فرانس کافکا نویسنده ای است آلمانی زبان و یهودی که سال 1883 در چک به دنیا آمد. آنچه از اندیشه ی کافکا به جا مانده , تنها چند داستان کوتاه است و چند رمان نا تمام. حتی همین آثار هم به در خواست کافکا می بایست بعد از مرگش نابود می شد. او در سن 40 سالگی بر اثر بیماری سل در وین اتریش در گذشت.
اغلب دوستان , با مطالعه ی آثار کافکا به فضای پوچی می رسند و این فضا رو با فضای منصوب شده به اگزیستانسیالیسم مترادف می دانند که فاقد احساسات زیبا معرفی شده است. در حالیکه شخصا بسیاری اوقات از پس معانی به ظاهر پوچ و اندوهناک نوشته های این چنینی به شادی درونی سنجیده و وصف ناپذیری رسیده ام.
اولین شخصی که فارسی زبانان را با کافکا آشنا کرد , صادق هدایت بود. اولین نوشته ای هم که او از کافکا ترجمه کرد , همین نوشته ی خیلی کوتاه , یعنی “جلوی قانون” بود. این روزها می توانیم آثار کافکا را با ترجمه های حسن قائمیان و جلال الدین اعلم نیز بخوانیم.
جلوی قانون , داستان مردی دهاتی و از همه جا بی خبر است که می خواهد به حریم قانون راه یابد اما پاسبانی جلوی درب قانون حضور دارد که اجازه نمی دهد مرد از درب باز قانون عبور کند. مرد نیز که سال ها به امید عبور از در منتظر مانده بود از پاسبان می پرسد که چرا کس دیگری به سراغ قانون نمی رود. پاسبان هم وقتی می بیند دیگر چیزی از عمر آن مرد دهاتی نمانده است , پاسخ می دهد :”این درب ورودی فقط برای تو ساخته شده بود که تو هم تلاش کافی برای عبور از آن نکردی و اکنون فرصتت تمام شده و من درب را می بندم.”
مقدمه ی کوتاهی هم در ابتدای پادکست آمده که از علی شاهری است.
فایل صوتی این داستان خیلی کوتاه رو می تونید از رادیو وبلاگستان گوش کنید یا دانلود کنید. یعنی از اینجا
ضمنا پیشاپیش به خاطر تحمل صدای ناجور من و تنظیم خیلی آماتوری این پادکست از همه ی دوستان عذر میخوام.
پس نوشت 1: داستان کوتاه “خوشگذرانی” نوشته ی علی نودهی , پادکست بعدی من در بخش داستان کوتاه و رمان رادیو وبلاگستان خواهد بود.
پس نوشت 2: شاید بعضی دوستان فکر کنن که رادیو وبلاگستان متعلق به من یا وبلاگچیه. می خوام عرض کنم که رادیو وبلاگستان که فعلا بر روی وردپرس دات کام در دسترسه متعلق به همه ی وبلاگ نویسان فارسیه و به هیچ وجه متعلق به شخص خاصی نیست. امیدوارم از این ایده بیشتر استقبال بشه و دوستان فعالیت بیشتری بکنن. این ایده پتانسیل رشد و تاثیر گذاری خیلی زیادی داره. البته در صورت توجه بیشتر هاست و دامین مستقل هم برای رادیو وبلاگستان در نظر گرفته میشه.
پس نوشت 3: بعضی دوستان می پرسن که چی باید در یه پادکست گفت. عرض کنم که ساده ترین شکل این کار اینه که همین مطالبی که در وبلاگتون مینویسید (حتی مطالب گذشته) رو بخونید , ضبط کنید و با اعتماد به نفس در رادیو وبلاگستان قرار بدید. ضمنا قبل از این کار حتما برگه های رادیو وبلاگستان مخصوصا نکات ضروری اون رو مطالعه کنید. کسی از ما انتظار ساخت یه کار حرفه ای رو نداره. حتی شاید بشه یه پادکست 10-15 دقیقه ای رو در کمتر از نیم ساعت هم ساخت.
پس نوشت 4: این مطلب از دکتر مجیدی در مورد سندروم قفل شدگی رو هم مطالعه کنید. جالبه.
پس نوشت 5: اولین باران پائیزی امسال در روز تولدم به صورتم خورد. هوا خیلی خوب بود.
پس نوشت 6: بالاخره بعد از مدت ها , دو عبارت که ربطی به گلشیفته فراهانی نداشتند را هم در لیست عبارات جستجو شده ی منتهی به این وبلاگ دیدم که باعث امیدواریه.

دانلود کردم. دارم گوش می کنم و یخورده م میخندم!
پسر چرا اینقد جدی ؟ صداتم که خوبه!
******************************
مرسی از کامنتت.
خیلی خوب بود. داستان خوبی انتخاب کرده بودی. شنیدن صدات برام عجیب بود.
اینقدر هم شکست نفسی نکن
******************************
واسه چی عجیب؟
آدرس ایمیل اشتباهی گذاشتم! وقت خوابم گذشته انگار
******************************
خیلی زود میخوابید
تولدت مبارک مرد پائیزی…
******************************
ممنون
نه که صدات عجیب باشه. شنیدن صدات برام عجیب بود. در عالم وبلاگنویسی و اینترنت آدم هیچ تصوری از صدا یا چهره ی دیگری نداره. برای همین من هر وقت صدای وبلاگنویسها رو می شنوم اولش برام عجیبه. اسمی که تا اون موقع فقط یه وبلاگ بوده شکل دیگه ای می گیره. واقعیتر می شه.
راستی تولدت مبارک. امیدوارم همیشه پیروز و شاد و تندرست باشی.
******************************
خیلی ممنون مامان بزرگ
راستی تو رو خدا به من نگو شما. احساس مادربزرگی بهم دست می ده. یا میخوای منم بهت بگم شما؟
تولدته؟
تولدت مبارک عزیز دلم
بوس بوس بوس ماچ
حمایتت برام جالب بود.خط فکری مشترکی داریم
******************************
خیلی ممنون
وبلاگچی جان این بوس و ماچ و این حرفا ممکنه حرف و حدیثی تو وبلاگستان پیش بیاره ها
تولدت مبارک ! چرا اینقدر بی سر وصدا ؟! یعنی تو هم متولد آبانی مثل من ؟!
بمون تا جشن تولد من رو ببینی !
ببینم این همونه که گوش کردم ؟ بذا دوباره گوش کنم بینم چیه! من هم بالاخره سوژ] ام رو پیدا کردم همین روزا میدم/ یه دعوت نامه هم از رادیو وبلاگستان بده برام بذا اونجا هم صدای انکرالاصواتم رو منتشر کنم
******************************
ممنون
چشم. به ایمیلت فرستادم
کار بسیار خوبی بود. دانلودش کردم و کامل گوش دادم. داستان خوبی بود. شنیدن صدایت هم برایم جالب بود. امیدوارم ادامه دهی.
تولدت هم مبارک. امیدوارم خوب و خوش باشی. احترام
******************************
خیلی ممنون.
لطف داری دوست عزیز
سروش داری دیگه خیلی شیطونی میکنیها!
http://xrl.us/soroush
******************************
سلام سروش عزیز مانیا هستم ممنون که به وبلاگ منم سر میزنی
اجازه میدی لینکت کنم؟
******************************
خواهش میکنم. اختیار دارید
ادامه بده..تو میتونی
******************************
به به آقا رضا. شما کجا اینجا کجا؟ مشکلات خانوادگی حل شد به سلامتی؟
کافکا تا حالا منو نرفته… شاید چون به خاطر همینکه زیادی عجیب و غمناکه. گرچه من خودم نیهیلیستم خیر سرم.
راستی داستان صوتی یعنی چی؟ یعنی یکی می خونه از رو کتاب واسه آدم؟! باب لطف کتاب اینه که آدم خودش بخونه. نمی دونم والا.
******************************
خب بعضی ها هم دوست دارن گاهی وقتا قصه رو گوش کنن
گوش دادیم ولی بدهکار نبود !!!
http://www.maiysa.blogspot.com
******************************
کی بدهکار نبود؟
تو وبلاگ ناردونه فکر کنم اشتباهی کامنت گذاشتی…ضمنا یه خواهشی دارم ..منو همه جا و همیشه فقط DESERTER خطاب کن.. ممنون.
******************************
چشم رفیق
سلام فقط خواستم بگم اومدم!
******************************
مبارکه:-)
سلام سروش عزيز…. به بازي وبلاگي دعوت شدي. حتما بيا
البته اگر دل و دماغ و حوصله اش را داشتي
******************************
چشم. حتما
می بینم که کلا زدی تو خط پادکست سازی ادامه بده تو می تونی. خوشحالم که اگه ما ملت کتاب خونی نیستیم، دست کم به کمک پادکست و کسانی مثل تو می تونیم افراد کتاب شنویی باشیم. باز گلی به گوشۀ جمالت