز کتابهای زیادی وجود داره که میل به خوندنو در من ارضا می کنه.
با این که نمی تونم بیام و اون رادیوتونو گوش بدم ولی همیشه ترجیح می دم یه کتاب از آلبر کاموی بزرگ رو گوش بدم. بیگانه. اینو تو نظر سنجیت لحاظ کن.
******************************
این کتاب خوندنه که گفتی خیلی خوبه. شاد و موفق باشی رفیق
ســـلام…
ولی به نظر من اون عکس بالا ترسش بیشتره که یکدفعه آدم به شیر بر بخوره
******************************
آره. مثل اینکه این خشونتش از عکس قبلی هم بیشتره
آمیرو لقب دوران کودکی آمیر می باشد!
زنگ شماره چند میشه؟!
******************************
بالایی ما دیگه !
ترس پول رو منم دارم ولی هنوز نمی دونم بزرگترینشه یا نه.
جمع کن بابا چیه این تیمای جوات تهرانی. فقط صبای قم
******************************
پیکان قزوین
من از هیچ چیز نمی ترسم
چون هیچ چیز برای از دست دادن ندارم
چیه خیلی عجیبه این حرفو یه جوون 18 ساله ای بزنه که امسال حقشو تو کنکور خوردن؟
اصلا عجیب نیست
من نمی ترسم
******************************
وضعیت بدیه
بزرگترین ترس زندگی وجود نداره همه ترسای زندگی بزرگن و همه دلخوشیا کوچیک.
امزا: دیس ایگنوتیسِ افسردهِ منفی نگر و لیوان را کلن خالی بین D:
[...] دوست عزیزی از من خواست که درباره ترسهایم بنویسم باعث شد که با یک [...]
اطاعت امر گردید
)
******************************
خواهش میکنم. شما لطف دارید.
راستی عکس نذاری بهتره، چون این از قبلیه هم وحشتناک تره
******************************
هممم…
salam; man mehmoone na khoondam. amma mikham az tarsam begam: tarsaie mese tarsaye ketabe koori zhoze saramago, ya ketabe mira… ya aslan zendegi… een ke chetori bayad zendegi koni ke 2 rooz dige ba bizari az gozashtat harf nazani… een ke ye roozi nakhay too soorate khodet tof bendazi…
tars az soghoot shad o ba shahamat bashin.
******************************
باز هم ببینیمت رفیق
مثل اینکه دیر به این بازی رسیدم. نادانی رو به شدت هستم. ترسناکه!
در ضمن پسنوشتهات هم باحاله!
[...] پولدار شدن می کردم. همونطور که در مطلب ترس های زندگیم نوشتم , یکی از بزرگترین ترس های زندگی من , مفلس و بی پول شدنه. [...]
[...] پولدار شدن می کردم. همونطور که در مطلب ترس های زندگیم نوشتم , یکی از بزرگترین ترس های زندگی من , مفلس و بی پول شدنه. [...]
بزرگ ترین ترس زندگی ام مرگ بود. سال ها پیش. دیگر از آن نمی ترسم و از این بابت احساس بی شعوری می کنم.
******************************
هممم…