تا این لحظه نفسم ادامه داره. از دوستان عذر میخوام که نگرانشون کردم. اینترنتم هم رو به راه نیست. نمیدونم میتونم درست و حسابی وبلاگ بنویسم یا نه. فعلا زنده ام. شماره های گوشیم هم پاک شده ، شماره ی رفقا رو ندارم.
RSS
برگهها
بایگانی
Blogroll
- BOLTS
- DESERTER
- Endless Love
- Fancy Free
- Farasun
- Gapirani
- George Orwell Diaries
- Holy Killer
- Jeu d’esprit
- LostForWords
- morteza & marsh
- فردا موبایل
- فضولباشی
- قاووت
- لابدان
- ملاحسنی
- مهملات
- میرزا قاسمی
- مایسا
- مجله خبری گجمو
- نون وا
- نیم
- ناباور
- نازنازی
- هادی خوجینیان
- هدف زندگی
- هزاران نقطه
- وب نوشته های کمال
- وبلاگ قبلیم
- وبلاگ های فارسی
- وبلاگچی
- ورتیگونه
- یولیرجین
- یک مهندس خسته
- یک بشقاب اسپاگتی
- یک توسعه دهنده
- یادداشت های ویکتورین
- یادداشت های پراکنده
- کمپلکس خرچنگ و سس مایونز
- کمانگیر
- کندو
- کهن دیاران
- کوچه باغ
- کدئین
- کرم کتاب صورتی
- گاوراس
- گرمابه شیخ الشیوخ
- گزاره نما
- پلنگ صورتی
- پلاس دیتا
- پانوراما
- پرستوی سیاه
- آقا اجازه؟؟
- اوقات من
- اکسیژن
- اپسیلون
- اتاق من
- اردوان نوشت
- بهار من
- بی شیله پیله
- بامدادی
- تلخ نوشته های یک مشهدی
- توهم نامه
- حاجی واشنگتن
- حدیث مهر
- خواب بزرگ
- خاطرات یک برنامه نویس
- دلزده
- دمادم
- دورتر ها
- دوشیزه شین
- دانلود موبایل
- دست نوشته
- ذهن خاکستری
- ذهن خسته
- رهرو زندگی
- رادیو دو موج
- رادیو زمانه
- رضا ب 2
- زهرا
- سیگاری
- سیبستان
- سپیداران (احمد شیرزاد)
- شفق
- شاهوار
- شبنم فکر
- طاها بذری
- عمو هوشنگ
- عصیان اندیشه
رادیو وبلاگستان- مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.
لینک های مورد علاقه- نوشتاری از علیرضا بهشتی(سردبیر روزنامه کلمه سبز) / شورش نان در راه است...
- قرارگاه خاتم الانبياء سپاه برنده مناقصه 2.5 ميليارد دلاري چابهار شد !
- میرحسین موسوی:دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند که با گشادهدستی از حقوق ملت عقب نشستند/
- هشدارآیتالله صانعی به مستبدین و مستکبرین و دعوت برای 13 آبان
- انتقاد دارم / با توجه به آزاد اعلام شدن انتقاد از رهبری!
- کروبی در دیدار با ادوار تحکیم: نتایج انتخابات سهمیهبندی بود (تو دهنی به گوینده جرم بزرگ)
- تصاويري از مير حسين و خانواده اش در منزل
- هر جا هستیم همچون محمود وحیدنیا در برابر بتهای بزرگ و کوچک بایستیم: در اداره، مسجد، مدرسه، دانشگاه و ...(حرف حسابی)
- ۸۳% کدام مردم آقای فارس نیوز؟ در مورد یک نظرسنجی
- کتاب: تجاوز به روح آدمیزاد

سلام
خدا رو شكر كه خوب هستين.
سلام بشری حسینی خامنه ای ، دختر بزرگ رهبر انقلاب
Posted in Uncategorized by motahhareh on ژوئن 22, 2009
این خواهر ها و هم کلاسی های تو هستند که کشته می شوند ، بشری حسینی خامنه ای ، دختر بزرگ رهبر ایران ، علی خامنه ای
نمی دانم مرا به یاد می آوری یا نه ؟ ما هشت سال در یک مدرسه درس خواندیم؛ مدرسه رفاه را می گویم، همان مدرسه که فرمان انقلاب از آنجا صادر شد و روی پشت بام هایش سران رژیم تیرباران شدند. یادت می آید؟
شاید بیشتر باید راهنمایی ات کنم تا مرا به خاطر بیاوری، من در تیم والیبال مدرسه بودم. خیلی وقت ها زنگ تفریح ها روبروی هم می ایستادیم و بازی می کردیم.
تو همیشه با یک تویوتای سفید به مدرسه می آمدی ؛ سه تا اسکورت تو راهمیشه همراهی می کردند که یکی از آن سه تا ، خانم زورمند ، در مدرسه هم مراقب تو بود؛ هر جا که می رفتی او هم با تو بود.
داستان آن روزها داستان تبعیض آشکاری بود که همیشه مدیر ها و معلم های مدرسه بین ما و تو می گذاشتند. شاید خیلی وقت ها این تبعیض ها را می فهمیدی و شاید هیچ وقت دقت نمی کردی که چطور در هر قرعه کشی در مدرسه نام تو بود که از صندوق بیرون می آمد. این مهم نبود اما همیشه خشمی پنهان را در ما که بچه هایی 11 -12 ساله بودیم بر می انگیخت. یادم نمی رود دوران جنگ صرب ها و بوسنی ها بود و قرار بود هر کلاس برای مجروحین بوسنی پول جمع کند وهر کلاسی که مبلغی بیشتر جمع کرده بود به اردوی لواسان برود. همه بچه ها پول قللک هایشان را جمع کرده ،ورده بودند. کلاس ها هر کدام بین 4000 هزار تومان تا 5000 هزار تومان توانسته بودند پول جمع کنند. رقابت سر ده تومان و بیست تومان بود. اما ناگهان تو آمدی و 30000 هزار تومان که پدرت از سهم خود داده بود برای بوسنی آوردی . بازی بهم خورد و کلاس تو بدون رقیب و با اختلاف بالایی برنده شد. همه اعتراض کردیم که این مسابقه بین بچه ها بوده نه پدر بچه ها . اما کسی به ما گوش نداد و کلاس تو بشری عزیز برنده مسابقه اعلام شد.
قصه هایی از این دست زیاد دارم که برایت بگویم اما اینجا نیامده ام تا از خاطرات دوران مدرسه برایت بنویسم. آمده ام تا بنویسم آن آشوب گرانی که پدر تو از آنها یاد می کند ما هستیم. هم کلاسی ها و هم مدرسه ای های خود تو. ندا که در خیابان کارگر به قتل رسید ، دخترک معصومی که هم سن و سال من و توست ، نه سلاحی داشت نه خنجری ، گلویی داشت که آمده بود فریاد بزند حق خود را . چه کسی گفته جواب فریاد گلوله است؟ مگر یادمان رفته این همان روشی بود که شاه پیش گرفت و نابود شد. ندا جان داده و پیکر نحیفش دیگر فریاد نمی شود تا خواب پدر تو را بر هم بزند بشری عزیز اما آیا اسلام و پیامبررحمت اینگونه زیستند که پدر تو رفتار می کند؟ مگر نخوانده ای در نهج البلاغه که امیر المومنین گفته است ” اگر خلخال از پای زن یهودی کنده شود فرد مسلمان دق کند جا دارد”؟
صدای الله اکبر های این ملت را اگر پدرت نمی شود تو که می شنوی، نمی شنوی ؟ صدای خشم ملتی که اینچنین به شعورشان توهین شده الله اکبری است که با آن تنها به خدای واحد پناه می برند. ملتی که روزگاری شهید دادند و امروز اوباش خطاب می شوند، ملتی که برای رساندن پیامشان به گوش مسئولین پای صندوق های رای آمدند و اینگونه حق شان ضایع شد. یادت که نرفته کتاب دینی مان را ” الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم” ؟ البته تو بیشتر از اینها خوانده ای و شنیده ای، این را می دانم. اما هیهات که” هفتاد سال طاعت یک شب به باد رفته”
اگر پدرت نمی داند چه در این سرزمین و کوچه ها و خیابان هایش می گذرد که من بعید می دانم نداند، اگرشعار الله اکبر را نمی شنود، بوی گاز اشک آور چشمانش را نسوزانده، صدای صفیر گلوله ها به گوشش نمی خورد ، صفحه های اینترنت را برایش باز کن. عکس دخترک معصوم ندا را نشانش بده، روبرویش بایست . فکر می کنم ندا هم پدری دارد ،مادری دارد ، خواهر و برادری دارد مثل تو که پدر داری. ندا یکی از همکلاسی های تو بوده، ندا هم در همین انقلاب اسلامی به مدرسه رفته ، ندا هم مثل تو هزاران آرزو داشته.
نگذار فردای این فریاد ها که غریو خشم مردم شکلی دیگر به خود خواهد گرفت درمانده و دربدر دنیایی شوید که جایی برایتان نخواهد داشت و تبعیدیانی شوید که طعم تلخ حقارت جامه تن تان شود. قبل از آنکه دیر شود به پدرت بگو ندا و بشری هر دو یک معنا می دهند و هیهات از روزی که ندای فریادهای ندا ها را نشنویم
فوری / بزرگترین تظاهرات آرام در تهران با حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی ، پنجشنبه 4 تیر ماه، مسیر تظاهرات متعاقبا اعلام خواهد شد
ستاد های میرحسین موسوی و مهدی کروبی: پنج شنبه شب مراسم بزرگداشت کشته شدگان حوادث اخیر در مرقد آیت الله خمینی
مردم شهرهای ایران بخوانند
امشب دوباره الله اکبر گفتیم تا دشمن بشنود که زنده ایم ، مردم شهرهای ایران بگذارید صدای زنده بودن شما را هم دشمن بشنود
سروش جان خوشحالم که خوبی جوون… مراقب خودتون باشین…
من كامنت گذاشتم …نيومد اين جا…حوصله ندارم دوباره بنويسم …اه!
دوباره مينويسيم…اين جا يكي داره كامنتامو ميخوره!…
سلام سروش(سيريش)…….آقا همه نگرانتن!!!!كجايي؟؟؟؟
من گفتم كشتنت!!!!!!!!!
بچه ها از من پرسيدن …من از بچه ها پرسيدم…..
خدا روشكر زنده اي…….!!!!اوووووووههههههههه
سلام
خوشحالم که میبینم زنده هستی
اگر بگم نگرانت نشده بودم دروغ گفتم
salam.
shokre khoda ke salemid.
kami negaran boodim.inrooza hame negarane javoonan .
moragheb bashid .
zende bad javooone ghayoore irani .
سلام خدا رو شکر که خوب هستید
من هم تعجب کردم خیلی وقت بود نبودید!!
خدارو شکر
خوشحالم کردی خبر دادی از خودت.
ناامید نباش پسر، روزنههای روشنی همیشه تو تاریکی وجود دارن… باید گشت
واقعا زنده ايد…يا دشمناتون اومدن اين جا رو آپ كردن…..آخه از بس كله اتون بو قرمه سبزي ميداد فكر كنم كم و بيش نه تنها قرمه سبزي رو جا انداختن براتون بلكه همچي قوامم اومده ؟نه؟
خسته نباشي دادا .
سلام وست عزیزم واقعا حوادث اخیر خیلی دردناک بود و قلب خیلیها رو جریحه دار کرد
به امید روزی که دولتی دموکرات داشته باشیم.
دلتنگ نگراني هاي روزهاي انتخابات شدم سروش
*
با خداحافظي اتاقم را ترك مي كردم
سينه سپر به تير دروغ
اما
*
د
ل
ن
گ
ر
ا
ن
م
حقيقت گم شده در ميان دستان دروغ