
همواره در انتخابات های نظام جمهوری اسلامی عده ای عقیده بر تحریم انتخابات داشته اند. گاهی وقتها عده ی این به اصطلاح تحریمیون کم بوده و گاهی وقتها هم زیاد. تحریم انتخابات عمدتا با هدف رساندن پیام مخالفت با اوضاع انجام می شود. ایده آل این راهکار (تحریم انتخابات) این است که بیشتر واجدین شرایط آن را قبول کنند و تعداد اندکی در انتخابات شرکت کنند تا به این وسیله پیام عدم حمایت و تایید نظام از سوی مردم به همه برسد. این راهکار سعی داره که بعد از رسوندن این پیام به نظام فشار وارد کنه و اون رو تضعیف و یا منعطف در مقابل خواست مردم (غیر از مردم راضی از اوضاع) بکنه. برای اینکه بشه تحریم انتخابات رو موفق دونست و شدت اون رو در حدی دونست که بشه ازش به عنوان وسیله ای برای رسیدن به خواست ها استفاده کرد شاید بایستی میزان شرکت در انتخابات زیر 25 یا 30 بشه. فرض می کنیم که در انتخابات ریاست جمهوری میزان شرکت واجدین شرایط در انتخابت زیر 25 درصد بشه.
در اینجا مسیر های احتمالی زیادی به وجود میاد که دو تا از اونها پر رنگ تره.
یکی فراهم شدن موقعیتی برای ریزش ساختار حکومتی و بازسازی اون از ابتداست و دومی تحت فشار گذاشتن مسوولین و حاکمین برای گرفتن امتیاز و دریافت حق و حقوق بیشتری از حکومت. در مورد مسیر اول خیلی خلاصه عرض کنم که به نظر من این مسیر که ازش به انقلاب هم میشه تعبیر کرد چه از نوع سیستماتیکی باشه و چه از نوع فیزیکی هزینه هایی فوق العاده زیاد و با احتمال موفقیت نامشخص داره و در قبال راههای دیگه هزینه ای بیشتر از فایده اش داره. به طور مثال از هم پاشیدگی کل سیستم حکومتی خود به نوعی هزینه ای بزرگ بر مردم (ما) تحمیل میکنه ، باعث هرج و مرج و بی قانونی و یا حداقل کم قانونی در کشور برای مدتی نامعلوم میشه ، فرصتی مناسب برای سودجویان بی مروت فراهم میکنه که از موقعیت سوءاستفاده کنند ، ضمانتی برای به قدرت نرسیدن سیاستمدارانی با اندیشه های تاریک وجود نداره و … و اگه این تغییر ساختار حکومتی حاصل از تحریم قرار باشه به صورت فیزیکی باشه که احتمال اون بیشتره حدس من بی سواد اینه که انقلابی مثل انقلاب الجزایر با میلیون ها کشته خواهیم داد.
در مورد دومین هدف احتمالی تحریم موفق هم فشار آوردن به حاکمین برای انعطاف بیشتر در قبال اراده ی مردم و همچنین گرفتن امتیاز از آنهاست. من علوم سیاسی نمی خونم و فقط حدس و نظر خودم رو بر اساس یه سری فکت ها و تجزیه و تحلیل اونها میگم. همون تفکری که باعث میشه احتمال انقلاب فیزیکی رو بیشتر از انقلاب سیستماتیک بدونم باعث میشه که احتمال اینکه بر اثر کم بودن آرا ، نظام قائل به امتیاز دادن به مردم بشه رو خیلی ناچیز بدونم. در مورد این دومین هدف احتمالی ، وضعیت هدف وضعیتی است تقریبا شبیه به وضعیت دوران ماجرای کوی دانشگاه. در اون زمان حکومت سیاسی ما نه تنها هیچ امتیازی به معترضین نداد بلکه دایره ی حقوق اونها را تنگ تر و کوچک تر هم کرد. با وجود آنکه اون ماجرا در زمان دولتی به نسبت منعطف تر اتفاق افتاد.
این دو مساله فکر من برای رد کردن اصل تحریم انتخابات برای رسیدن به هدفه که البته به صورت خیلی خیلی خلاصه در چند خط نوشتم و البته که قابل تفصیله. اما این دو وضعیت فرضی در صورتی بودند که اصل تحریم انتخابات به صورت موفق انجام شده باشه و درصد کل آرا کمتر از 25 یا 30 درصد شده باشه و اصل تحریم با موفقیت اتفاق افتاده باشه.
حالا دلایلی هم هستند که به خاطرشون فکر می کنم اصلا این اصل تحریم در شرایط کنونی نمی تونه اتفاق بیوفته و اصلا امکان اینکه میزان آرا به کمتر از 30 درصد برسه تا پیامی رو رسونده باشه بسیار ناچیزه و حتی اگه باز هم مطلق اندیشی نکرده باشم تقریبا غیر ممکنه.
اولا همونطور که بسیاری از طرفداران تحریم ، تقلب در شمارش آرا رو به عنوان یکی از دلایل رد شرکت در انتخابات مطرح می کنند ، اینجا هم بایستی به همین مساله اشاره کرد. در صورتیکه در شمارش و اعلام نتایج انتخابات تقلب صورت میگیره ، فکر نمی کنم اعلام 50 درصد شرکت در انتخابات به جای اعلام شرکت در انتخابات 30 درصدی برای متقلبان فرضی کار سختی باشه ، اون هم در شرایطی که موفقیت تحریم انتخابات براشون خیلی خطرناکه. به عبارت دیگه در صورت شرکت زیر 30 درصدی مردم در انتخابات هم نظامی که تحریمیون تقلب در انتخابات رو یکی از اعمال متداولش در هر شرایطی می دونن ، هیچ وقت نتایج درست رو اعلام نمی کنن و میزان شرکت رو طوری اعلام می کنند که پیام موفقیت تحریم انتخابات خفه بشه.
دوما صرف کم بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات باعث نمیشه که مشروعیت نظام از دست بره و باعث تغییر در ساختار یا امتیاز دهی حکومت بشه. به نظر من اگه من نظام حکومتی ای داشته باشم به صرف کم شرکت کردن مردم در انتخابات نظامم اجازه نمی دم که مشروعیت نظامم زیر سوال بره و حاضرم و می تونم که حتی از دامن گل گلی ننه قل قلی هم برای خودم مشروعیت بسازم. به عنوان مثال پر کردن فرم ثبت اقتصادی خانوار توسط 60 درصد مردم ایران انجام شد. پر کردن این فرم هیچ دلیلی بر تایید طرح تحول اقتصادی از سوی پر کننده ی فرم نیست. چرا که ممکنه پر کننده ی فرم اینطور فکر کنه که با وجود غلط بودن این طرح اما چه بهتر که لااقل پول رو دریافت کنیم تا اینکه همین رو هم دریافت نکنیم. اصلا واضحه که هر کس که این فرم ها رو پر کرده دلیلی بر تایید کردن این طرح توسط اون شخص نیست اما دیدیم که آقای احمدی نژاد رسما گفت که چون تقریبا 60 درصد مردم این فرم ها رو پر کرده اند پیس 60 درصد مردم دولت نهم رو از نظر عملکرد اقتصادی تایید کرده اند. مثال زیاده اما در همین مثال می بینیم که چقدر راحت و بدون زحمت میشه برای یک ساختار مشروعیت و مقبولیت مردمی ساخت.
سوما آراء ثابت و آراء عوام باعث میشه که همواره میزان مشارکت مردمی در فاصله ی مطمئنی تا خط قرمز عدم مشارکت و تحریم قرار داشته باشه. جدا از بحث تقلب و مشروعیت در این بحث به آراء واقعی اشاره کنم که باعث میشه میزان مشارکت مردم در انتخابات و رسیدن درصد رای دهندگان به واجدین شرایط بیشتر از حد قابل قبول برای موفقیت تحریم میشه. در انتخابات گذشته حدود 60 درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. حالا 30 درصد واجدین شرایط یعنی 14 میلیون رای که میشه میزانی برای موفق دونستن طرح تحریم انتخابات دونست (فقط موفق بودن اصل تحریم و نه موفق بودن کل این ایده و نتایج اون که در ابتدای نوشته مختصرا بحث شد). اعداد ارقام مربوط به این دلیل رو با جستجو در اینترنت راحت میشه پیدا کرد و ذکرشون نمی کنم. آراء ارگانی رو با آراء عوام و مذهبیون جمع کنید. آیا فکر می کنید میشه میزان فقط این آراء رو به 14 میلیون رسوند؟ از آراء ارگانی مثل رای تقریبا اجباری نظامیان و برخی کارمندان و وابستگان حکومتی رو به هیچ وسیله ای نمیشه با تبلیغ تحریم کاست. آراء بسیج و مذهبیون هم که پای ثابت صندوق ها است و فکر نمیکنم کسی فکر کم کردن آراء اونها در شرایط حال حاضر باشه. افزون کنید بر اینها آراء عوام رو. مقصودم از عوام در اینجا مردمی از کشورمون هستند که تصمیماتشون رو تحت تاثیر رسانه هایی مثل رادیو یا تلویزیون داخلی می گیرند. این رسانه ها هم که در دست مبلغان شرکت در انتخاباته و اصولا به این آراء هم نمیشه دست اندازی کرد.
در این نوشته بسیار مختصر ابتدا در مورد این نوشتم که فرضا میزان شرکت در انتخابات به زیر 30 درصد یا هر میزان کافی برای تحریم برسد و در اون وقت هم چیز دندونگیری نصیبمون نمیشه و در بخش دوم نوشتم که فکر می کنم نمیشه آراء رو اصلا به اون اندازه رسوند. قبلا نوشته بودم که تحریم انتخابات رو قاطعانه با رای دادن به احمدی نژاد دقیقا یکسان می دونم. الان فکر کنم خیلی مطلق اندیشی کردم و باید بگم که تحریم انتخابات تقریبا (نه دقیقا و کاملا) با رای دادن به احمدی نژاد یکسانه و تفاوت هم البته چندان چشمگیر نیست.
در پست بعدی مختصرا در مورد مهمترین دلایل تقریبا یکی دونستن رای ندادن با رای دادن به احمدی نژاد می نویسم.
پس نوشت 1: مدتی به طور مطلوب به اینترنت دسترسی ندارم. به خاطر همین کمتر میتونم به وبلاگ رفقا سر بزنم یا اونطور که همیشه بوده جواب کامنت ها رو بدم اما قطعا کامنت ها رو با دقت میخونم.
پس نوشت 2: این ویدیو یکی از ویدیو های مربوط به راه ندادن گروه برنامه ی ” منطقه آزاد ” به دانشگاه علم و صنعته. خیلی خوب میشه که بتونیم هیجانمون رو کنترل کنیم و همچنین زبونمون رو. ببینید
پس نوشت 3: نمونه ای از خروارها استفاده ی دولت از مراکز توجه عموم مردم برای تبلیغات انتخاباتی +
پس نوشت 4: جدول برنامه های کاندیداها در صدا و سیما +
پس نوشت 5: برای رسیدن به اهداف کوچک که گاهی به خاطر هیجان های مقطعی بزرگ به نظر می آن اخلاق رو زیر پا نذاریم
پس نوشت 6: 40 دلیل برای رای ندادن به آقای احمدی نژاد. بخونید جالبه +
پس نوشت 7: یادداشتی از قره یاضی در مورد قیمت غذا در ایران +
پس نوشت 8: به راه و مسیر بیشتر از خود اشخاص اهمیت بدهیم
پس نوشت 9: لیست کوچکی از وعده های احمدی نژاد 4 سال پیش +
پس نوشت 10: صحبت های رک و بی ملاحظه ی محسن آرمین +
پس نوشت 11: این هم لیست کوچکی از اقوام و آشنایان مشغول به کار آقای احمدی نژاد +
پس نوشت 12: در صورت ریاست جمهوری مجدد آقای احمدی نژاد آینده ی روشنی پیش رو نداریم. امیدوارم باز هم عقبگرد نکنیم و این اتفاق نیوفتد چرا که در این صورت در سالهای آینده حسرت خواهیم خورد که این روزها به اندازه ی کافی برای جلوگیری از این اتفاق تلاش نکردیم.

میشه گفت این آرزوی حامیان احمدی نژاده که مردم مثل دور قبل رای ندن تا با تقلب در ارا دوباره خودشون رو بیارن بالا. بنابراین مطلق اندیشی نیست اگر بگوییم رای ندادن = رای به احمدی نژاد.
از این که بگذریم یه سری همه به وبلاگ من بندازین.http://www.booker.cov.irاگه مایل باشید تبادل لینک کنیم.
مقصودم از عوام در اینجا مردمی از کشورمون هستند که تصمیماتشون رو تحت تاثیر رسانه هایی مثل رادیو یا تلویزیون داخلی می گیرند ))
اونوقت خواص کیا هستن آقا سروش ؟؟؟؟؟؟ شما هستی حتما آره؟
فرقی بین موسوی و احمدی نژاد وجود نداره. رئیس جمهور بدون اجازه ی رهبر آب نمیتونه بخوره و این دروغهای کاندیداها نمایشیه برای به صحنه آوردن مردم! مثل تمام دوره های قبل فراموش میشه.
از قسمت نظرات پلاس دیتا با اینجا آشنا شدم ، سبک نوشتنت جالبه !
—-
با مطالب کلی که گفتی موافقم ، اما با این موافق نیستم :
” فکر نمی کنم اعلام 50 درصد شرکت در انتخابات به جای اعلام شرکت در انتخابات 30 درصدی برای متقلبان فرضی کار سختی باشه ”
کارشون خیلی خیلی سخت میشه ، بلاخره تفاوت زیادی داره .
از آمار خودت استفاده میکنم ، زمانی که 30 درصد واجدین شرایط میشه 14 میلیون پس 100 درصدش میشه حدود 47 میلیون .
50 درصد این 47 میلیون میشه 23.5 میلیون . اختلاف 50 و 30 درصد میشه 9.5 میلیون . این 9.5 میلیون چیز کمی نیست ، حضور اکثریت خاموش هم میتونه خیلی کمک کننده باشه . تقلب تا این حد چیز کمی نیست !
—
راستی استاد ، به نظر من بهتره کمی محافظه کارانه تر بنویسی ، مطمئنی این باعث دردسرت نمیشه ؟
” …و در اون وقت هم چیز دندونگیری نصیبمون نمیشه “
شديدا و قويا باهات موافقم داش سروش
تحريم انتخابات دستِ برگزاركنندگان انتخابات رو براي تقلب بيشتر باز ميكنه . همه ما ميدونيم كه تقلب براي اين دولت دروغگو مثل آب خوردنه . نمونه اش انتخابات مجلس در لرستان كه ساعت 9 صبح تعرفه تموم شده بود . و اعلام آمار هاي متناقض در مورد تعداد شركنندگان در اين انتخابات توسط ارگان هاي مختلف .
پ.ن 2 : واقعا برنامه افتضاحيه اين منطقه آزاد .
پ.ن 10 : اين آرمين از شخصيت هاي محبوب منه .
اصلا تحریم هیچوقت درست نبوده. با رای ندادن، در واقع حق اعتراض رو از خودمون سلب می کنیم.
سروش عزیز از صحبت هایی هم که می کنی ممنونم.با تمام احترامی که برات قائلم سروش جان.اولا خواهش می کنم در تحلیل کردن به خصوص وقتی بحث جامعه و عقل و فکر جمعیه بیشتر دقت کنی تا سوئ تفاهم پیش نیاد.به خصوص وقتی می خوایم جمعی را بکوبیم!چون از لحن گفتارت معلومه می خوای اون15 10 میلیونی که رای نمی دند را احمق و استدلال و روششون را هم طیفی با احمدی نژاد نشون بدی یا راضی به وضع موجود.خواهشا ادعا نکن فقط تو و کسانی که رای میدند خواهان دموکراسی و ترقی هستیم.کسانی که رای نمی دهند هم به طبع فکر درستی می کنند و مسلما خواهان پیشرفت و دموکراسی برای کشورشون هستند.نقطه مشترک کسانی که رای نمیدند و کسانی که رای میدیم همینه.ولی رویه ای که در پیش گرفتند جای بحث ایجاد کرده که آیا درست هست یا نیست.(که از نظر ((طرفداران شرکت در انتخابات))درست نیست!همین!).من و تو فقط انتقاد می کنیم از کسانی که انتخابات را تحریم می کنند و یا نمی کنند. انتقاد از استدلال و روشی که در پیش برد اون فکر مشترکی که باهاشون داریم.نباید به استدلالی که دارند توهین کنیم یا اینکه تهمت بزنیم که کارتون برابر همراهی کردن با رقیبانست یا با فلان طیف فکری.چون تهمت بزرگیه!
سروش جان نه تو نه من و نه هیچکس دیگه ای نمیدونه که استدلال کدوممون درسته. استدلال تحریم کنندگان یا استدلال رای دهندگان.چون علم غیب نداریم.ما فقط گمانه زنی می کنیم.تحریم کنندگان هم استدلال های خودشون را دارند و نمونه های زیادی هست که در کشور های جهان سوم تحریم انتخابات چاره ساز بوده و باعث گذار به دموکراسی شده.اگر سروش فکر کنیم که در جایگاه خدا قرار گرفتیم و بخوایم بگیم حرف و استدلال ما کاملا درسته اونوقت چه فرقی بین ما و هیتلر و موسولینی و استالین می تونه باشه.(که عاقبت همشون را هم دیدیم با اینکه ایمان داشتند به حرف و استدلالشون!)
قبل از گذار به دموکراسی باید تمرین دموکراسی کنیم .نه هم دیگه را کوبیدن به شیوه استبدادیون.
تشکر
سلام سروش جان….
امیدوارم حالت خوب باشه…
اپم…بهم سر بزن…
منتظرتم…
فعلاً!
سلام، اعتراف میکنم که فقط پسنوشتهات رو خوندم. من خودم رای میدم ولی کماکان رای ندادن رو هم یه انتخاب میدونم و به نظرم امکان داره کسی که رای نمیده دلیلش تحریم نباشه و قابل احترامه
با سلام……
*** و چزا ول كرديد هاااااااا؟
نوشته هاتون زيباست…
ازتونم خبري نيست….
موفق باشيد
—–
کمی ویرایش شد
ممنون
واقعاً این بود نتیجه ی اون همه تلاشمون؟؟؟؟ اون همه تبلیغات فرهنگی؟؟ اون همه شب زنده داری؟؟؟ اون همه امید سبز؟؟؟ که حالا همه اش را برداره مردک به اسم خودش بزنه؟؟؟؟؟
حتی یه دونه رایی هم که به اسم خودش زده حلالش نیست.
اون کاری کرد که مردم دست به دامن غیرت و خونهای توی رگهاشون بشن.
کی میفهمه دود و خون توی خیابونهای کشور جمهوری اسلامی(حکومت استبداری اسلامی) یعنی چی؟؟؟؟؟ کی می فهمه خوردن حق مردم و یه آبم روش و بعد هم ادعای افشا سازی دروغ دیگران یعنی چی؟؟؟؟؟
کی می فهمه زدن پیرزن 50-6 ساله توسط مامورای نیروی انتظامی تو خیابونهای اصفهان یعنی چی؟؟؟؟
کی می فهمه این همه حق کشی یعنی چی؟
کی می فهمه؟ کی ؟ کی ؟
مردم بلند شید. یه خاکی بالاخره باید تو سرمون بریزیم یا نه؟ پس کی؟ حالا وقتشه.
اصلاح میکنم نظر قبلی خودم رو ، کاملا کار راحتیه !
سرووووووووووووووووووووووووووش جوووووووووووووووووووووووونم…سلام….خوبی؟!!!
چه خبرها؟ آقا من که به موسوی رای دادم بعد این همه سال رای ندادن…آخرشم این جوری…دپرسم الان…خودت خوبی که؟ به ما هم سر بزن جوون…دلمون تنگولید به قول پرستو براتون…قربان شما جمیعا مواظب خودتون باشید این روزها بدجوری خطرناک شده خیابون اینا….
تسلیت میگم نتیجهرو.
کجایی تو سروش؟!
سروش کجایی؟
نکنه شهید شدی؟
همینجوری دویست سال یا بیشتر از کشورهای دیگه عقبیم…
ظاهرا هم که اقای خامنه ای برای اینکه اما زمان خوشحال بشه این احمدی نژاد رو اورده سر کار!
دیگه باید منتظر کشوری عقبمانده باشیم…که دیگه نمیتونه جلو بیفته…و جبران بکنه…
سروش…سروش بیا یه خبر از خودت بده این عمو هوشنگ چی می گه؟!! وااااااایییییییی خداااااااااااااا….(اسمایلی خش انداختن به صورت….!)
سلام سروش جان خوبي ؟؟
بابا كجايي … اي خدا من يكي بايد هي نگران بشم … جون من مواظب خودتون باشيد كجا هستين ….:(
اقا-قرار بود عكس هاي حسين امام رو بفرستي به ايميلم.كجايييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????
بابا انقدر خودتونو جر نديدين. اگه مي خواست جواب شما رو بده كه هي دارم هرروز تو دانشگاه بهش ميگم عكس هاي حسين امام رو بفرست به ايميلم اقا يادش ميره.جواب منو ميداد.در هر صورت عزيزانم خودتونو جر ندين چون جنس ايراني زود پاره ميشه.
يك روزنامه غربى با انتشار گزارشى درباره خريد و فروش راى در آستانه انتخابات آتى افغانستان از احتمال بروز تقلب به سبب گسترش ناآرامى ها در اين كشور جنگ زده در فاصله يك هفته مانده تا اين رويداد خبر داد.
روزنامه تايمز در شماره روز گذشته خود نوشت: هم اكنون در مناطق دور افتاده به ويژه مناطقى كه طالبان حضور بيشترى در آنها دارد، مردم اقدام به خريد و فروش راى مى كنند و در اين ميان حاميان «حامد كرزاى» رئيس جمهورى افغانستان حضور پررنگى در خريد راى مردم دارند، در صورتى كه در روزهاى باقى مانده تا انتخابات (۲۰ آگوست) ناآرامى ها افزايش يابد مطمئناً درصد تقلب در انتخابات نيز افزايش مى يابد. به گزارش تايمز گفته مى شود فرد پشت پرده خريد راى به نفع حامد كرزاى، «احمد ولى كرزاى» برادر ناتنى اوست. بر همين اساس، چنين بى قانونى هايى اعتبار انتخابات افغانستان را تهديد مى كند و در صورت تاييد شدن آن، بخش هاى شمالى افغانستان دچار آشوب مى شود. در همين رابطه در جنوب افغانستان نيز خبرهايى درباره خريد و فروش راى منتشر شده و چندين نفر از رهبران قبايل حاضر در ولايت هلمند از تلاش حاميان كرزاى براى خريد و يا جمع آورى راى به نفع رئيس جمهورى افغانستان خبر داده اند.
در همين رابطه رهبر يكى از قبايل حاضر در مركز هلمند به تايمز گفت: برخى از اعضاى خانواده كرزاى روابطى را با ساكنان هلمند برقرار كرده و از اين راه در پى جمع آورى راى به نفع حامد كرزاى هستند. «محمد آخوندزاده» فرماندار سابق ولايت هلمند نيز مى گويد: در بخش هاى «مارجا» و برخى ديگر از مناطق هلمند به دليل مشكلات امنيتى، مردم قادر به شركت در انتخابات نيستند و اين در حالى است كه در برخى مناطق ديگر نيز صندوقى براى راى دادن وجود ندارد.
وى در ادامه افزود: من مسؤول خريد راى در مارجا هستم. ما هر راى را در اين منطقه به قيمت ۳۰ دلار خريدارى مى كنيم. براساس اين گزارش، براى انتخابات رياست جمهورى افغانستان كارت هايى تهيه شده است كه اين كارت ها در ميان افراد واجد شرايط براى شركت در انتخابات توزيع شده و در روز انتخابات افراد با استفاده از اين كارت ها راى خود را در صندوق مى اندازند و اكنون كه بحث خريد و فروش راى مطرح شده در اصل همين كارت ها ميان مردم خريد و فروش مى شود. در همين رابطه شاهدان عينى از خريد و فروش اين كارت ها توسط رهبران قبايل خبر مى دهند
to khod hadise mofassal bekhan az in ………………