قدیما بعضی از وبلاگ نویسا برای خودشون یه بازی ای راه انداخته بودند که من خیلی از اون بازی خوشم اومده بود. روز ها و هفته ها همین طور گذشتند و کسی من رو به این بازی دعوت نکرد. از همون موقع تصمیم گرفتم که رو پای خودم بایستم و از این به بعد از هر بازی ای که خوشم اومد بدون منتظر موندن برای دعوت ملت ، خودم خودم رو به بازی دعوت کنم و البته که این تصمیم تاثیرات شگرفی در زندگی من خواهد داشت.
در فرآیند پیچیده ی این بازی هر یک از مدعوین ، عکسی از محیط کار خود که بیشتر زمان خودش رو در اونجا می گذرونه رو در وبلاگش میذاره. چه بهتر که این عکس از میز کار و کامپیوتر باشه که تصویری از محیط فیزیکی بلاگیدن و وبگردی اون شخص باشه. واضحه که این بازی جز ارضای حس فضولی یا همون کنجکاوی دوستان حاصل دیگه ای نداره. در این راه , خودم پیش قدم میشم و با شجاعت کامل شفاف سازی می کنم و عکسی از محل گذران عمر خودم رو اینجا میذارم.
دیزرتر , عشق بی پایان , مرتضی , لابدان , مایسا , نازنازی , کمال , صابر , ورتیگونه , یک مهندس خسته , مهتاب مفخم , کوچه باغ , مریم خلسه ای , گاوراس , شیخ الشیوخ , پلنگ صورتی , اوقات من , الهام , توهم نامه , حدیث مهر , یک برنامه نویس , دلزده , آبجی شین خین , آریو , داهداش کیوان , عمو گجمو , یولیرجین , عمو هوشنگ و …
لطفا جر نزنید و قبل از عکس انداختن میز و اتاقتون رو مرتب نکنید و همونجوری که الان هست یه عکس ازش بندازید.
پس نوشت1 : در عجبم از وبلاگ نویسهای دختری که برای هر پستشون فقط یه شعر عاشقونه رو کپی پیست می کنن و بعد شونصد نفر میان براش کامنت میذارن و از شعر و وبلاگشون و خودشون تعریف می کنن و کلی هم اسمایلی بوس و قلب و از این چیزا به کامنت هاشون اضافه می کنن.
پس نوشت 2: این مطلب از دیزرتر , این و این مطلب از وبلاگ آقا اجازه , این حرف دل از یولیرجین , این مطلب از آزادنویس , این مطلب و “سری اخلاق و جنگ “از وبلاگ نگاهی دیگر و این مطلب از ابراهیم نبوی رو هم مطالعه کنید.
پس نوشت 3: با وبلاگ های شقایق , ورتیگونه و Holy Killer هم به تازگی آشنا شدم و مطالعه شون رو به شما هم توصیه می کنم. نوشته های وبلاگ قاووت رو هم یه موقع از دست ندید.
پس نوشت 4: دیدن این کلیپ هم باعث انبساط خاطرتون میشه.
پس نوشت 5: همچنان تو کف اون ایده هستم که بیایم اسم خیابان ظفر که سفارت امارات در اونجا قرار داره رو به ” خلیج فارس ” تغییر بدیم تا همه برای فرستادن نامه به سفارت امارات در تهران , مجبور بشن از عبارت خلیج فارس استفاده کنن. ایده ی خیلی هیجان انگیزیه اما کافیه این کار رو بکنیم تا اسم خیابان مربوط به سفارت ایران در بیشتر کشور های دنیا به جز ونزوئلا و نیکاراگویه و … به “خلیج عربــــی” تغییر پیدا کنه. یا حداقل در تمام کشور های عربی این اتفاق بیافته. اون وقته که مصداق واقعی ضرب المثل “خر بیار و باقالی بار کن” رو مشاهده می کنیم.
پس نوشت 6: اصولا یکی از حرفهایی که خیلی حرص منو درمیاره اینه که تا اسم صادق هدایت یا کافکا رو جلوی یه نفر میاری سریع میگه:” من نمیخوام خودکشی کنم” یا اینکه “دوست ندارم افسرده بشم”. د آخه آدم محترم ! کافکا و هدایت که ربطی به افسردگی و خودکشی ندارن. لا اقل کتاب های این مدلی خیلی هم به من امید به زندگی می ده.
پس نوشت 7: متاسفانه شراگیم هم به جرگه ی مزدوجین پیوست. خدایش بیامرزد. + + یک مهندس خسته هم مثل اینکه , آره. + جوونن دیگه. جوونیه و خامی و بی تجربگی
پس نوشت 8: این سایت هم سایت جالبی برای مقایسه قدرت نظامی کشور های دنیاست.
پس نوشت 9: در این صفحه کمی بیشتر با عمل متحجرانه و بدوی ختنه کردن دختران آشنا بشید.
پس نوشت 10: شکست 3-2 تیم یاران دایی ( مشهور به تیم ملی ایران ) در برابر تیم منتخب ایالت گالیسیای اسپانیا رو به همه ی علاقمندان و دلسوزان فوتبال کشور تبریک می گم. چرا تبریک میگم؟
پس نوشت 11: در چند روز اخیر روزانه به طور متوسط 5-6 نون خامه ای خوردم. دیابت و مرض قند! سلام …
پس نوشت 12: عبدالغفور ریگی , برادر عبدالمالک ریگی رهبر نظامیان غیر دولتی و تندرو در جنوب شرقی کشور , در یک عملیات انتحاری با خودروی حامل مواد منفجره وارد یه پادگان نظامی در سیستان و بلوچستان شده و با انفجار خودرو تعداد زیادی از سربازان سپاه پاسداران در اون پادگان رو کشته. وبلاگ های مربوط به گروه جندالله ادعا میکنند که در این عملیات انتحاری که توسط عبدالغفور ریگی و یک نفر دیگه انجام شده , 150 تن از نظامیان سپاه پاسداران کشته شده اند. رسانه های دولتی هم این خبر رو منتشر نکردند. اتفاق ناراحت کننده ای بود. + + +
پس نوشت 13: بقیه ی دوستان رو نمی دونم از من شخصا اصلا از صحبت در مورد غزه در برنامه های ورزشی و حتی برنامه های کودک تلویزیون لذت نمی برم.
پس نوشت 14: روزنامه ی کارگزاران هم که نخش به جای سستی هم بند نبود بسته شد. گفته میشه که تعطیلی این روزنامه به خاطر چاپ این مطلب بوده. با تعطیلی هر نشریه ای یاد حرف آقای احمدی نژاد در مصاحبه با لری کینگ می افتم که گفت: ” ایران آزادترین کشور دنیاست و در ایران آزاد بیان کامل وجود داره.” +
پس نوشت 15: مهندس خسته ای هم پرسیده که “چه خبر؟”. عرض شود که من کلا آدم خوشحالی هستم. مثلا همین الان. فرصت زیادی تا امتحانات دانشگاه نمونده اما دو کلوم از مطالب درسی دانشگاه رو بلد نیستم. خبر , زندگیه با مشکلات خیلی زیاد که با بی توجهی به اون ها و توجه به لذت های کوچک , سعی می کنم روزگار خوبی برای خودم داشته باشم.
پس نوشت 16: واسه پست قبلیم پس نوشت نذاشته بودم و تا همین الان داشتم از درد استخون رنج میبردم.
پس نوشت 17: دیگه کم کم باید شروع کنم به خوندن درس های این ترم. خرخونی در قاموس من جایی نداره. لطفا بهم از این برچسب ها نزنید.
پس نوشت 18: امشب در اقدامی انتحاری و با دستانی خالی و دلی پاک به پشت بوم خونه رفتم و در درگیری ی خالصانه ای با دیش ظالممون در نهایت موفق به تنظیمش شدم. واقعا شب های امتحان تماشای فیلم از mbc حال نمی ده؟


یک دقیقه سکوت برای جنازه کیس سروش ….
ممنون که ما رو هم دعوت کردی
من بیشتر پایه قیافه ویندوز بودم، ولی مثل اینکه این بیشتر حس کنجکاوی رو ارضا میکنه … دم ایده گرم
—–
قدیما یه کیس داشتم. خیلی دوسش میداشتم.
ما همش تو یک پست مون یک شعر رو ترجمه کردیم و با عکسش گذاشتیم اونجا
این که جزء پس نوشت 1 حساب نمیشه
—–
نه.
منظورم نه تو بودی و نه نازنازی
کلا عرض کردم
تهوع روی میزت چشمو گرفت! من صفحه 162 ام. تو کجایی؟
دچار فوران پس نوشت شدی! جون من بالای 15تا نیا که حوصله کنیم بخونیم
مرسی دعوت!
—–
1- به عنوان نفر اول به خودم حق دادم که یه جر کوچولو بزنم و دو کتاب تهوع و C++ رو قبل از گرفتن عکس بذارم رو میزم.
جونم برات بگه تهوع رو تموم کردم و الان دیگه دارم نقد هاش رو می خونم.
2- اتفاقا نیت کردم که یه بار تعداد پس نوشت هام در یه پست رو بتونم سه رقمی کنم.
[...] عکس از محل وبگردی ژانویه 2, 2009 — عمو هوشنگ از طرف سروش به یک بازی وبلاگی ردیف دعوت شدیم که چون کلی از این ایده [...]
فردا صبح میام راجع به مطلبت نظر می دم.الان دارم ‘کشتن مرغ مقلد’ می بینم.فعلا.(این کامنت با موبایل ارسال می گردد).ببینم ‘وب خوبی دارید به من هم سر بزنید’ اس ام اس جدیده؟!! بعدش هم گوجه فرنگی نامرد؟!اگر پیگیری های مجدانه من نباشه که پستهاتون تار عنکبوت می گیره سروش خان!!!:)
—–
بابا موبایل. بابا جی پی آر اس. بابا تکنولوژی. بابا چکمه. بابا تبرج. بابا علاقمند به فیلم های مفهومی.
این آخری رو راست گفتی.
وای چه قدر شبیه میز منه ….
نمی دونم همه چه اصراری به نامرتب بودن دارن… مدشده الان؟؟
—–
شاید
حق
درود
چند وقتی است که نوشتههایتان را میخوانم و بعضا لذت میبرم.
بیشتر اوقات پسنوشتهایتان خیلی جالبترند!
به هر روی از اینکه کمترین را قابل میدانید و سر میزنید شادمانم.
و از لطفتان بابت معرفی آشیان حقیرم به دوستان گرامی سپاسگزار.
امیدوارم با راهنماییها و رکت ما و سایر دوستان در بحثها بتوانیم بیشترین استفاده را از وبنویسی ببریم.
منتظرم.
—–
شما لطف دارید. همیشه سعی می کنم هر چیزی خوب و مفیدی که پیدا کردم رو به دوستانم هم معرفی کنم. وبلاگ شما هم از این قاعده مستثنی نبود.
شاد باشید
خدا برکت بده، چه خبر پسنوشته!
))
قدیما ازین بازیا تو فرنفید کرده بودیم:
http://ttffnews.com/id/174/
—–
بله. عکس های اون بازی یه خرده بودار بودند اما اینجا دیگه خبری از تصویر پا در عکس ها نیست.
سلام. گر چه كامنت پر گيرايي ندادي با اين وجود آمدم به پس دادن بازديد كه رسم ادب مي نمايد.
—–
توضیح کوتاهی در وبلاگتون دادم. لطف داری
در مورد پس نوشت هات : تو دیوونه ای ! آخه کی گفته شونصد تا پس نوشت ؟! بپر سر کوچه یه قرص ضد جوگرفتگی بخور ، شربتش هم هست البته تو اگه آمپول بزنی بهتره

)
ببینم یه کم خلاقیت خوبه واسه کیس درست کردن ، صبر کن بهت نشون بدم که چطور از حداقل امکانات استفاده می برن
در مورد اون چه خبر هم بگم که دسته تبر ، ساتور ، شمشیر ، گرز ، پتک و … {گرفتی که این دسته ها چی باید بشه ؟ }
من هم در اولین فرصت این عکس ها رو می ذارم ، راستی می گم یه جشنواره هم برگزار کنیم با نظم ترین پسر وبلاگ نویس رو از رو همین عکس ها انتخاب کنیم ، فکر کنم من و تو با هم مشترکا آخر بشیم
میگم ای کاش تو هم یه پسر خاله مثل من داشتی که میومد و می گفت {کیسی که بستی} این چیه و سیستم پیستم رو پوووف می کرد !
در مورد اون تصمیم کبری که گرفتی واسه خود دعوتی ، کار قشنگیه من هم پیرو این عمل می شم
—–
زندگی صرف دیوانگیست رفیق
نشان بده ببینیم.
اینا تو ذهن خودم هم اومد ولی خب به مهندس خسته نمی شد از این حرفا زد.
کی گفته من بی نظمم؟
عوضش یه برادر زاده دارم میاد هر دفعه دخل یه جاش رو میاره
می بینم که بعضیا به بعضیا به بعضیا میگن بیا طرفای ما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
—–
کیا به کیا میگن؟؟؟؟؟؟؟؟
خب دیگه از کسی که با اون پلنگ خل و چل بپره بیشتر از اینکه 18 تا پس نوشت بنویسه نمیشه انتظار داشت!!!!!!!!!!
ضمنا همه میدونن که این وصله ها به ما نمی چسبه.
آخه پسر خوب پس نوشت یکی، دو تا،ده تا، نه هیجده تا!!!!!!!
نکنه عشق الهام باعث شده بزنه به سرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نازی نازی به خودم بگو واست آستین بالا بزنم
گوشتو بیار جلو (من که میدونم عکس اتاقتو انداختی که الهام ببینه!) آخی چه تلاش کودکانه ای !!!نازی نازی….
—–
اولا این آبجی الهام که سن مادر بزرگ خدابیامرز منو داره. {اسمایلی آمار گرفتن برای نبودن الهام در محل} بعدشم اینکه بابا چرا با آبرو حیثیت دختر مردم تو محل بازی می کنید. این دختر فردا پس فردا واسش خواستگار میاد میان تحقیق میکنن. اونوقت این کامنت ها رو بخونن واسش دردسر میشه و عاملش هم خودتونید. فکر کردی خودت شوهر کردی دیگه تموم شده , نه داداش. خود منو که میبینی تا حالا 7-8 تا زندگی رو تباه نابود کردم.
تلاشت واسه نازنازی هم بی ثمر خواهد بود.
سلام
با دیدن کامپیوترت یاد جگر زلیخا افتادم
))
ممنونم از دعوتت.البته من شاید شرکت نکنم.میدونی که تلافیه و این قبل ماجرا ها
—–
لذتی که در اجابت دعوت هست در انتقام نیست
آخ حون. موضوع پیدا کردم
—–
بدو بنویس
lمن میتونم تا سال دیگه هر روز از میزم عکس بگیرم بدون اینکه کسی خسته بشه از بس که تنوع آت آشغال داره!
ببینم mbc های شما هم نمیگرفت!؟
—–
میگرفت. طی لگدی که یکی از همسایه ها به دیش زده بود , ماهواره کلا تعطیل شده بود.
خدا هدایتت کند فرزندم
—–
با هم هدایت شیم
وااااااااای من همیشه فکر میکردم میز کامپیوترم از همه شلوغ تره ولی خداییش الان کم آوردم
—–
دوربین ندارم من .. معذور دار مارا !
—–
میتونی مثل من از دوربین موبایل استفاده کنی.
اگه هم خودت نداری بالاخره تو محلتون یه نفر که موبایل دوربین دار داره.
بهانه وارد مقبول نبود
سلام سروش جان.اتاق مرتب و قشنگی دارید.شما هم که همشهری جوان می خونید…ای ول ! از بابت دعوت شما ممنون.اگه فرصت کنم انشالله برای پست بعدی.
—–
سلام. منتظریم.
اگه من عکس بذارم که از پسر بودن خودت ناامید میشی
—–
من عکسای دیگه ای هم دارم
اولین تفاهم خواندن همشهری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
—–
این دمپایی من کو؟
بابا هنرمند! اون تصویر روی مانیتورت منو کشت. چشم عکس تهیه می بینم و می ذارم.
—–
هنرمندی از خودتونه رفیق
با اين كه اوضاع ميزم خيلي خرابه و خيلي شلوغه ولي به روي چشم رفيق شركت ميكنيم
ممنون از دعوتت
در مورد پس نوشت 14 هم ابراز تاسف ميكنيم
+تو جمله آخر كامنتي كه گذاشته بودي تو بلاگم يه كم گير كردم بيا يه هول بده جوون
—–
یه هول دادم نمیدونم روشن شد یا نه
راستي چه عكسي ميگيره p990 !!!
—–
سالاره
هارد مکستور میگن خیلی افتضاح شده جدیداً، من که میخوام یک باراکودا سیگیت بگیرم یا یک سامسونگ اسپینپونت اف1
—–
خب از بعد های گوناگونی میشه به این عکس نگاه کرد
نچ
بلاخره باید جبران کرد دیگر !!!
دعوت کردم شرکت که نکردی هیچچچ!! تازه رفتی همه جا گفتی شرکت نمیکنم تا حرص شین در بیاد !!!
اوه برم همه جا جار بزنم که شرکت نمیکنم که حرص تو دراد
))
—–
اگه شرکت کنی یه جایزه خوب بهت میدما
من تورو گفتم نازی نازی(منظورم شخص نازنازی نبود)(به املای کلمات دقت کن فرزندم)
—–
ولی بازم فرقی نداره. به هر حال هر تلاشی در این زمینه شکست میخوره
ضمنا”باشه عزیزم حالا که نمیخوای باشه(اسمایلی مادر دلسوز)
ازدواج که زورکی نمیشه ننه جون ! تو فردا از دست زنت و ازدواج زوری بری معتاد بشی پس فردا هم الهام بیچاره با 6 تا بچه قد و نیم قد بخواد طلاق بگیره!!!!!!!!!!
الفراررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
دیگه منو اینورا نمی بینیدددددددددددددددددد
—–
من قضاوت رو به بینندگان عزیز واگذار می کنم.
“سلام سروش جان.اتاق مرتب و قشنگی دارید.شما هم که همشهری جوان می خونید…ای ول ! از بابت دعوت شما ممنون.اگه فرصت کنم انشالله برای پست بعدی”
آقایون و خانومهای محترم! میخندیـــــــم…
—–
همشهری جوان رو زیاد دوست ندارم. دوستان ناباب به زور میدن بهم.
با صدای شهرام آذر (گروه سندی):
عروس و دومادو ببین
دوشاخ شمشادو ببین
بشون بگین مبارک
عروسیشون مبارک
دوستای عروس* میگن مبارکه ایشالله
دوستای دوماد** میگن به هم میان ماشالله
اهل محله*** میگن اهل محله میگن
ماشالله ماشالله به عروس و دوماد
ماشالله ماشالله به دوشاخ شمشاد
گل رو سرش بریزین
حنا دسش بمالین
صیغهی عقد بخونین
قند رو سرش بسابین
بشون بگین مبارک عروسیشون مبارک
* مانیا؛ پرستو؛ نازنازی و…
** پلنگخان صورتی؛ کاوه ارنستو لابدان چهگوارای گیلانی؛ رضا دیزرتر و…
*** منظور محلهی وردپرس و توابع است.
—–
جوونین دیگه
کی بچه دار شدی پسر ؟ اونم 6 تا ؟
مگه تنظیم پاس نکردی ؟
—–
شایعه است
درود سروش
عکس رو بزرگ با ذره بین نیگاه کردم .. همه شو ..
کیس کامپیوترت خیلی باحاله .. منظورم اتاقته دیگه .. تو هم تو کیس زندگی میکنی .. با همون سقف و دیوارهاش !
فقط بمن بگو اون دیسکت اونجا چیکار میکنه !!!
من الان چهار ساله که ساعت مچی نمیبندم .. اونوقت تو دوتا دوتا میبندی ؟!
از لطفت سپاسگزارم ..
من فعلاً از دست امام حسین و یارانش تا آخر هفته میرم یه قبرستونی چیزی ..
باز هم سپاس ..
بدرود
—–
سلام. ممنون
اون ساعت ها یکیشون خرابه و گذاشتمش رو میز جلوی چشمم که ببرم بدم درستش کنن.
اون دیسکت هم دیسکت نیست. پنج تا دیسکت هستن که با چسب به هم چسبوندمشون و ازشون یه جا مدادی ساختم
سروش، استقلالی هسنی
—–
با اجازه تون
همه پ.ن. هاتو هم خوندم. ممنون. کلی بلاگ جالب یافتم. از لینکت و لطفت بازم ممنونم.
واسه پادکستم دارم یه فکرایی میکنم. نرم افزار هارو از ساینت دانلود کنم بشینم ور برم ببینم چی میشه.
حتما پادکست هاتو هم گوش میدم.
ارادت.
—–
سلام
لطف داری. واسه پادکست هم زیاد لازم نیست وسواس به خرج بدی.
درود
به نظرت فقط ختنه دخترها عمل متحجرانه س پس ختنه پسرها چی حاجی؟
بابت معرفی سایت globalfirepower ممنون؛ خوب بود
تو عکس، پس کِیست کجاس؟
—–
سلام
راست میگی و به هر حال ختنه هم شتری که رو هممون خوابیده.
با یه خرده دقت میتونی سمت راست عکس , یه مادربرد و متعلقاتش رو پیدا کنی.
اون فنی که روی سی پی هست هم گاهی اوقات بعنوان پنکه برای خودم کار می کنه.
حالا کشف کن که چجوری این کیس روشن و خاموش میشه.
به به، مستر سروش، ببخشيد دير رسيديم، آخه درگير بوديم،
1- از دعوتتون ممنون، ولي من بايد اول بگردم كلي چيز ميز قرمز پيدا كنم و بذارم رو ميز و بعد عكس بگيرم..
2- از اينكه اينقدر كيست خوشگله حسوديم مي شه.
3- به حرفهاي بقيه در مورد پ.ن هات توجه نكن، و همچنان به رويه خودت ادامه بده سروش
4- ايده درست كردن جامدادي از فلاپي ها خيلي جالب بود، انجام مي دم…
5- الان بايد بگي اين جامعه ي ورد پرس به كجا مي رود، اين مسخره بازيها چيه؟؟؟؟؟؟!!!!!
6- دقيقا منظورت از شعر گذاشتن من بودم ديگه، باشه، اگه به عمو نگفتم…
7- بالاخره دستم رسيد، الان وقت كشتنته،
8- هر بلايي سرت بيارن با كامنتا حقته، تا تو باشي منو اذيت نكني…
9- اينقدر امتحان امتحان نكنين، بقيه كه امتحان ندارن، چه كنن؟؟؟
10- بشين درستو بخون
11- اگه عكس گرفتم ديدين خوبه، تميزه، نگين چرا، من كلا بچه مرتبيم…
12- چقدر سخته آدم زور بزنه تعداد كامنتاش بشه 18 تا
13- همشهري كيلويي چنده كه همشهري جوان باشه… والله…
14- اون خليج فارس هم ايده زياد جالبي نيست، حوصله باقالي بار خر كردنو اينا نداريم…
15- دوست داشتم عكس روي دسكتاپت ببينم چيه…
16- حس فضوليم زياد ارضا نشد، چون تصوير بسته بود..كل اتاق بود بهتر بود.
17- ما ديش ميش نداريم خونمون، داشتيمم وقت نگاه كردن نداشتيم..
18- تا كور شود هر آنكه نتواند ديد سروش پس نوشت زياد بذاره.
والسلام…
—–
سلام
1- این جر زنیه. به میزت نباید دست بزنی. همون طور که الان هست باید بمونه.
3- به کارم اطمینان دارم
6- مگه واسه تو شونصد نفر کامنت گذاشته بودن؟
9- شوهر
12- اینا همه بهانه ی با هم بودن و از هم یاد گرفتنته.
13- همون
18- ممنون
پس نوشت ها خیلی باحال بودند
—–
لطف دارید
[...] وقتی سروش و عمو هوشنگ دعوت می کنند مگر می شود لبیک نگفت، این هم چند تصویر برای کشتن فضولی اهالی وبلاگستان! [...]
نگاه از بعدی دیگر:
این گوشی هم P990 عکسای بدی نمیگیره ها
—–
دوربینش عالیه.
بابام جان گوشی دوربین دارم کجا بود؟ واسه خودم از این گوشیاس که اس ام اس میاد واست یه دکمه می زنی نشون میده .. در این حد! واس بقیه هم چیزی از خزیدگی مال خودم کم ندارن.. ضمنا من با کامپیوتر خودم هیچ وقت وصل نمی شم نت .. مال کس دیگه ایه ..هرگونه تصویربرداری از اموال ایشان هم نیاز به اخذ مجوز داره
عذر مقبوله یا به یه زبون دیگه مقبولش کنم؟
—–
مقبوله. عصبانی نشو.
من اصلا در جای نامرتب نمیتوانم دووم بیارم…
من تمام زندگی خودم رو یا توی کمدم به دنبال کتابها برای خرخونی یا در کنار کامپیوتر به دور از دیگران میگذرونم…
—–
به به , به به
به به چه محیط کاری
چقدر مرتب
من که روم نمی شه عکس بندازم از محیط کارم !!
—–
وایسا بقیه بندازن , تو هم به خودت امیدوار میشی
ایول پس نوشت هات دوباره مثل قدیم شد
باید برم یه دو سه روزی فیلتر سیگار ها رو فقط جمع و جور و نابود کنم بعد شاید بشه یه کاریش کرد
—–
همون جوری عکس بنداز. جمعشون نکن
… سلام، دوستاي خوب، نانازيا (دخترا) ، گوگوليا (پسرا) ، به دعوت سروش خان، صاحب وبلاگ خوب صحبت ، جهت شركت در بازي وبلاگي ، عكس محل وبگردي خودمو مي ذارم…
—–
رویت نمودیم
لينكش اشتباه شد، خودت درست كن سروش…
لينكش اشتباه شد، خودتان درستش كنيد…
[...] ها بشه که خوشبختانه انتظار به سر آمد و مورد التفات سروشانه قرار گرفته، به این بازی دعوت شدم. این عکس ها چند ماه [...]
ايول خوشم اومد كه تو هم استقلالي هستي از كامنتت تو وبلاگ نانازي فهميدم
برو كامنت منو هم اونجا بخون
بابا لااقل بزار فيلتر سيگار رو جمع كنم از كنار كامپيوترم (ببينيش مي گي اين احتمالا تراكتوره)
—–
همه تاجیاااا.
سروش من یه پیشنهاد بدم؟
با یک سری معیار هایی که خودت پیدا کردی بهترین بازیکن رو انتخاب کن
مثلا شلوغ ترین اتاق
—–
با این احتساب تا این لحظه اتاق خودت در صدر سوسولی ترین اتاقها و اتاق کاوه لابدان در صدر مردونه ترین اتاق ها قرار داره.
يه 6-7تا پ.ن ديگه هم مي نوشنتي
—–
دفعه بعد
ایول.چه مانیتور باحالی


خیلی هم شلوغ نیست خوبه
پس نوشت 8 درست نبود.یعنی ما اینقدر پایینیم؟
—–
خب این نظر این سایته
سلام هم رشته.وبلاگتون را دیدم و لینکتون کردم چون حرف نداره.خوشحال می شم سر بزنید منتظرتون هستم حتما…
—–
ممنون. حتما
سلام هم رشته.وبتون را تازه دیدم و لینکتون کردم چون حرف نداره.خوشحال می شم سری بزنید.منتظر هستم….
آقا ما بازي كرديم
بدو جايزه ما رو بده بريم
—–
به سلامتی.
جایزه بعد از نظر هیئت داوران
بنده هم طبق دستور آپ کردم:
در این آدرس:
http://vertigone.wordpress.com/2009/01/05/elderly_games/
—–
به سلامتی
دوستان توجه کنند که این پست ورتیگونه در آینده از بین خواهد رفت. تا پاک نشده نگاه کنید و فضولیتون رو ارضا کنید.
سروش، خیـــــــــــــــلی شـــــــــــــــــلختهای!
—–
سلام سروش
من کلی حال کردم با اتاقت
سیستم کولینگ و تهویه مادربردت من و کشته!
—–
اگه خیلی باهاش حال کردی حاضرم کیس هامون رو با هم عوض کنیم
سروش، من برام یه سئوالی پیش اومد …
چه جوری روشنش میکنی؟
مثل این فیلم اکشن ها که ماشین میدزدن، بعد زیر فرمون رو میکنن، بعد چند تا سیم به هم میزنن، بعد جرقه ، بعد صدای استارت میاد …
احتمالا با یک پیچ گوشتی، میزنی به مادربرد( این مادر، دیگه مادر بشو نیست) تا جرقه برنه و روشن بشه
آره ؟
—–
البته قبلش باید مثل دزدها سر و صورتم رو با ذغال سیاه کنم. جوابم به کامنت پایینی (ورتیگونه) رو هم بخون رفیق.
عمو هوشنگ کافیه یک لحظهی کوتاه یک اتصال بین دوپایهی جامپر پاور روی مادربرد ایجاد کنی، با پیچگوشتی هم میشه. ولی جرقه مرقه نمیزنه ها.
—–
احسنت. بیست امتیاز و یه لامپ روشن برای ورتیگونه.
از مادر برد دو سیم ( فکر کنم بهشون کابل ال ای دی میگن) به پشت دکمه ی پاور وصله. حالا که دکمه ای وجود نداره خود اون سیم ها رو به هم یه لحظه اتصال میدم تا کامپیوتر روشن میشه. برای ریست کردن هم کاری مثل این انجام میشه.
اگه دقت کنید کنار جامدادی گوشه ی یه جسم سفید رو می بینید. اون کلید زنگ درب خونه است. یه مدت محض تنوع این دو تا سیم رو به این کلید زنگ وصل کرده بودم و واسه روشن کردن کامپیوتر یه بار اون کلید زنگ که چسبونده بودمش زیر میز رو فشار میدادم.
عمو هوشنگ! حالا شما برو اینو واسه بچه محلات تعریف کن
دمت قیژ
))))))))
خیلی باحال بود
—–
سروش جان جریان این بازیه چیه ؟
یه توضیحی به ما هم میدی ؟
—–
چیز خاصی نیست. فقط یه عکس از محیط کار و کامپیوتر و این چیزا باید در وبلاگتون قرار بدید.
رو چشم .
چقدر اینجا مرتب هستش چه برقی هم می زنه داداش منم توی این بازی شرکت کردم .
سلام:)
منم اومدم بازی
اینم محل وبگردی من
کاش یه جا همه بچه هایی که تو بازی شرکت کردند رو لیست کنی ، لینک صفحه بازیشونم بذاری.
کلیکسیون جالبی میشه ها
—–
حتما
راستی جالب میشه آخرش “ترین ها” رو مشخص کنیم
شلوغ ترین . گرون ترین . تمیزترین . باکلاس ترین . خودمونی ترین . مثبت ترین . منفی ترین …
اینجوری یه اسم جالب واسه هر کی میمونه
(-;
صحبت،همیشه مسایل باید با اعمال فشار حل بشه؟! نمی خوای پست جدید بگذاری؟ واقعا یعنی چی؟ الان لنگه کفش دستته؟ الان برم یعنی؟:)
—–
فقط یه چند روزی من رو بیخیال باش تا بعدش با کوله باری از صحبت ها برگردم به کانون گرم وردپرس
[...] پی سی, wallpaper, windows, windows xp, اوبونتو, بانوی خوراکی, دسکتاپ بازی وبلاگی ای را سروش جان راه انداخته اند و به این حقیر هم افتخار [...]
[...] از درون آن به وب رسوخ مینماید، بنمایاند. سروش جان اینها دعوت نمودند و ما هم صبر کردیم که برویم دیجیتالمان را خریداری [...]
[...] فکر کنم خیلی دیر شد، هفته پیش دعوت به بازی وبلاگی “عکس از محل وبگردی” شدم، شرمنده بابت تاخیر. این عکس جایی است که تویش اینترنت [...]
تو که “لالایی” بلدی چرا خوابت نمی بره؟!!!!:)
ولی خودت جر زدیا! تصویر مانیتورت چطوری رفته اونجا؟
—–
جر نزدم. این هم از رموز کاره
[...] اخوی گرامی، جناب سروشخان میرداماد (دامَت افاضاته)+ بهشرکت در یک بازی وبلاگی بسیار لوس و دیمی دعوت شدیم. [...]
به به من هم شرکت نمودم در این بازی ، از علیرضا که دعوتمان کرد ممنونیم و از سروش هم به خاطر راه اندازی و اینا ممنون میباشیم
—–
لطف داری
ba arze salam va khaste nabashid khedmate shoma ! man admin site fardamobile hastam khoshhal misham agar marhemat befarmayid linke maro be name FARDA MOBILE dar siteton gharar bedid ma ham linke shomaro dar site gharar dadim ! avalin link ! mamnon misham saritar gharar bedid va be ma etela bedid mamnon misham !
—–
شما لطف کردید. سایت خوبی دارید
[...] را ببینم؟ بازی وبلاگی ای را سروش جان راه انداخته اند و به این حقیر هم افتخار [...]
[...] از یه ماه پیش، سروش برای فضولکشون این بازیو راه انداخته بود و منم دعوت کرده بود. والا ما نه دوربین داریم و نه محل [...]
[...] دارند که چند نفر دیگه رو هم به این بازی دعوت کنند. قدیما یه بازی داشتیم که هدف اون بازی هم مثل این بازی ارضاء حس فضولی [...]