<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>صحبت</title>
	<atom:link href="http://sohbat.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sohbat.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 22 Jan 2012 17:47:46 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='sohbat.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://1.gravatar.com/blavatar/bb5491a8f11040e52c613384de756a78?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>صحبت</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://sohbat.wordpress.com/osd.xml" title="صحبت" />
	<atom:link rel='hub' href='http://sohbat.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>نقل مکان</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2011/03/23/notification/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2011/03/23/notification/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Mar 2011 19:15:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=1013</guid>
		<description><![CDATA[سلاااااااااااااااام به دوستای عزیز. عیدتون مبارک و از این حرفا آخرین پست این وبلاگ مربوط می‌شه به حدود یک سال و ۴ ماه پیش. احتمالا دیگه به جز ۲۰-۳۰ نفری که روزانه از گوگل وارد این وبلاگ می‌شن کس دیگه‌ای این وبلاگ رو نبینه و به خاطر همین هم این پیغام رو فقط کسانی ببینند [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=1013&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">سلاااااااااااااااام به دوستای عزیز. عیدتون مبارک و از این حرفا</p>
<p style="text-align:justify;">آخرین پست این وبلاگ مربوط می‌شه به حدود یک سال و ۴ ماه پیش.</p>
<p style="text-align:justify;">احتمالا دیگه به جز ۲۰-۳۰ نفری که روزانه از گوگل وارد این وبلاگ می‌شن کس دیگه‌ای این وبلاگ رو نبینه و به خاطر همین هم این پیغام رو فقط کسانی ببینند که وبلاگ صحبت رو با فیدخوان دنبال می‌کردند. کسانی که این متن رو تو گودر خودشون می‌بینند شاید حتی اصلا اسم وبلاگ صحبت رو هم دیگه یادشون نیاد. همینه دیگه. از دل برورد هر آنکه از دیده رود</p>
<p style="text-align:justify;">به هر حال خواستم اطلاع بدم بعد از اینکه به دلایلی دیگه تو این وبلاگ ننوشتم، الان مدتیه که تو یه وبلاگ جدید می‌نویسم. اگه کسی از دوستان علاقه‌ای به خوندن اینجانب داشت یه ایمیلکی به این آدرس بزنه تا آدرس وبلاگ جدیدمو براش بفرستم. اگه امکانش بود اسمتون یا وبلاگتون رو هم تو اون ایمیل بنویسید. البته اگه ایمیل هم نخواستید بزنید می‌تونید زیر همین پست یه کامنت بذارید تا آدرس وبلاگ جدیدمو به ایمیلی که تو کامنت وارد می‌کنید ارسال کنم</p>
<h1 style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;">sohbatblog@yahoo.com</span></h1>
<p style="text-align:justify;">مخلص همه تون</p>
<p style="text-align:justify;">سروش 1 سال و خورده ای بزرگتر <img src='http://s1.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 1: من یه بی ادبی بکنم. علت اینکه وبلاگ نویسی رو در اینجا ادامه ندادم این بود که کاملا بصورت ناشناس نمی نوشتم و از اونجایی که کلا زیاد سیاسی می نویسم و برای اینکه یه سری ملاحظات که همه تونم بهش آگاهی دارید رو رعایت کنم , جسارت می کنم تقاضا میکنم که دوستان یه نشونه ی آشنایی یا آدرس وبلاگشون یا یه چیزیکه من یادم بیاد و بدونم از برادران خاص نیستند رو هم بذارند. البته خیلی ها که دیگه الان وبلاگ نویسای معروفی شده اند و ماشالله خود وبلاگشون اعتبار داره که هیچ. شرمنده دیگه. خودتون می دونید وضعیت چه جوریه. دم همه تون گرم.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 2: الان برام خیلی عجیبه که تعداد بازدید های امروز این وبلاگ از 60 تا هم رد شده. اونم بعد از این همه مدت. جل الخالق <img src='http://s1.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/1013/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/1013/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=1013&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2011/03/23/notification/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>درگذشت آیت الله منتظری و 29 آذر 88</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/21/29azar88/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/21/29azar88/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 16:14:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[29 آذر 88]]></category>
		<category><![CDATA[قم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظری]]></category>
		<category><![CDATA[تشییع]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=1008</guid>
		<description><![CDATA[دیروز صبح با چند بار شنیدن صدای اس ام اس از خواب بیدار شدم و خبر درگذشت آیت الله منتظری را متوجه شدم. فوت ایشون در محرم بود و روز هفتم ایشون هم به تاسوعا و عاشورا میخوره. از عصر بیشتر دوستام خودشون رفته بودن قم. چند تا شون رو هم جلوی عوارضی آزادراه قم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=1008&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/9/30/45108_482.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p style="text-align:justify;">دیروز صبح با چند بار شنیدن صدای اس ام اس از خواب بیدار شدم و خبر درگذشت آیت الله منتظری را متوجه شدم. فوت ایشون در محرم بود و روز هفتم ایشون هم به تاسوعا و عاشورا میخوره. از عصر بیشتر دوستام خودشون رفته بودن قم. چند تا شون رو هم جلوی عوارضی آزادراه قم نگه داشته بودن و ازشون پرسیده بودن که &#8220;برای چی داری میری قم؟&#8221; بعضی ها که جواب درست و حسابی نداشتن رو هم برمیگردوندن. واسه جلوگیری از این اتفاقا هم قبل از ساعت 12 از ترمینال جنوب تهران با 5 تا از دوستام سوار اتوبوس اصفهان شدیم و قم پیاده شدیم. قدیما تو این اتوبوس ها فیلم میذاشتن ولی ایندفعه نامردا تا وقتی ما پیاده نشدیم فیلم نذاشتن.<br />
ترافیک مسیر متغیر بود. مثلا ما در ترافیک نموندیم اما یکی از دوستام که بعد از ما اومد کلی تو ترافیک موند و یه دوست دیگم که بعد از اون اومد مثل ما اصلا تو ترافیک نموند. از اتوبوس که پیاده شدیم کلی مسافر کش با قیافه های خوفشون اومدن سراغمون که آقا کجا میری و آقا با همی هستین یا نه. ما هم هممون به معنای واقعی کلمه گرخیدیم و سوار نشدیم و پیاده راه افتادیم. به دلایلی جایی به جز حرم نمی شد بریم. این روز اتفاقا در حرم رو بسته بودن تا شاید خس و خاشاک رو بیشتر اذیت بکنن که خب صواب داره دیگه.<br />
مثل این شب گرد ها و بی خانمانها بعد از کلی بیابون گردی مجبور شدیم تو کوچه پس کوچه های قم برای خودمون آتیش درست کنیم که منجمد نشیم. بالاخره رفتیم تو حرم و یکی دو ساعتی خوابیدیم تا حدودای 8:30. بیت آیت الله منتظری خیابون دوازدهم بلوار شهید منتظری بود و بیت آیت الله صانعی هم خیابون هشتم. دیدیم یه جمعیتی جلوی خیابون دوازدهم تجمع کردن و شعار میدن. عکس های آیت الله منتظری هم دست مردم بود. عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور آخر دولت خاتمی رو هم دیدم. برام جالب بود که خیلی سال پیش اونو با کلی بادیگارد می دیدم اما امروز تنهای تنها بین مردم می دیدمش. جسد آقای منتظری رو که از کوچه میخواستن بیارن چند تیکه از فلز های حصر خونگی رو هم مجبور شدن بکنن که تاسف آور بود.<br />
جدا از کلیت اعمالش در طول زندگیش ، این که به خاطر اعتراض به حق کشی ها و آدم کشی ها به حکومت پشت پا زد واقعا کار بزرگ و قابل ستایشی بوده. کسی بود که بدون ترس و محافظه کاری چیزی که به نظرش حق میومد رو میگفت. قبل از اومدن حدسم این بود که حدود 200 هزار نفر از تهران و اصفهان به قم بیان و 100 هزار نفر هم از قمی ها همت کنن و بیان به تشییع جنازه و تظاهراتش ضمیمه اش. نمیشه جمعیت رو درست و حسابی تخمین زد. حضور خود قمی ها با دیدن روحانی ها و زنان چادری خیلی بیشتر نسبت به تجمعات تهران خوب به چشم میمد. مثلا قبلا تو تهران می شد جمعیت رو تخمین زد ، چون خیابون هایی مثل انقلاب و آزادی هستند که جمعیت رو در یک راستا نمایش میدن ، اما قم خیابون هاش ظرفیت کل جمعیت رو نداشت و من هیچ وقت نتونستم کل جمعیت رو در یک نگاه و راستا ببینم یا مثلا نتونستم که ته جمعیت رو ببینم. اما از اونجایی که علاقه ی زیادی به اظهار نظر دارم ، حدسم چیزی حدود حداقل 700 هزار نفر و حداکثر یک میلیون نفره. خیلی از مراجع تقلید و موسوی و کروبی هم حضور داشتن.<br />
در حرکت قبلی اعتراضی در تقویم 16 آذر رو داشتیم که از قبلش کلی ملت رو تهدید کردن ، بعد کلی دانشجو رو احضار و بازداشت کردن ( که هنوز هم خیلی هاشون رو آزاد نکردن ) بعد حدود 7-8 هزار تا آدم رو بسیج کردن که برن تو دانشگاه ها براشون به عنوان دانشجو شعار بدن و ملت رو هم تو خیابون کتک زدن و امروز هم این همه از ملت رو تو جاده برگردوندن اما امروز ملت انگار نه انگار باز پا شده بودن اومده بودن و با این همه فشاری که روی فعالان سیاسی و علی الخصوص دانشجویی اومده بود امروز همه ی فعالان هم اومده بودن از باقی مونده های مشارکت گرفته تا اعضای باقی مونده ی شورای مرکزی نهضت ازادی و دفتر تحکیم و &#8230;<br />
فکر می کنم جریان به روال افتاده و مردم راهکار اعتراض بدون استفاده از خشونت رو یاد گرفتن.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت : مطلب قبل رو قبلا نوشته بودم ولی یادم رفته بود بذارم اینجا ، الان با هم گذاشتم این دو تا مطلب رو. کامنت های مطلب قبل هم بسته است.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/1008/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/1008/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=1008&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/21/29azar88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/9/30/45108_482.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>قدم هایی به جلو</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/21/%d9%82%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%84%d9%88/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/21/%d9%82%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%84%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 16:07:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=1006</guid>
		<description><![CDATA[قبل از 16 آذر تهدید ها بود که هر روز توسط یکی از وابستگان به حکومت توسط رسانه های حکومتی به سمت دانشجویان سرازیر می شد. همونطور که پیش بینی می شد دستگیری دانشجویان قبل از 16 آذر به اوج رسید. حالا این وسط بگذریم از امثال من که قسر ( یا قصر یا &#8230; [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=1006&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">قبل از 16 آذر تهدید ها بود که هر روز توسط یکی از وابستگان به حکومت توسط رسانه های حکومتی به سمت دانشجویان سرازیر می شد. همونطور که پیش بینی می شد دستگیری دانشجویان قبل از 16 آذر به اوج رسید. حالا این وسط بگذریم از امثال من که قسر ( یا قصر یا &#8230; ) دررفتیم و امیدوارم تو این چند سال آینده وضعیت کشور جوری بشه که بشه این جور چیزا رو هم نوشت.<br />
در این اقتدارگراها یه ریزش نیروی مردمی قابل توجه بعد از روز قدس و یه ریزش نیروی عملیاتی قابل اعتنا بعد از 13 آبان داشتند و احتیاج به یه شوک داشتند. این وسط انتظار یه حرکت از اون جناح را داشتیم اما وقتی دیدیم که این بساط پاره شدن عکس امام رو چیدن خودش امیدوار کننده بود. چون که هر چند که این بازی جدیدشون یه آجر بزرگ بود که به سمت سبز ها پرت کردن اما توجه هم کنیم که این یکی از بزرگ ترین آجرهاشون بود. این نشون از عمق و وسعت احتیاجشون به شوک بود. این بازی عکس امام دو حاصل داره یکی اینکه مقداری از ریزش نیروی مردمی شون ( که غالبا از توده ی عوام جامعه هستند ) رو به صحنه بر می گردونه که خب این یه نکته ی منفی برای جنبش سبزه اما محصول دوم این بازی مساله ایه که به نظر من از اهمیتش نباید غافل شد. اقتدارگراها در طول ماه های اخیر تلاش زیادی می کردن که همه چیز رو تموم شده نشون بدن و انگار که اصلا هیچ مشکلی وجود نداره و عملا سعی می کردن در ظاهر وجود سبز ها رو به حساب نیارن و شور سیاسی رو بین مردم بکشند. از بین رفتن شور سیاسی در اجتماع خودش یه سم مهلک برای جنبش موسوم به سبز امروز ایرانه که منجر به یاس و سرخوردگی میشه. محصول دوم این سیاه بازی اقتدارگراها همینه که بعد از 6 ماه باعث شد دوباره شور سیاسی در بین مردم ( اینجا بیشتر باید به مردم شهرستان ها توجه کنیم که اطلاعاتشون از رسانه ی میلیه و حالا که این جریانات رو می بینن متوجه میشن که انگار قضیه جدیه ) قوت می گیره و همچنین نشون میده که ادامه ی این جریان برای حاکمیت اونقدر فشار داره که دیگه مجبور شدن که این طور به جنب و جوش بیافتن.<br />
نمود بارز جنب و جوش اقتدارگراها رو در عملکرد روز جمعه ی صدا و سیما دیدیم. جایی که از شب قبلش تا ظهر جمعه خودش رو به در و دیوار زد که آی مردم بیاین تظاهرات. خیلی دوست داشتم خودم برم و یه نگاهی بندازم که متاسفانه نتونستم برم و این تظاهرات دولتی رو ببینم. اما اون چیزی که از تلویزیون دیدم این بود که با وجود این همه تبلیغات ، وانت های پر از بلندگو و پوستر های پخش شده ، حتی یک تصویر لانگ شات رو هم از تظاهرات تهران ندیدم. در خوشبینانه ترین حالت انتظار داشتم لا اقل یک نیمه لانگ شات ببینم که حداقل مثلا یک کیلومتری رو پر از ادم نشون بده اما هر چند که در شهرستان ها چند تا لانگ شات نصفه و نیمه دیدم اما در تهران هیچ لانگ شاتی از تظاهرکنندگان ندیدم و فقط تصاویر یک دوربین رو دیدم که یک جا در خیابون انقلاب گذاشتن و مردم هم جلوش وایسادن و شعار میدن. حالا در نظر بیارید که تظاهرات های سبز عموما با تهدید مسوولان نظام و فرماندهان نظامی و بدون تبلیغات اینچنینی در تلویزیون و فقط با خبررسانی فرد به فرد و چند تا کانال ماهواره ای ( که به هیچ وجه نفوذشون با صدا و سیما قابل مقایسه نیست ) برگزار میشد و جمعیت های آنچنانی با وجود عدم امنیت جانی میومد. اما حالا این طرف دو روز تلویزیون خودش رو به آب و آتیش بزنه و کلی عجز و لابه کنه که ملت بیاین تظاهرات و کلی هم سرباز بیچاره رو ببرن نمازجمعه که آخرش اینجوری بشه.<br />
پس نوشت 1: یزدی بعد از صحبت هایی که در مورد رفسنجانی کرده ، گفته که اگه ما بسیجی ها و سپاهی ها رو داریم خب این منافق ها هم دانشجو ها و دانشگاهیها رو دارن. من هر چی فکر کردم که واسه چی این حرف رو زده و این حرف چه سودی براش داشته و چه ضرری برای سبز ها و جز این بوده که خودشونو ضایع کرده ، چیزی دستگیریم نشد. انصافا من هم اگه جای هاشمی بودم جوابی جز &#8221; خدا شفاش بده&#8221; نداشتم که بدم.<br />
پس نوشت 2: من رسما از همینجا به عنوان یکی از افراد علاقمند به جنبش سبز از مسوولین مملکتی تقاضا میکنم که این سران فتنه یعنی خاتمی و موسوی و کروبی رو دستگیر کنید. تو رو خدا دستگیر کنید.  امیدوارم دستگیریشون قبل از 22 بهمن باشه.<br />
ولی انصافا اینا تا حالا از این کارای نامعقولانه که بیشتر به خودشون ضرر زده زیاد انجام دادن. دستگیری موسوی و دوستانش هم بعید نیست از اینا. حالا امیدوارم این بار هم از این کارا بکنن و به قول خودشون سران فتنه رو دستگیر کنن. فکر کنم این که دستگیریشون به نفع کی و به ضرر کیه  احتیاجی به توضیح نداشته باشه و ساده باشه و لازم نباشه در موردش حتی تو این وبلاگ هم بحث کنیم.<br />
پس نوشت 3: در مطلب قبل در مورد هاشمی رفسنجانی دو ویژگی صبر و سیاست ورزی رو اسم بردم. بعضی از رفقا ایراد گرفتن که چرا سوابق بدش رو اسم نبردی که خب من هم همون سیاست ورزی که گفتم اینا رو هم شامل میشه دیگه. من اخلاق رو از ویژگی ها رفسنجانی اسم نبردم و سیاست ورزی رو اسم بردم که معنای عمومی تری داره و میتونه تصمیم گیری های صرفا ماکیاولیستی و زیر پا گذاشتن حقوق افراد دیگه و &#8230; رو هم شامل بشه. فعلا که به هر دلیلی حضور و رفتارش مقابل معترضین نبوده و تا حدی موافق بوده که این خودش خوبه. بهتره خودمون دیگه تخریبش نکنیم. یادمون باشه که یکی از اصلی ترین دلایل بالا اومدن اسم احمدی نژاد از انتخابات سوم تیر 84 ، تخریب سنگین و شدید هاشمی توسط احزاب اصلاح طلب بود که در دور دوم به ضرر خودشون تموم شد و حاصل این تخریب بیرون اومدن اسم احمدی نژاد از وزارت کشور شد. مطمئنا باید از گذشته درس بگیریم و با بی توجهی به احساسات با خردورزی و هوشمندی موضع گیری و عمل کنیم.<br />
پس نوشت 3: کاری به حق و ناحق ندارم ولی هر چی از تاریخ این نظام و خاطرات سرانش بخونی در سالهای اولیه ی انقلاب که حزب جمهوری اسلامی دچار تفاوت آرا شد و رئیس جمهور وقت در جناح تندروی حزب قرار داشت ، موسوی و هاشمی در جناح میانه و چند تا از اصلاح طلبهای فعلی هم در جناح چپ حزب ، همین امام خمینی که امروز داعیه ی توهین بهش رو دارن اون موقع بدون استثناء و با قطعیت تمام از جناح میانه و چپ حمایت میکرده و حتی حمله های تندی هم به جناح تندرو میکرده. مثلا زمانی که دوستان هم جناحی آقای خامنه ای در حزب جمهوری اسلامی ( در موقع اختلافات شدید موسوی نخست وزیر و خامنه ای رئیس جمهور ) به حمایت از آقای خامنه ای شروع به حمله های سنگین به نخست وزیر و هیئت دولت کردن ، همین امام خمینی به دفعات به این رفتار راست های درون حزب جمهوری اسلامی اعتراض کرد. ( حذف منتظری هم از محصولات همین راست های این حزب بود ) مثلا یکی از جملات معروف امام خمینی ( عرض کردم کاری به حق و ناحق ندارم و صرفا دارم اشاره می کنم به مواضع امام خمینی در اون زمان در مورد اختلافات موسوی و خامنه ای ) که در تظاهرات ها هم زیاد دیدیمش یعنی &#8221; کسانی که در مقابل شما ایستاده اند توانایی اداره ی یک نانوایی را هم ندارند &#8221; که در روز 23 شهریور 63 در مشهد در جمع طلبه های حوزه ی علمیه ی مشهد و همین آیت الله طبسی و &#8230; خطاب به راست های درون حزب جمهوری اسلامی ( شناخته شده ترینشان رئیس جمهور وقت بود ) که منتقد دائمی نخست وزیر بودند گفته شد. بخشی از این سخنرانی در جلد هفتم صحیفه نور مدکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی صفحه ی 62 اینچنین اومده:<br />
&#8221; شما که نمی توانید یک شهر را اداره کنید ، اگر نانوایی یک شهر را به شما بدهند نمی توانید اداره اش کنید ، چه طور می گویید که چرا دولت نمی دانم چه کرده ، چه نکرده ؟ شما نمی فهمید که کار دولت چی هست و تاکنون چه کرده است ؟ شما می دانید که کارهایی که دولت در این چند سال با همه ی این فشارها کرده ، عمقش از کارهایی که در طول سلطنت فاسد پهلوی بوده است ، بسیار بیشتر است. چه می گویید به جان این دولت؟ دست بردارید ، از خدا بترسید ، از غضب خدا بترسید. شما خیال می کنید که اگر دولت ساقط شود ، شما روی کار می آیید شما هیچ وقت نمی آیید روی کار ( البته اینجاش رو اشتباه کردن چون که بعد حذف منتظری و کمرنگ شدن حضور مشکینی توسط هاشمی و نهایتا بعد از فوت گوینده ی این صحبت ها ، با تلاش های رفسنجانی دقیقا کسی جانشین رهبری شد که مخاطب همین صحبت ها بود ) شما هیچ وقت نمی آیید روی کار. شما خیال می کنید به نفع اسلام این حرفها را می زنید؟ شیطان در لباس شما در باطن شما این حرفها را می زند و به ضرر اسلام دارد می زند. دست بردارید از این مسایل. کمک کنید به دولت. کمک کنید به این دولتی که دارد جان می کند برای اسلام و برای کشور شما. چرا باید هر روز نق بزنید.&#8221;<br />
البته رهبر وقت نظام در حمایت از دولت ( توجه داشته باشیم که منظور از دولت نخست وزیر و وزرا بودن که با رئیس جمهور اختلاف داشتند و رئیس جمهور با نفوذی که در راست های حزب داشت در امور اثر گذاری می کرد ) گاهی به نظر من خیلی زیاده روی می کرد مثلا یک جا هم قبل از همین سخنرانی گفته بود که &#8221; هر کس این دولت را غیر شرعی بداند یا ضد انقلاب است یا ناآگاه &#8220;(در کتاب مصاحبه های سال 63 هاشمی جلد چهارم نشر معارف انقلاب چاپ 85). بعد از انزوای موقتی راست های حزب و گردش های مواضع خیلی ها از سمت جناح رئیس جمهور به سمت نخست وزیر و کابینه و بحث هایی که پیش اومد شاید جالب باشه به یکی از این عکس العمل ها اشاره بشه. 2 مهر 1363 طلبه های حوزه ی علمیه ی قم یه طومار 18/5 متری در حمایت از موسوی و رفسنجانی فرستادند. متن این طومار رو بخونید. باحاله. جالبه که حتی در استفاده از کلمات هم نهایت سعی شده که از رهبری پیروی بشه:<br />
&#8221; بسمه تعالی. ما طلاب حوزه علمیه قم به پیروی از اخطار حضرت اما در روز عید غدیر ، خطاب به کسانی که شیاطین در لباس و باطنشان نفوذ کرده تا به زبان آنان هر روز و هر فرصت ، در تضعیف دولت نغمه ای را ساز و به دست آن ها بر اساس مصالح شخصی و به خیال دفاع از اسلام ، چیز هایی را منتشر سازند و مشی خلاف شرع را برچسب زنند و در هر حال دست از جان دولت برندارند و این همه در حالتی که خود از اداره ی نانوایی شهری ناتوانند می گوییم که به خود آیند و بیدار شوند تا از غضب الهی که افشای چهره ی شیطانی آنها است در امان بمانند. ضمن پشتیبانی از دولت محرومین برادر موسوی و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ، از کسانی که با افکار متحجر و پوسیده ی خود ، تحت لوای شرع مقدس اسلام به تضعیف حکومت اسلامی و خط اصیل انقلاب می پردازند و همچنین از افراد رفاه زده ای که خود را مقید به زی طلبگی نمی دانند و زمینه ساز بدبینی مردم نسبت به روحانیت می باشند ( دوستان حامی دولت توجه داشته باشند مخاطب این حرف طلبه ها رئیس جمهور وقت بود ) که هر از چندگاهی دل امام عزیزمان را به درد می آورند ، انزجار و بیزاری خود را اعلام می داریم.&#8221;<br />
این هم طولانی ترین پس نوشتم در طول 5 سال وبلاگ نویسیم.<br />
پس نوشت 4: باز هم به خودم و دوستام یادآوری می کنم جمله ی معروف اون فرنگی کافر معاند کثیف &#8230;. رو که با همه ی سیاهی ها وتاریکی های غربی که در منجلاب تجمل گرایی و الحاد غربی سراپای وجودش رو فراگرفته بود ، گفت:<br />
&#8221; از این نترسید که زندگیتان تمام شود ، از این بترسید که زندگیتان هیچ وقت شروع نشود.&#8221;<br />
دقیقا الان وقت سیاسی بودنه و در اولویت قرار دادن سیاست در زندگیمون. اونطور که اقتدارگراها میخوان سرمون به کار خودمون گرم باشه و درسمون رو بخونیم کاری به کار سیاست نداشته باشیم نباشیم و دقیقا تلاش کنیم که نه تنها خودمون سیاسی باشیم بلکه آدمهای دور و برمون رو هم سیاسی کنیم که حتی نون درآوردن و درس خوندن و ریزترین نکات زندگی آینده مون به همین سیاسی بودن یا سیاسی نبودن الان جامعه مون بستگی داره.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/1006/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/1006/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=1006&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/21/%d9%82%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>برگی از آلبوم جمهوری اسلامی</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/14/ir-albume/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/14/ir-albume/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 16:24:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[منتظری]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی اردبیلی]]></category>
		<category><![CDATA[مجید انصاری]]></category>
		<category><![CDATA[محتشمی پور]]></category>
		<category><![CDATA[محسن رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکینی]]></category>
		<category><![CDATA[ناطق نوری]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[ولایتی]]></category>
		<category><![CDATA[یوسف صانعی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[احمد خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[به سوی سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[جاسبی]]></category>
		<category><![CDATA[حکیم]]></category>
		<category><![CDATA[حداد عادل]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[ری شهری]]></category>
		<category><![CDATA[شاهرودی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس های قدیمی انقلاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=982</guid>
		<description><![CDATA[در این مطلب عکس هایی رو گذاشتم که به نظرم دیدنشون خالی از لطف نیست. عکس بعضی از اشخاصی که اسمشون تو دفترچه خاطرات جمهوری اسلامی با فونت درشت نوشته شده. از این عکس ها باز هم دارم شاید باز هم تو چند تا پست بذارمشون تو وبلاگ تا آدمای بیشتری ببیننشون تا شاید بیشتر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=982&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">در این مطلب عکس هایی رو گذاشتم که به نظرم دیدنشون خالی از لطف نیست. عکس بعضی از اشخاصی که اسمشون تو دفترچه خاطرات جمهوری اسلامی با فونت درشت نوشته شده. از این عکس ها باز هم دارم شاید باز هم تو چند تا پست بذارمشون تو وبلاگ تا آدمای بیشتری ببیننشون تا شاید بیشتر تحریک بشن و تاریخ نظام رو مطالعه کنن. این عکس ها رو با موبایل از یک کتاب انداختم. فکر می کنم مطالعه ی تاریخ معاصر باید از توصیه ها و نصیحت های هر دوست دلسوزی به دوستانش باشه.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-983" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/1.jpg?w=500" alt=""   />در این عکس جالب چند تا شخصیت رو کنار هم می بینید. این عکس مراسم آغاز مجلس دومه. رئیس این مجلس مثل مجلس اول هاشمی رفسنجانی بود و نائب رئیس ها هم یزدی و کروبی بودن. در این عکس بالاییش فکر کنم آقای یوسف صانعی ( دادستان کل کشور وقت ) باشه بعد از بالا احمد خمینی ، آقای موسوی اردبیلی ( رئیس قوه قضاییه ی وقت ) ، آقای خامنه ای ( رئیس جمهور وقت ) ، هاشمی رفسنجانی ( رئیس مجلس و فرمانده کل قوا و آشتی بده ی هر روزه ی اختلافات رئیس جمهور با نخست وزیر و دعواهای فرمانده نیرو زمینی ارتش (صیاد شیرازی) با سپاه (محسن رضایی) و تصمیم گیر اصلی صدا و سیما و عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و گیرنده ی خط ها از امام خمینی و دهنده ی خط ها به مسوولین مملکتی و و و و .. تقریبا خود جمهوری اسلامی وقت ) و میرحسین موسوی ( نخست وزیر وقت ) می بینید.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-984" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/2.jpg?w=500" alt=""   />این عکس مربوط به دفاع میرحسین موسوی از وزیرانش برای گرفتن رای اعتماد از مجلس دوم</p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/3.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-985" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/3.jpg?w=500" alt=""   /></a>این عکس مربوط میشه به وزیر صنایع سنگین میرحسین موسوی. حتما میدونید کیه دیگه. الان به جرم اخلال در ترافیک شهری به حبس محکوم شده و &#8230; کلا جدا از خطوط سیاسیش و خط و ربط هاش واقعا مقاومتش قابل ستایشه.</p>
<p style="text-align:justify;">برای دیدن بقیه مطلب و عکس ها روی لینک ادامه ی مطلب کلیک کنید.</p>
<p style="text-align:justify;"><span id="more-982"></span><br />
<img class="aligncenter size-full wp-image-986" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/4.jpg?w=500" alt=""   />این عکس هم نمای نزدیک چهره ی همون آدم یعنی بهزاد نبوی هست.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-987" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/5.jpg?w=500" alt=""   />این عکس مربوط به رئیس جمهور ، نخست وزیر و هیئت وزیران میشه. اگه خوب دقت کنید در این عکس علاوه بر میرحسین موسوی ( نخست وزیر وقت ) و سید علی خامنه ای ( رئیس جمهور وقت ) ، ناطق نوری ( وزیر کشور وقت ) و علی اکبر ولایتی ( وزیر خارجه ی وقت ) رو هم می بینید. بقیه رو هم خودتون شناسایی کنید ، شناسایی هر نفر یه جایزه داره.</p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/6.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-988" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/6.jpg?w=500" alt=""   /></a>میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-989" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/7.jpg?w=500" alt=""   />اگه گفتید این کیه؟ نگاش کن. نشناختیش؟ نگاه مظلومش رو ببین. غلامعلی حداد عادل خودمونه دیگه. هر چی گشتم سابقه ی فعالیت آنچنانی در اون زمانها ازش پیدا نکردم ولی بعدا رئیس مجلس هفتم شد. خیلی هم دوست داشت که رئیس مجلس هشتم هم بشه که خب نشد دیگه ، چون علی آقای لاریجانی بیشتر دوست داشت رئیس مجلس هشتم باشه.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-990" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/8.jpg?w=500" alt=""   />آهان. اینو دیگه عمرا بتونید حدس بزنید کیه. خیلی چهره اش عوض شده. میگن خیلی مایه داره اما اونجوری که من شنیدم بر خلاف شایعات آدم خوش فکر ، با اخلاق و فوق العاده فعالیه. حالا دیگه نمی دونم واقعا آدم خوبی باشه یا نه اما حدس می زنم که در مورد جاسبی ( رئیس فعلی دانشگاه آزاد ) بیشتر شایعه ها غیر منصفانه باشه که البته خب خرده حساب های دولت فعلی با تیم هاشمی که جاسبی هم یکیشونه هم به این جریان دامن میزنه.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-991" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/9.jpg?w=500" alt=""   />از سمت راست: میرحسین موسوی ( نخست وزیر وقت و از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری و رهبر بخشی از مخالفان دولت فعلی ) ، موسوی اردبیلی ( رئیس قوه قضاییه وقت و از مراجع تقلید و منتقد سیاست های فعلی نظام ) ، ری شهری ( وزیر اطلاعات وقت و رئیس سازمان حج و زیارت فعلی و مطیع محض سیاست های نظام  )، امام خمینی ( موسس جمهوری اسلامی و رهبر اول نظام ) ، ولایتی ( وزیر امور خارجه ی دولت وقت میرحسین و مشاور رهبر فعلی نظام ) ، خامنه ای ( رئیس جمهور وقت و رهبر فعلی نظام ) ، رفسنجانی ( همه کاره ی وقت و رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام فعلی )</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-992" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/10.jpg?w=500" alt=""   />محسن رضایی ( فرمانده وقت سپاه ) ، آیت الله علی خامنه ای ( البته ایشون اون زمان حجه الاسلام بودن ) و فرماندهان سپاه پاسداران در زمان جنگ</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-993" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/11.jpg?w=500" alt=""   />ایشون هم سید محمد خاتمی وزیر ارشاد دولت میرحسین که بعد ها در کابینه ی هاشمی هم وزیر ارشاد بودند و در روز 2 خرداد با کسب بیشترین رای تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ، رئیس دولت هفتم شدند که در انتخابات بعدی رای بیشتری هم اوردند. توسعه ی سیاسی تلاشش بود. نصف کتاب های به درد بخور کتابخونه ی هر کس در زمان  وزارت هاشون و دولت ایشون و وزارت ارشاد عطاءالله مهاجرانی چاپ شده. البته الان از سران فتنه به حساب میان. از تاریک ترین بخش های دورانش هم عملکردش در واقعه ی 18 تیر 78 بود که در بین دیگر صلاح اندیشی ها و محافظه کاریهاش بدترینش بود. البته انتخابات شبهه دار سوم تیر که در اون احمدی نژاد انتخاب شد و سقوط عجیب و غریب کروبی در اون انتخابات هم یکی دیگه از نقاط تاریک تاریخ فعالیت هاشه.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-994" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/12.jpg?w=500" alt=""   />ایشون هم که دیگه معرف حضور همه هستند. اصل جنسه دیگه. یعنی سران اغتشاش و فتنه که میگن همینه دیگه. یک زمانی نخست وزیر بوده که شخص پایه گذار نظام در بین تعجب خیلی ها از او در قبال آقای خامنه ای که بهش بیشتر نزدیک بود جانبداری می کرد که خب به همین خاطر تا همین الان هم بهش میگن نخست وزیر محبوب امام. اقتصاد دولتی ، دقت و وسواس در کار از مشخصه های میرحسین موسوی بوده. از بزرگترین شاهکار هاش زنده نگه داشتن اقتصاد ایران همزمان با یک جنگ طولانی ، فرسایشی و پر هزینه. کاری که در حال حاضر بدون جنگ و با وجود پارو پارو پول نفتی که میرسه رئیس دولت فعلی نمی تونه انجامش بده. همین که بعد از انتخابات اعتراض کرد و پای اعتراضش تا حالا وایستاده اصلا برام قابل پیش بینی نبود. مقاومت کروبی رو حدس میزدم اما اصلا حدس نمی زدم که میرحسین تا این حد ایستادگی کنه. گفتنی در موردش زیاده. فعلا عکس ها رو مرور کنیم.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-995" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/13.jpg?w=500" alt=""   />اکبر هاشمی رفسنجانی. اصل جنس نظام. یه بار دوم خردادی ها لجن مالش می کنن و یه بار افراطی های راستی. از هر طرف خورده اما در عین حال از هیچ طرف هم نخورده. یکی از موفق ترین سیاستمداران عالم. رفسنجانی یعنی دو چیز: 1- صبر 2- سیاست ورزی</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-996" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/14.jpg?w=500" alt=""   />از مراجع تقلید امروزه. آیت الله یوسف صانعی. برادر شریعتمداری روزنامه کیهان و باقی روزنامه های زیر مجموعه هم سایه اش رو با تیر می زنن چون دولت فعلی رو به رسمیت نمی شناسه. اگه اشتباه نکنم زمان ثبت این عکس دادستان کل کشور بودن.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-997" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/15.jpg?w=500" alt=""   />آیت الله سید محمد باقر حکیم ( رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ) و آیت سید محمود هاشمی شاهرودی ( سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ). مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق اولا میدونید دیگه ولی باز مینویسم شاید بعضیا ندونن که مجلس کشور عراق نیست. این فقط اسمشه و عملا این مجلس یه جور حزبه. در زمان جنگ یه حزب ایرانی ( مجاهدین خلق ) که مخالف حکومت ایران بودن به عراق رفته بودن و با اونها همکاری میکردن ، این حزب ( مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ) هم مخالف صدام بودن و در ایران با ایران همکاری میکردن البته فعالیت نظامی نداشتند و صرفا یه اپوزیسیون سیاسی عراقی بودن. بعدها نفر سمت چپ در این عکس یعنی آیت الله شاهرودی از سوی رهبری فعلی نظام به ریاست قوه ی قضاییه منصوب شد. اسم یکی از اتوبان های تهران هم &#8220;حکیم&#8221; گذاشته شد.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-998" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/16.jpg?w=500" alt=""   />بدون شرح</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-999" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/17.jpg?w=500" alt=""   />شیخ اصلاحات. شجاع. قابل ستایش. با مرام. کاش یه چند تا دیگه هم کروبی تو این مملکت بودن. بعد از نائب رئیسی مجلس بعدا یه چند باری هم به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-1000" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/18.jpg?w=500" alt=""   />مجید انصاری. در دارالزهرا تهران سخنرانی میکنه. قاعدتا باید نماینده ی مجلس میشد اما نفهمیدیم که چرا نشد ، یعنی اسمش رو آدمای زیادی نوشتن و انداختن تو صندوق ولی خب از صندوق بیرون نیومد. اون انصاری که رئیس دفتر نشر امام خمینه این نیست. اشتباه نشه. اون داداش اینه. این مجید انصاری از اعضاری مجمع روحانیون مبارزه. روزهای محرم هم احتمالا سخنرانیش در دارالزهرا اهمیت پیدا می کنه. اون زمان ها تو انتخابات مجلس تو شهر کرمان یه نفر دیگه برنده اعلام شده بوده و این آقای انصاری خیلی شاکی بوده و هر چند صفحه یک بار در کتاب های خاطرات رفسنجانی اومده که &#8221; آقای انصاری آمد ، به انتخابات اعتراض کرد و رفت&#8221;. کلا سابقه ی زیادی در رای آوردن و انتخاب نشدن در انتخابات مجلس داره که البته دیگه این اواخر براش عادی شده و دیگه زیاد اعتراض نمی کنه.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-1001" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/19.jpg?w=500" alt=""   />محتشمی پور. مسوول کمیته ی صیانت از آرای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی. طفلکی کلی گزارش تفصیلی و آمار و ارقام منتشر کرد ولی باز هم صدا و سیما و روزنامه های دولتی گفتند و نوشتند که معترضین به نتایج حتی یک برگ سند هم ارائه نکردند. گزارش هاش رو هم نذاشتن لااقل تو روزنامه چاپ بشه. کلا آدم دلش براش میسوزه اینهمه گزارش نوشت و باز هم تمام گزارش هاش یک برگ سند محسوب نشدند. همشیره اش هم با یکی دیگه از اصلاح طلب ها وصلت کرده. این که خواهرش همسر کیه رو دیگه خودتون سرچ کنید که تنبل نشید.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-1002" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/20.jpg?w=500" alt=""   />آیت الله منتظری. همون کسی که یک زمانی در جلسات سران قوه عکسش در کنار عکس امام خمینی بود. کسی که بعضی جریان ها در داخل حزب جمهوری اسلامی برای حذفش خیلی تلاش کردند و البته موفق هم شدند. قرار بود بعد از امام خمینی رهبر بشه که نشد. علت رسمیش ماجرای مهدی هاشمی بود ( خودتون سرچ کنید ) اما عملا علت اصلی عزلش از نیابت رهبری ، اعتراضش به اعدام های تابستان 67 بود. چند سالی هم حصر خانگی بود. در حال حاضر هم حکومت فعلی رو مشروع نمی دونه.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-1003" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/21.jpg?w=500" alt=""   />آیت الله مشکینی. احتمالا اگه تلاش های هاشمی رفسنجانی نبود ، رهبر دوم نظام ، یعنی کسی که بعد از امام خمینی توسط مجلس خبرگان به رهبری انتخاب می شد ، آیت الله مشکینی بود.</p>
<p>منبع عکس های این پست کتاب &#8221; به سوی سرنوشت &#8221; خاطرات سال 1363 اکبر هاشمی رفسنجانی هست که خوندن نه تنها این کتاب رو بلکه مطالعه ی کتاب های خاطرات هاشمی رفسنجانی رو به هر کسی که دوست داره بدونه مملکتش چطور به اینجا رسیده توصیه می کنم. اصلا این کتاب های خاطرات یه جورایی دایره المعارف تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی هستن. حتما اگه پولش رو دارید مجموعه اش رو بخرید و تو یه طبقه ی کتابخونه تون بذارید.<br />
پس نوشت 1: انصافا با این حرکت دسته جمعی که تو اینترنت در مورد مجید توکلی انجام شد خیلی حال کردم. کلی روحیه گرفتم.<br />
پس نوشت 2: یه چند وقتیه زندگیم پر اتفاق تر و پر حادثه تر شده و تراکم وقایع و تجربه ها به نسبت زمان تو زندگیم زیاد شده که این خیلی خوبه.<br />
پس نوشت 3: رفقای اینترنتی احتمالا تا حالا شاکی شدن که چرا به وبلاگاشون سر نمی زنم و انقدر نامردم و از این حرفا. باز هم عرض کنم که والا اینترنت ندارم ، گهگاه اگه بعضی جاها باشم که دستم به اینترنت برسه یه گریزی هم به دنیای مجازی می زنم. دیگه شرمنده دیگه.<br />
پس نوشت 4: همونطور که پیش بینی میشد قبل از 16 آذر فشار بر روی دانشجوها زیاد شد و بازداشت های گسترده ی دانشجویی انجام گرفت. سرکوب هم در حد 13 آبان بود. میرسیم به محرم که اعتراضات گوشه و کنار شنیده میشه و همچنین درگیری های درون مردمی و همچنین لباس شخصی ای و تقریبا بدون هیچ سرکوبی با یونیفرم نظامی. خلاصه که بعدش آقایون خوشحال میشن که دیگه همه چی خوابید و تموم شد و اینا و احتمال داره دوباره گوشه و کنار بعضیاشون بگن که دیگه وقت دستگیری سران فتنه و آشوبه اما اگه حرکت غیر معقولانه ( که البته غیر معمول هم نیست و از این کار ها زیاد کردن ) ای انجام ندن و دستگیر نکنن ، اعتراضات اوج نمی گیره تا روز بزرگ 22 بهمن که یه شوک بزرگ و ناگهانی دیگه بهشون وارد میشه.<br />
پس نوشت 5: این بحث پاره شدن عکس امام هم نشونه ی خوبیه. بحث در مورد این چیزا خیلی طولانی تر از اینه که ما تو یه پست نوشت در موردش می نویسیم اما باید این سوال مطرح شه که چرا اینا لازم دونستن که یه همچین سناریویی رو پیاده کنن. به عقیده ی من این یکی از نمود های ریزش نیروی مردمی و کمتر نظامیه که به یه شوک نیاز داشت تا بتونه کمی اون رو جبران کنه. اما خوب این شوک هایی که برای جبران این کمبود ها ازشون استفاده می کنن هزینه های گزافی هم داره که وقتی اقتدارگرایان میان و راضی میشن که حرمت بنیانگزار نظام رو خودشون بشکنن متوجه می شیم که عمق این مشکلشون ( ریزش نیرو ) چقدر بوده که حاضر شدن از یه شوک با این هزینه استفاده کنن. به هر حال هر چند آجر بزرگی رو به سمت جنبش سبز پرتاب کردن اما یکی از آجر های بزرگشون رو که قاعدتا باید برای روز مبادا میذاشتن رو پرتاب کردن.<br />
پس نوشت 6: امیدهاشون بر این بود که بتونن 16 آذر ( بحثش طولانیه اما براش خیلی برنامه ریزی کرده بودن که به نتیجه ی کاملا مطلوب نرسید ) رو کاملا در اختیار بگیرن و ضربه ی مهلک رو به جنبش سبز بزنن و زمینه رو برای بازداشت کروبی و موسوی کاملا مهیا کنن که این اتفاق نیافتاد. بدیهیه که زمانی موسوی و کروبی بازداشت میشن که اعتراضات فروکش کنه.<br />
پس نوشت 7: تجمعات 16 و 17 آذر برادران بسیجی تو دانشگاه تهران خیلی جالب بود. چند تا از بچه های بسیج دانشگاهمون بعلاوه ی چند تا از بسیجی های مسجد محلمون رو تو فیلمهای صدا و سیما دیدم که جای دانشجو های دانشگاه تهران رفته بودن اونجا. یکی از این بچه محلهامون که خودشون دانشجو جا زده بود و احتمالا این شعار &#8221; آشوبگر ، آشوبگر ، کارت دانشجوییت کو؟ &#8221; رو هم داده قسم میخورم دیپلم نداره. اسنادش هم موجوده. حالا یکی از دوستام دانشجوی یکی از دانشکده های دیگه ی دانشگاه تهرانه ، روز 16 آذر راهش نداده بودن تو. بعدش هم اینکه اسم چند تا شهر رو هم تازگی یاد گرفتم. اون هم به این شیوه که تو خبرها می خونم یا می بینم که مثلا تو دانشگاه آزاد فلان شهرستان فلان استان تجمع اعتراضی برگزار شده یا اینکه مثلا چند دانشجوی دانشگاه آزاد شهرستان فلان آباد رو چند ترم تعلیق کردن. تا حالا چند تا اسم شهرستان رو اینجوری یاد گرفتم. البته خیلی هم اغراق نکنم ها ولی انصافا چند تا دانشگاه تو شهر های کوچیک استان های مرزی تجمع برگزار کردن که من رسما کفم برید.<br />
پس نوشت 8: همچنان عقیده دارم آدم باید تنها زندگی کردن رو هر روز تمرین کنه و جدا از شعار واقعا بتونه روی پاهای خودش و تنها هم زندگی کنه.</p>
<p>پس نوشت 9: این عکس ها هم اگه به نظرتون ارزشش رو داره تو این بالاترین لطف کنید و لینک این مطلب رو بذارید تا ملت بیشتری ببینن.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/982/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/982/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=982&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/12/14/ir-albume/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>39</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/1.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/2.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/3.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/4.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/5.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/6.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/7.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/8.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/9.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/10.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/11.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/12.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/13.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/14.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/15.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/16.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/17.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/18.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/19.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/20.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/12/21.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>آیا عدم اعلام شفاف اهداف جنبش سبز از سوی رهبران آن یک نکته ی کاملا منفی است؟</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/11/24/green-targets/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/11/24/green-targets/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 19:14:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[هدف جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[اهداف جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[استراتژی جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح طلبی]]></category>
		<category><![CDATA[براندازی]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش اصلاح طلبی سبز]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=977</guid>
		<description><![CDATA[هر جنبش اعتراضی ، سیاسی و مردمی ، چه انقلابی باشد و چه نباشد ، سه ستون دارد. ایدئولوژی جنبش ، رهبر جنبش و مدیران جنبش. ایدئولوژی یک جنبش همون اصول ، قواعد ، اهداف و روش های حرکتی یک جنبش است. رهبر جنبش شخصی است که ایدئولوژی را اعلام می کند و دخیلان در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=977&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" src="http://3.bp.blogspot.com/_z7wJEPz3adY/Sp7e92bv4OI/AAAAAAAAAPg/jNQJXDkNxMA/s400/Mousavi--huge-ally.jpg" alt="http://3.bp.blogspot.com/_z7wJEPz3adY/Sp7e92bv4OI/AAAAAAAAAPg/jNQJXDkNxMA/s400/Mousavi--huge-ally.jpg" /></p>
<p style="text-align:justify;">هر جنبش اعتراضی ، سیاسی و مردمی ، چه انقلابی باشد و چه نباشد ، سه ستون دارد. ایدئولوژی جنبش ، رهبر جنبش و مدیران جنبش. ایدئولوژی یک جنبش همون اصول ، قواعد ، اهداف و روش های حرکتی یک جنبش است. رهبر جنبش شخصی است که ایدئولوژی را اعلام می کند و دخیلان در جنبش بر محور او به وحدت حرکت می رسند و مدیران جنبش هم اشخاصی هستند که بعد از به ثمر نشستن یک جنبش آن را اداره می کنند ، کسانی که نقش محوری دارند اما نقش پایه گذاری رهبر را ندارند. مثلا در مورد انقلاب ایران ایدئولوژی آن اسلام ، حکومت مردمی و حقوق بشر ( که البته بعدا به ولایت مطلقه ی فقیه تغییر یافت ) بود و مدیران آن جنبش انقلابی هم آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی رفسنجانی و &#8230; بودند ( البته مدیران دیگری هم می توانستند باشند که به مرور حذف سیاسی یا فیزیکی شدند ). ایدئولوژی یک جنبش می تواند صرفا سلبی ( در انقلاب 57 ، در ابتدا تمام ایدئولوژی های گروههای مختلف زیر پرچم یک ایدئولوژی سلبی به اجماع رسیده بودند که در نهایت یکی از آن ایدئولوژی ها به سلب دیگران رسید و تنها خودش ماند و اصول ایجابیش در کنار سلب دیگران ) باشد و یا خود ایجابی باشد که جنبش سبز در ابتدا یک ایدئولوژی اصلاح طلبانه زیر پرچم قانون اساسی داشت که به دلایلی کم کم در حال فاصله گرفتن از آن است و عواملی مثل آنچه در مطلب قبل نوشته شد باعث پر رنگ تر شدن وجهه ی انقلابی این جنبش نسبت به وجهه ی اصلاح طلبانه ی آن.<br />
یکی از ایراداتی که هر روزه به جنبش اعتراضی سبز گرفته می شود این است که این جنبش سردرگم است و دقیقا هدفش مشخص نیست. کاملا مورد قبول است که در مورد اصل اول یک جنبش یعنی ایدئولوژی ، جنبش سبز شفاف نیست. مختصری بررسی کنیم شاید اصلا این عدم شفافیت یک ضعف نباشد و به نوعی هوشمندی هم باشد. حالیکه بخش بزرگی از مردم داخل این جنبش از اصلاحات عبور کرده اند ، رهبران آن عقب تر از آنانند و به سختی اشاره به عبور از اصلاحات ، نظام و قانون اساسی می کنند. اینکه برای چه هدف جنبش سبز توسط رهبران ( نمایندگان ) آن علنا اعلام نمی شود را نمی دانم به چه دلیلی است ، اما می توانم بگویم این تصمیم به هر دلیلی که گرفته شده باشد ، به چه دلایلی قابل قبول و مورد تایید است. البته در مورد ایدئولوژی جنبش صرفا به قسمتی می پردازم که انتخاب بین اصلاحات و براندازی است. در حال حاضر موضعی که به طور ضمنی انتخاب شده ، اصلاحات بوده که امروز کمرنگ شده و هر چند که موضع رسمی اصلاحات است اما موضع عملی چیزی بین اصلاحات و گذر از نظام است. چرا عدم انتخاب شفاف بین دو گزینه ی اصلاحات و براندازی از سوی رهبران جنبش امری قابل تایید است؟<br />
1-    <strong>اعلام موضع از سوی خود رهبران هزینه دارد</strong><br />
در شرایط فعلی رسما برانداز بودن رهبران سبز ، هدیه ای می تواند باشد به جناح اقتدارگرا. جناحی که همین الان هم سعی می کند به هر شیوه ای میرحسین ، کروبی و خاتمی را برانداز بنامد که بتواند با شیوه ای دیگر و با ابزارهایی متفاوت با آنها مبارزه کند. اینکه گفته می شود حالا که آنها رهبران سبز را برانداز می دانند ، خب اینها هم اعلام کنند که برانداز هستند و رسما کارشان را بکنند هم درست نیست چرا که اینکه آن ها خودشان تلاش کنند که رهبران را برانداز بدانند با اینکه رهبران خودشان اعلام کنند قصد براندازی دارند تفاوت زیادی دارد. این تفاوت ها بسیارند. به عنوان یک مثال مطمئنا در حال حاضر نظام ریسک بازداشت رهبران را نمی کند چرا که هزینه اش برای آنان و نفعش برای جنبش بسیار است که بسط و توضیح همین یک مثال هم طولانیست. اما اگر مثلا محمد خاتمی اعلام موضع رسمی گذر کامل از قانون اساسی بگیرد ، هزینه ی دستگیری اش برای نظام پایین می آید. چرا که تا قبل از آن در صورت بازداشت خاتمی ، نظام عملا رئیس جمهور پیشین خود را که دارای وجهه ی بین المللی مثبت و معتبری است  را بازداشت کرده و علاوه بر اعتراضات داخلی متحمل فشار های بسیاری سنگین خارجی نیز می شود اما در صورت گذر کامل خاتمی از قانون اساسی ، نظام نه رئیس جمهور پیشین خود را بلکه مخالف رسمی خود را بازداشت کرده که این قضیه فشار های خارجی را تحت الشعاع قرار می دهد ، همچنین در بین قشر حامی اقتدارگرایان دلیلی موجه خواهد بود و این دستگیری در این صورت موجب حتی ریزش نیروی آنان نیز نمی شود. مثال و بحث در این مورد زیاد است و مطلب طولانی می شود ، فقط عرضم این است که اگر رهبران جنبش سبز موضع رسمی شان را در انتخاب بین اصلاحات و براندازی نظام اعلام کنند و این انتخاب هم مورد دوم یعنی گذر کامل از قانون اساسی باشد هزینه ی سنگینی به جنبش سبز وارد می کند. بهتر است که موضع رسمی اعلامی از سوی این سه شخص به طور ضمنی همان اصلاحات باشد و حالا البته ایرادی هم ندارد که اگر عده ای در داخل و اغلب خارج هم هدف جنبش سبز را براندازی اعلام کنند. مساله اینجاست که اتخاذ موضع براندازی زمانی هزینه بر است که توسط رهبران اصلی داخل کشور گرفته شود.<br />
2-    <strong>انتخاب موضع شفاف موجب ریزش نیروی مردمی می شود</strong><br />
همیشه اتخاذ مواضعی با گستره ی وسیع تر و اشتراکی موجب جذب بیشتر می شود. همانطور که در جبهه ی مقابل می بینیم هر روزه به سه علت شاهد ریزش نیرو هستیم. یکی استفاده از خشونت که موجب ریزش نیرو در سطوح پایین می شود ، دومی تصفیه های داخلی و سومی محدود تر شدن هر روز دایره ی خود ها و اتخاذ مواضع رادیکال تر که این امر موجب ریزش نیرو می شود و این مورد سوم بهتر برای جنبش سبز اتفاق نیافتد. حال در صورتی که رهبران جنبش سبز در انتخاب بین اصلاحات و براندازی ، اصلاحات را انتخاب کنند ، بخش عظیمی از نیروی مردمی ( که مهمترین و شاید تنها ستون این جنبش باشد ) ریزش خواهد کرد و البته ممکن است که به طور موازی موجب ساخت جنبشی انقلابی شود و عملا انتخاب موضع اصلاح طلبانه از سوی جنبش سبز را ضایع و بی ثمر کند. در صورتی هم که اعلام موضع براندازی کند باز هم موجب ریزش نیرو و شقاق بین این جنبش و عملا تشکیل دو جبهه ی موازی با اهدافی متفاوت و دور و نزدیک می شود که همکاری آنان پیچیده خواهد بود که این ریزش نیرو و جدایی در جنبش خود می تواند عامل شکست آن شود.</p>
<p style="text-align:right;"><img class="aligncenter" src="http://aftabparast.files.wordpress.com/2009/08/rahpeymayi_25khordad.jpg?w=500" alt="http://aftabparast.files.wordpress.com/2009/08/rahpeymayi_25khordad.jpg?w=500" /><br />
3-    <strong>حرکت پله به پله در این مورد خردمندانه تر است</strong><br />
فرض کنیم که موضع مورد نظر رهبران حتی براندازی و گذر کامل از قانون اساسی باشد. باز هم نباید این را اعلام کنند و بایستی به صورت ضمنی به موضع اصلاح طلبانه اصرار کنند. چرا که اگر از بعد گذر از اشخاص در نظر بگیریم. موضع اصلاح طلبانه تلاش برای گذر از رئیس دولت فعلی را دارد و موضع براندازانه تلاش برای گذر از رئیس حاکمیت را دارد. وجه مشترک این دو موضع گیری گذر از رئیس دولت است که جنبه ی حداقلی و مشترک بین این دو موضع را دارد. در صورتی که موضوع عبور از شخص رئیس دولت داشته باشیم در مقابلمان عده ای مشخص و محدود ایستاده اند اما در صورتی که موضع گذر از حاکم را داشته باشیم در مقابلمان نیروهای بیشتری با قوای بیشتر قرار دارند. پس چه بهتر که فعلا به موضع اصلاح طلبانه قناعت شود و انتظار موضع گیری رهبران در عبور از کل حاکمیت را نداشته باشید چرا که این امر موجب جبهه گیری قدرتمندانه تر کل نیروهای اقتدار گرا می شود و هر چند که تمام این نیرو ها نیز در مقابل قدرت مردم هیچند ( این شعار نیست و واقعا قدرت مردم قدرت برتر است و درصورت هدایت درست آن قدرت پیروز است ) اما چه بهتر که به دست خودمان آن ها را منسجم تر در مقابل خودمان نچینیم و پله پله و قدم به قدم حرکت کنیم تا به جایی که اکثریت مردم در آن جا به اجماع برسند. پس این بار هم حتی اگر موضع واقعی رهبران و فرضا اکثریت بازوی مردمی جنبش سبز عبور از کل حاکمیت باشد منطقی تر است که آن را علنی نکنند و به بیانی چراغ خاموش حرکت کنند.<br />
4-    <strong>اصلا انتخاب بین این دو کاملا با ما نیست </strong><br />
بعد از سه مورد اول و تمام تفاسیر باید بدانیم که در مورد انتخاب بین این دو موضع اصلاحات یا براندازی اصلا انتخاب با ما نیست یا بهتر است بگوییم که انتخاب کاملا با ما نیست. شاید بعضی از دوستان طرفدار دولت و اقتدارگرایان قبول نکنند یا قبولش برایشان سخت باشد و یا شاید بعضی از دوستان سبز هم این را خوش بینانه بدانند اما این حرکتی که جنبش سبز طی می کند بسته به فاکتورها و عواملی دیر یا زود به جایی می رسد که حاکمیت مجبور است بین پذیرش اصلاحات و فروپاشی یکی را انتخاب کند. در صورتی که حاکمیت اصلاحات را نپذیرد محکوم به فروپاشی است. یعنی ما انتخابی نداریم و این حاکمیت است که بایستی اصلاحات را قبول کند و اگر خردورزی نکند دیگر دست ما نیست و تنها چاره فروپاشی است که هزینه های گزافی برای کشور دارد. تنها در صورتی حق انتخاب داریم که حاکمیت اصلاحات را بپذیرد. در این صورت خود به خود قشر بزرگی از جنبش سبز به هدف رسیده و قشر طرفدار براندازی باقی می ماند که اگر کثرت قاطع داشته باشند به براندازی و پایه ریزی مجدد یک نظام سیاسی می رسیم. به طور مثال شاه دوم پهلوی هم اصلاحات را قبول نکرد و نکرد تا در حرکت معترضین تعداد انقلابیون به کثرت قاطع نسبت به تعداد اصلاح طلبان حاکمیت رسید. اینجا بود که هر چند محمد رضا پهلوی اصلاحات را پذیرفت و شروع به امتیاز دادن به مردم کرد اما دیگر مردم براندازی را انتخاب کرده بودند. یعنی تنها در صورتی ما می توانیم اصلاحات را انتخاب کنیم که حاکمیت اصلاحات را بپذیرد و البته هم آن را نه دیر بلکه به موقع بپذیرد و به تبعیت از مردم بازگردد. این هم دلیل دیگر هم من که بهتر است رهبران اصلاحات موضع گیری و هدف نهایی جنبش سبز را اصلا علنی و رسمی و شفاف اعلام نکنند و در این مورد آخر می گویم که اصلا حق انتخاب کاملا با آنان نیست و نمی توان هدفی انتخاب کرد.<br />
انتخاب موضع جنبش سبز توسط رهبران هرچند فوایدی نیز دارد که به عقیده ی من اولی که اهمیت زیادی نیز دارد ایجاد انگیزه ی بیشتر در مردم و همچنین هدفمندتر شدن حرکت های اعتراضی و دومی نیز جذب نیروی بیشتر است. در مورد فایده ی دوم از آنجاییکه که اعلام موضع موجب ریزش نیرو در جای دیگری نیز می شود و این ریزش نیرو از این جذب نیرو به این طریق بیشتر است و همچنین مجموع چهار علت برای عدم اتخاذ موضع و هدف شفاف را موجه تر از این دو فایده ی کلی متعاقب اعلام موضع می دانم و همچنان عدم انتخاب رسمی رهبران جنبش سبز بین اصلاحات و گذر کامل از قانون اساسی را موجه و هوشمندانه می دانم.<br />
پس نوشت 1: در مورد چرایی ایجاد حرکت های اصلاح طلبانه بعد از انقلاب ها ، خشایار دیهیمی مقاله ای ساده و روان با عنوان &#8221; از انقلاب تا اصلاح &#8221; در شماره ی مربوط به 5 شهریور 1380 ( اوایل دولت هشتم و دولت دوم خاتمی ) روزنامه ی خدابیامرز &#8221; نوروز &#8221; نوشته بود که پیشنهاد می کنم پیدا کنید و بخونیدش. جالبه.<br />
پس نوشت 2: کم کم داریم به 16 آذر نزدیک می شیم و حرکات اعتراضی دانشجویی در حال بیشتر و قوی تر شدن هستن و حاکمیت هم  به خوبی به این مساله واقفه و اعمالی مثل تعطیلی دانشگاه تهران به علت تعمیرات ( من حدس میزدم به علت آنفلونزای خوکی تعطیل کنن ) در روزهای قبل تا بعد از 16 آذر حکایت از علم ( اگه نگیم ترس ) نیروهای امنیتی به این موضوع داره. البته باز هم باید ببینیم که آیا حاکمیت با سرکوب دانشجوها از طریق اخراج ، ستاره دار شدن ، تعلیق و احضار به کمیته ی انضباطی ، آتش این اعتراضات دانشجویی رو شعله ور تر می کنه یا نه. برای مثال اشاره کنم به این قضیه که در دانشگاه تهران مرکز دو تجمع برگزار شد ، با عده ای از دانشجوها برخورد کردند ، اگر برخورد نمی کردن احتمالا قضیه به همین دو تجمع ختم می شد اما این برخورد باعث برگزاری یک تجمع اعتراضی دیگر در تهران مرکز ، یکی در کرج و دو تجمع در تهران جنوب شد. حال در دانشگاه های سراسری نیز به تجمعات و اعتراضات دانشگاه علم و صنعت نگاه کنید که علت آن دستگیری و برخورد با همکلاسی های آنهاست و همین طور در خواجه نصیر. واقعا چند دانشگاه هست که با دانشجویانش برخورد کرده باشن و اعتراضات در آن دانشگاه ساکت شده باشه؟ ببینیم در 16 آذر حاکمیت برخورد عقلانی و به سود خودش می کند یا برخوردی هیجانی و سرکوبگرانه که هر چند هزینه هایی برای بازوی دانشجویی جنبش سبز داره اما فواید بسیاری هم برای جنبش داره و عملا موجب تداوم بیشتر اعتراضات میشه.</p>
<p style="text-align:justify;">
<img class="size-full wp-image-978 alignnone" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/11/3_14.jpg?w=500" alt=""   />پس نوشت 3: با نگاهی به تقویم کوچیک روی میزمون می بینیم که بعد از اعتراضات دانشجویی 16 آذر ، نوبت به تاسوعا و عاشورا میرسه و بعد از اون هم راهپیمایی احتمالا بسیار بزرگ و بسیار سبز 22 بهمن. حدس من اینه که در روز های حول 16 آذر برخورد با دانشجویان به اوج میرسه. مطمئنا این اعتراضات دانشجویی آذر ماه یک حرکت های اعتراضی کوچک مردمی هم در سطح شهر خواهد داشت که با آنها مثل روز 13 آبان به صورت شاید بشه گفت بصورت وحشیانه برخورد و سرکوب می کنن. این قضیه باعث این میشه که رسانه های اقتدارگرا و حتی اعتقاد دارم که قاطبه ی اتاق های فکر آن ها هم گمان به تضعیف و رو به زوال رفتن جنبش سبز می برن که این گمان اونها خودش اتفاق خوبیه. باور کنید این اتاق های فکر آنقدر هم داخلش فکر نیست و بیشتر در آن ها رنگ و بوی تعصب ، اعتقاد و هیجان وجود داره تا مشاهده ی واقعی ، تحلیل درست و اتخاذ روش های درست. شاید یه روزی شما هم مثل من یه چیزایی ببینید که به این اعتقاد برسید. این گمان اون ها مبنی بر زوال و تلاش های رسانه ایشون اتفاقا خیلی هم خوبه تا برسیم به عاشورا و تاسوعا که در این روز برخورد های سرکوبگرانه نه رسما نظامی بلکه کاملا در قالب لباس شخصی های مثلا مردمی خواهد بود و البته اراذل و اوباش استخدام شده برای این کار. چرا که تاسوعا و عاشورا برای حاکمیت حکمی به مراتب مذهبی تر و پایه ای تر از روز قدس داره که اجازه ی برخورد رسما نظامی رو بهش نمیده. پس در تاسوعا و عاشورا منتظر درگیری های مثلا مردمی باشید و تیتر های خبرگزاری (!) فارس مثل &#8220;اعتراضات و برخورد مردم مسلمان ایران با جماعت قلیلی از فریب خوردگان و منافقان و سوء استفاده گران از مناسبت های مذهبی&#8221; باشید. اما بعد از آن روزی بسیار بزرگ و حتی حماسی در پیش خواهد اومد و اون هم 22 بهمنه. در مورد 22 بهمن هنوز نمیشه صحبت زیادی کرد. اما احتمالا روز سبزی خواهد بود و البته مثل روز قدس که از قبل در مورد اهمیت آن صحبت می شد ، 22 بهمن نیز از روز های بسیار مهم در این حرکت اعتراضی خواهد بود.<br />
پس نوشت 4: بحث ها در این موضوعات خیلی زیادن. اینکه مطالب یه مقدار شاید نامرتب و گیج کننده باشن به این خاطره که هر خط نوشتن حاصل خلاصه شدن شاید یک ساعت صحبته یا هر یک خط خلاصه ای از چندین صفحه نوشته باشه و البته خود نوشته های زیادم و پر حرفی هام هم قرار نیست درست باشن. به این خاطر عذر میخوام.<br />
پس نوشت 5: خوشبختانه این امر که به هدف رسیدن جنبش سبز در چند ماه امکان پذیر نیست و حتی ممکن است چندین سال طول بکشد امروز در قشر زیادی از مردم این جنبش جا افتاده که این مساله جای خوشحالی داره که امروز کمتر می بینیم که کسی بپرسد &#8220;پس آخه کی به نتیجه می رسیم؟&#8221; مردم ایران سیاسی شده اند و این اتفاقا فوق العاده اتفاق خوبیه و فهمشون ( من هم یکی از همین مردم ) از سیاست نسبتا بالاتر رفته و کمتر پیش میاد که امروز کسی به دنبال حرکات هیجانی و کسب نتایج در کوتاه مدت باشه. هر چند که هنوز هم هستند و البته کم کم اونها هم به این نتیجه می رسن که اعتراضات با تداوم و با گذر زمان است که به نتیجه می رسد.<br />
پس نوشت 6: تو ضمیمه ی روزنامه ی اعتماد روز 27 آبان ماجرای ازدواج دختر حداد عادل و مجتبی خامنه ای از زبان حداد عادل نقل شده که بسیار خوندنیه. اگه نسخه ی مکتوبش را نمی تونید پیدا کنید در آرشیو سایت روزنامه اعتماد دنبالش بگردید.<br />
پس نوشت 7: رفتم یه کتابخونه خریدم 95 هزار تومن. البته 5 هزار تومنش رو هم تخفیف داد و باز هم البته من پولش رو ندادم و والده در یک حرکت سخاوتمندانه منو به یک کتابخونه ی خوشگل چوبی مهمون کردن. این چند روز هم هی نگاش می کنم و حال می کنم.<br />
پس نوشت 8: علی رضا قلی نویسنده ایه که وقتی کتاباش رو خوندم دیدم حرف و ایده ی نامرتب خودم رو البته با اطلاعات گسترده ی جانبی در کتابهاش زده. بحث اینکه همیشه خودمون مسوول اون چیزی هستیم که سرمون میاد. مثلا اگه احمدی نژاد رئیس جمهور شده علتش خود ماها هستیم و مسائل دیگه ای مثل اینکه ریشه ی تمام مشکل از سطح فرهنگ مردم یک جامعه است و راه حل توسعه و حل اغلب مشکلات حرکتی مثل حرکت مهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در توجه بسیار ویژه به آموزش و پرورشه. مسائلی از این قبیل به نحوی بسیار زیبا و جالب بررسی و اثبات شده اند و البته با اطلاعات جانبی مفید و زیاد در کتابهاش. البته صرفا دو کتاب من ازش دیدم و خوندم که یکی &#8221; جامعه شناسی خودکامه &#8221; ( بررسی چرایی ایجاد و کیفیت رفتار خودکامه در قالب تفسیری ادبی تاریخی از داستان ضحاک ماردوش ) و &#8221; جامعه شناسی نخبه کشی &#8221; ( بررسی تاریخی ایران با فوکوس بر روی تاریخ چند قرن اخیر و معاصر و بررسی علل ناکامی قائم مقام فراهانی ، امیرکبیر و مصدق که مطالعه ی این کتاب رو توصیه ی اکید می کنم ) خلاصه من عاشق این علی رضا قلی شدم دیگه. در موردش اینجا چیزی نمی تونم بذارم چون مطالبی که در موردش نوشتم تو نشریات مکتوب و یا اینترنتی با نام واقعیم اومده و دیگه اینجا نمی تونم بذارمشون.<br />
پس نوشت 9: با هیجان خاصی منتظرم ببینم ماجرای قتل یا خودکشی پزشک کهریزک رو چطور میخوان ماله بکشن.<br />
پس نوشت 10: آدم هر چی بیشتر با این دات نت و چیزای دیگه ی مایکروسافت کار میکنه میبینه انصافا این بیلی جون حق داره انقدر مایه دار بشه و سفید بخت بشه. انصافا کارشون درسته.<br />
پس نوشت 11: سردار سرتیپ پاسدار نقدی فرمانده بسیج گفته که امریکا دچار بحران های مالی شده و امروز به دریوزگی افتاده و این از ثمرات 30 سال مجاهدت بسیج و ملت ایران است. همچنین سردار سرتیپ پاسدار نقدی در سخن گهربار دیگه ای گفته&#8230; چی گفته؟ اجازه بدید تاکید کنم. سردار سرتیپ پاسدار نقدی گفته،&#8230; سردار سرتیپ پاسدار نقدی&#8230; سردار سرتیپ پاسدار&#8230; بله . سردار سرتیپ پاسدار نقدی فرمانده ی بسیج در حالی که لباس نظامی تنش بود گفت: بسیج نیروی نظامی نیست. توجه کردید که. سردار سرتیپ پاسدار نقدی با لباس نظامی گفته فرمانده ی یه جای غیر نظامیه. <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /><br />
پس نوشت 12: آخیش. چند وقت بود پس نوشت زیاد ننوشته بودم. ایندفعه هم مطلبم طولانی بود و هم پس نوشت هام زیاد بودن و رسم و رسوم قدیمی وبلاگ رو حسابی به جا آوردم. باشد که رستگار شوم.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/977/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/977/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=977&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/11/24/green-targets/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://3.bp.blogspot.com/_z7wJEPz3adY/Sp7e92bv4OI/AAAAAAAAAPg/jNQJXDkNxMA/s400/Mousavi--huge-ally.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">http://3.bp.blogspot.com/_z7wJEPz3adY/Sp7e92bv4OI/AAAAAAAAAPg/jNQJXDkNxMA/s400/Mousavi--huge-ally.jpg</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://aftabparast.files.wordpress.com/2009/08/rahpeymayi_25khordad.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">http://aftabparast.files.wordpress.com/2009/08/rahpeymayi_25khordad.jpg</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/11/3_14.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>پیامد های 13 آبان 88</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/11/05/13-aban/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/11/05/13-aban/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 11:29:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[13 آبان]]></category>
		<category><![CDATA[13 ابان]]></category>
		<category><![CDATA[پیامد های 13 آبان]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهران 13 ابان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=971</guid>
		<description><![CDATA[در مورد روز سیزدهم آبان احتمالا فیلم های زیادی رو از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای دیدید و در اینترنت هم گزارش های خوبی که وجود داره رو خوندید. من دیگه گزارش مفصلی نمی نویسم که مطلب طولانی نشه. این روز در تهران دو ویژگی بارز تر داشت که یکی تظاهرات های  نه متمرکز [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=971&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" src="http://img249.imageshack.us/img249/2697/ecfd7cca70755a05e6d8508.jpg" alt="" width="486" height="362" /></p>
<p style="text-align:justify;">در مورد روز سیزدهم آبان احتمالا فیلم های زیادی رو از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای دیدید و در اینترنت هم گزارش های خوبی که وجود داره رو خوندید. من دیگه گزارش مفصلی نمی نویسم که مطلب طولانی نشه. این روز در تهران دو ویژگی بارز تر داشت که یکی تظاهرات های  نه متمرکز بلکه کوتاه مدت و با جمعیت های پخش شده اما پیاپی و در مکان های مختلف با جمعیت کلی بیش از جمعیت روز قدس بود و دیگری هم سرکوب بسیار خشن از سوی ارگان های نظامی ( الان دیگه بسیج هم رسما جزئی از نیروی زمینی سپاه شده و یک نیروی کاملا نظامی به حساب میاد ) بود که این بار نه با امکانات لجستیکی زیاد ( مثل 18 تیر ) بلکه با امکانات کم یعنی همان باتون و گاز اشک آور و چند موردی هم تیراندازی اما با نیروی قهریه ی شدید تر بود.</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" src="http://img249.imageshack.us/img249/6527/2c9573f299e4a824f260d0b.jpg" alt="" width="484" height="320" /></p>
<p style="text-align:justify;">
گذشته از این دو ویژگی ، تظاهرات و اعتراضات 13 آبان که تقریبا اصل قضیه که تجمع دولتی علیه آمریکا بود رو هم تحت الشعاع قرار داد ، دو  پیامد مهم و مختص به خود هم برای جنبش اعتراضی مردم ایران داشت.<br />
1- پیامد اول ریزش نیروی عملیاتی سرکوب خواهد بود. در مطلب مرتبط با روز قدس نوشتم که حضور همزمان طرفداران دولت ( که تا قبل از آن به علت سانسور خبری ، از کثرت معترضین جنبش سبز مطلع نبودند ) و خود معترضین همزمان در خیابان ها باعث شد که طرفداران دولت متوجه حجم اعتراضات بشوند. این خود علتی شد برای ریزش نیروی مردمی حمایت کننده بود و البته این ریزش نیرو بیشتر بر روی حمایت مردمی تاثیر گذاشت و به علت پرهیز از خشونت زیاد در روز قدس نیرو های عملیاتی و نظامیشان ریزش نیروی آنچنانی در آن روز پیدا نکرد. اما در روز 13 آبان با وجود آنکه حامیان دولت ( جدا از آنکه آیا واقعا حامی بودند یا بیشتر دانش آموزانی که قصدشان صرفا یک روز فرار از مدرسه بود ) چندان هم مسیر نبودند و دوباره حجم و کثرت معترضین رو به چشم خود ندیدند اما این بار اعمال خشونت باعث ریزش نیروی نظامی و عملیاتی آنها شد. از آنجا که بخش زیادی از نیروهای عملیاتی و نظامی سرکوب نه چندان به دلایل مالی بلکه به شیوه های ایدئولوژیک و اعتقادی از حکومت حمایت و هموطنانشان را سرکوب می کنند ، هر گونه اعمال خشونت از سوی حکومت باعث ریزش نیروی های اعتقادیشان در بخش عملیاتی و نظامی خواهد شد. شاهد بودیم که در این چند ماه نیروهای بسیجی عملیاتی به شدت ریزش داشتند و از این به بعد شاهد ریزش نیروهای حتی کادری سپاه خواهیم بود و این صرفا پیامدی متعاقب اعمال این خشونت برای سرکوب خواهد بود.<br />
2- دومین پیامد با توهین هایی که اخیرا به جنبش سبز و رهبران ( نمایندگان ) اون شد و همچنین به رسمیت نشمردن معترضین در ابراز نظر های مسوولان مملکت مقدمه اش چیده شد و احساسات قهری مردم تحریک شد تا در خود روز 13 آبان با مشاهده ی خشونت این چنینی از سوی سرکوبگران ، این هیجانات و احساسات اعتراضی و قهری دو چندان تحریک شد تا خط قرمز جنبش اعتراضی سبز جلوتر برود. تا دیروز کمتر شعاری مستقیما متوجه رهبر کشور بود اما در روز 13 آبان با این مقدمه و این عامل تحریک نهایی که عرض کردم شعار هایی مستقیما و به نام شخص اول مملکت شنیده شد و عکس وی رو در کف خیابان انداختند. این مساله به هیچ عنوان خوب نیست. همیشه یکی از دعاها یا آرزوهام این بوده که &#8221; خدا دشمن احمق نصیب آدم نکنه&#8221; امروز این دشمن احمق با بی درایتی هاش خودش بیشتر به خودش ضربه می زنه و این اصلا خوب نیست چرا که با این مسیری که طی میکنه و افزوده شدن دو پیامد تظاهرات 13 آبان یعنی ریزش نیروی عملیاتی برای سرکوب و تحریک بیشتر معترضان ، راه مردم رو بیش از پیش از اصلاح طلبی به سمت مخالفت با کلیت نظام متمایل می کنه و اونها رو به انقلاب تحریک میکنه. بحثش طولانیه و جاش هم اینجا نیست اما من اعتقاد دارم که حتی با وجود تمام این اتفاقاتی که افتاده و بعضا جنایاتی که رخ داده ، اصلاحات ( البته در حد وسیع و تضمین شده ) بهتر از یک انقلاب در ایران است. امیدوارم که حاکمیت با حرکاتی حساب شده تر هزینه ی یک انقلاب رو به مردم ایران تحمیل نکنه.</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" src="http://img503.imageshack.us/img503/7552/e1d0bb1bbd673c77a96901f.jpg" alt="" width="482" height="320" /></p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 1: اوضاع دانشگاه ها به شدت ملتهب شده. در ابتدا شاید هفته ای یکی دو دانشگاه بود که اعتراض های سیاسی دانشجویان رو به خودش می دیدی اما الان هر هفته دانشجویان چندین دانشگاه ( چه سراسری و چه آزاد ) در شهر های مختلف ایران تجمعات اعتراض آمیز برگزار می کنند و در روز های آینده هفته ای یکی دو تجمع در دانشگاه ها خواهیم داشت تا در نزدیکی روز 16 آذر بار دیگه اعتراضات جنبش دانشجویی اوج بگیره و بعدش وضعیت بستگی به خیلی متغیرها داره و امید که رفتار های معقولانه تر رو از حکومت ببینیم.<br />
پس نوشت 2: محمد رضا پهلوی در روز های آخر سلطنتش امتیاز های تضمین شده ی فراوانی به مردم میداد ( امتیاز هایی که در روز های اول اعتراضات ، مردم حتی خواب گرفتن همچین امتیاز هایی از شاه رو نمی دیدند ) اما دیگه دیر شده بود و با دستگاه سرکوب پهلوی اونقدر با اعمال خشونت هیجانات مردم رو تحریک کرده بود که مردم دیگه به هیچ چیزی جز نابودی و ساخت مجدد نظام سیاسی ایران فکر نمی کردند و فقط انقلاب کامل سیاسی هیجان اون ها رو تخلیه می کرد. امیدوارم که مسوولان  سیاسی امروز ایران سنجیده تر عمل کنه و هزینه ی یک انقلاب رو به مردم ایران تحمیل نکنه.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/971/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/971/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=971&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/11/05/13-aban/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://img249.imageshack.us/img249/2697/ecfd7cca70755a05e6d8508.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://img249.imageshack.us/img249/6527/2c9573f299e4a824f260d0b.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://img503.imageshack.us/img503/7552/e1d0bb1bbd673c77a96901f.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>نشان حیات</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/10/31/iamalive/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/10/31/iamalive/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 16:30:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=967</guid>
		<description><![CDATA[این پست ارزش حقوقی ندارد و صرفا نشان از سلامت و حیات بنده دارد. مدتیه که درگیر یه سری مسائلم که امیدوارم به جاهای خوب برسه و الانم البته داره خوب پیش میره. واسه همینم هست که چند وقتیه مرتب به روز نمی کنم. از دوستایی که به یادم بودن و تولدم رو تبریک گفتن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=967&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">این پست ارزش حقوقی ندارد و صرفا نشان از سلامت و حیات بنده دارد. مدتیه که درگیر یه سری مسائلم که امیدوارم به جاهای خوب برسه و الانم البته داره خوب پیش میره. واسه همینم هست که چند وقتیه مرتب به روز نمی کنم.</p>
<p style="text-align:justify;">از دوستایی که به یادم بودن و تولدم رو تبریک گفتن هم خیلی خیلی ممنونم و کلی شرمنده کردن و آره و از این حرفا. تولد آقا مسعود گارفیلد هم خیلی مبارک باشه و آره و از اون حرفا. این وبلاگ هم شاید همچنان مرتب به روز نشه اما زنده نگهش میدارم و باز هم سعی می کنم بعد ها سر حالش کنم. خلاصه اینکه از اون جایی که همینجوری خیلی دوست دارم احوالم رو ابراز کنم باز هم تاکید می کنم که زنده ام و فعلا پایدار و پر انرژی به دنبال تحقق اهداف زندگی چه مادی و چه غیر مادی.</p>
<p style="text-align:justify;">راستی به عنوان پس نوشت ( جهت حفظ سنن و آداب قدیمی این وبلاگ ) هم بگم که همچنان تجمعات دانشجویی دانشگاه های آزاد مثل دانشگاه های سراسری ادامه داره. تو دانشگاه های آزاد تهران هم فعلا تا حال هر هفته سه شنبه ها بعد از سه تجمع آزاد تهران مرکز و یه تجمع آزاد کرج ، یه تجمع هم تو آزاد تهران جنوب برگزار شده.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/967/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/967/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=967&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/10/31/iamalive/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دانشگاه آزاد هم بیدار است</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/10/17/azad-uni/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/10/17/azad-uni/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 12:06:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در دانشگاه آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[تجمع اعتراض دانشگاه آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[تجمعات دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه آزاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=963</guid>
		<description><![CDATA[سالهای قبل در دانشگاه های آزاد کمتر خبری از تجمعات سیاسی دانشجویان می شنیدیم. اما امسال اعتراضات سیاسی مردم همانطور که از صرفا تهران به شهرستان ها هم گسترش پیدا کرد ، از صرفا دانشگاه های سراسری هم به دانشگاه های آزاد گسترش پیدا کرد. در دانشگاه های آزاد تهران ، بعد از انتخابات و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=963&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-964" title="تجمع دانشجویی اعتراضی دانشگاه آزاد تهران جنوب - تابستان 88" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/10/dsc01514.jpg?w=500" alt="تجمع دانشجویی اعتراضی دانشگاه آزاد تهران جنوب - تابستان 88"   />سالهای قبل در دانشگاه های آزاد کمتر خبری از تجمعات سیاسی دانشجویان می شنیدیم. اما امسال اعتراضات سیاسی مردم همانطور که از صرفا تهران به شهرستان ها هم گسترش پیدا کرد ، از صرفا دانشگاه های سراسری هم به دانشگاه های آزاد گسترش پیدا کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">در دانشگاه های آزاد تهران ، بعد از انتخابات و در تابستان فضای تجمعات سیاسی در دانشگاه آزاد تهران جنوب گرم تر بود و بعد از تابستان از اول مهر این فضا در دانشگاه آزاد تهران مرکز گرم شده است. در این تجمعات صحنه های باورنکردنی ای اتفاق افتاد. مثلا در تابستان دانشجویان دانشکده ی فنی تهران جنوب در یکی از تجمعاتشان برای به تعویق انداختن امتحانات اجازه ی خارج شدن برگه های امتحانی از ساختمان اداری دانشکده را ندادند و با جمعیتی نزدیک به هزار نفر در دانشگاه به مدت چند ساعت شعار دادند. بعد از شروع ترم جدید هم در دانشگاه تهران مرکز ، شاهد چندین تجمع بودیم که در آخرین آنها چیزی حدود دو هزار دانشجو شعار می دادند.</p>
<p style="text-align:justify;">همیشه فکر می کردم اگر زدند ، من نباید بزنم. چون اشتباه آن ها ، اشتباه من رو توجیح نمی کنه. البته این رو عقلم حکم می کنه. مثال دیگه اینکه اگر کشتند من نباید بکشم.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-965" title="تجمع اعتراضی دانشجویی در دانشگاه آزاد تهران مرکز - پاییز 88" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/10/hwtf9etozek713sritcm.jpg?w=500" alt="تجمع اعتراضی دانشجویی در دانشگاه آزاد تهران مرکز - پاییز 88"   /></p>
<p style="text-align:justify;">تهران مرکزی ها دو بار در دانشگاهشان کتک خوردند. درست خوندید. در دانشگاه. یک بار قبل از شروع انتخابات جوری دانشجوهای (!) بسیجی به آنها حمله کردند که کار پنج نفرشان به بیمارستان کشید. سه شنبه ، 21 مهر هم در تجمع بزرگی که در دانشگاهشان داشتند ، طبق عادت معمول بسیجی ها با اتوبوس به دانشگاه آورده شدند و در عین ناباوری در فضای دانشگاه به این تعداد دانشجو با گاز فلفل ، زنجیر ، باتوم و چاقو حمله کردند. اصولا آدم خونسردی هستم و راحت احساساتی نمیشم. اما وقتی این صحنه ها رو می بینم که مثلا وقتی این بسیجی ها حمله کردند ( هر چند که با دو تا اتوبوس و بسیجی های خود دانشگاه شاید 100 نفر می شدند ) اما اگه هر کدامشان هم یک اسلحه داشتند ، اگر دانشجویان معترض اراده می کردند می توانستند به خاطر تعداد زیادشان با دست خالی هم آنها را کتک بزنند اما طبق همون ایده ای که من هم باورش دارم این تعداد دانشجو که شاید به یاد مثال آیت الله خمینی اگه هر کدومشون یه سطل آب بریزند ، کل اون دانشجو نماهای بسیجی نماهای انسان نمای حاضر در تهران مرکز رو آب می برد ، با وجود حمله ی اون بسیجی ها عکس العمل نشون ندادند و درگیر نشدند دلم می گیره ، نه از اینکه کاش اینها هم اونا رو می زندن بلکه از این تفاوت آدمها و از خویشتنداری دانشجوهای معترض که واقعا آماده ی هزینه دادن هستند. بسیجی ها هم از این رفتار بدون خشونت معترضان همواره سوءاستفاده کرده اند و اون رو حمل بر ابهت خودشون میذارن. امیدوارم رفتار های رادیکال اون ها باعث نشه یه وقتی من هم پا رو عقلم بذارم و رفتارهای هیجانی گاها خشن از خودم بروز بدم.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت1 : روزی یه نفر از شکار بر می گشته و نعش حیوانی رو هم پشت خودش می کشیده و میاورده. رهگذری ازش پرسید چه جوری شکارش کردی؟ اون شکارچی هم گفت :&#8221;بابا یه گربه که شکار کردنش کاری نداره&#8221; رهگذر نعش حیوون رو بهش نشون میده و میگه این گربه نیست و این یه شیره. شکار چی هم تا نعش شیر رو می بینه غش می کنه.</p>
<p style="text-align:justify;">گاهی وقتا آدما خودشون نمی دونن چه کارهای بزرگی انجام داده اند. روز قدس مردم ایران نه یک شیر ، بلکه چند تا شیر رو کشتند.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 2:  در اغلب ارگان های امنیتی و نظامی کشور نشریاتی شامل  اخبار گهگاه محرمانه و خوراک های فکری مخصوص کارمندان اون ارگان نشر و پخش میشه که البته خارج کردنشون از اون اداره یا پادگان هم ممنوعه اما گهگاه این نشریات بیرون هم آورده میشن. سایت نوروز ( وابسته به جبهه مشارکت ) به یکی از این نشریات داخلی سپاه اشاره کرده که اگه درست یادم باشه اسمش بصیرت بود. در نشریه از مقاومت غیر قابل انتظار از سران حزب مشارکت در مقابل بازجو ها نوشته شده و این که حتی گاها بازجوها رو نصیحت هم می کنند نوشته و این هم خب از طنز های روزگاره.</p>
<p style="text-align:justify;">صالح نیکبخت وکیل بهزاد نبوی (نائب رئیس مجاهدین انقلاب ) از قول بهزاد نبوی که هنوز هم در زندانه گفته بود که &#8221; زمان شاه من رو با اسلحه و دو تا نارنجک دستگیر کردن بهم نگفتن برانداز ، اینا منو با یه قلم گرفتن میگن برانداز.&#8221;</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 3: سپاه از اونجاییکه هیچ وقت نظامیها در سیاست دخالت نمی کنند ، به دانشگاه آزاد اولتیماتوم داد.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 4: همیشه در مورد تجمعات اعتراضی سخت ترین قسمت مساله اینه که در نبود رسانه خبر باید توسط خود مردم دهان به دهان پخش شه و این کار خیلی سختیه. اما همیشه خود برادران به داد ملت می رسند و به نوعی در امر اطلاع رسانی تجمعات و راهپیمایی ها به ملت معترض کمک کرده و اون رو از رسانه ی غیر ملی اعلام می کنند. مثلا خیلی وقتها بود که بعضی از دوستام ازم میپرسیدن فلان روز راهپیمایی کجاست؟ وقتی ازش می پرسیدم تو از کجا میدونی؟ می گفت مثلا فرمانده ی نیرو انتظامی گفته هرکس فلان روز بیاد راهپیمایی باهاش برخورد میشه و اینجوری ملت می فهمن که پس حتما اون روز یه تجمعی هست.  الان هم جا داره که از جناب آقای جنتی به خاطر پخش خبر راهپیمایی 13 آبان از تریبون نماز جمعه تشکر و قدردانی کنیم.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 5: دیروز هم در دانشگاه شیراز یک تجمع دانشجویی اعتراضی برگزار شده.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 6: از اونجاییکه در این مطلب از کلمه ی بسیجی برای خطاب کردن اون دانشجونماها نام بردم از تمام بسیجیانی که اسلحه را صرفا رو به دشمن ملت و نه به روی خود ملت استفاده کرده اند و امروز از دیدن اوضاع کنونی بسیج ناراحت و متاسفند عذر میخوام.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 7: عکس ها از خبرنامه امیرکبیر و تی جی نیوز برداشته شده اند.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/963/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/963/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=963&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/10/17/azad-uni/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/10/dsc01514.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">تجمع دانشجویی اعتراضی دانشگاه آزاد تهران جنوب - تابستان 88</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/10/hwtf9etozek713sritcm.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">تجمع اعتراضی دانشجویی در دانشگاه آزاد تهران مرکز - پاییز 88</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>رهبر یا نماینده</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/26/leader/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/26/leader/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 13:20:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانش]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[نماینده]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=958</guid>
		<description><![CDATA[در سده های اخیر تاریخ ایران ما ، اندیشه ی ناخودآگاه و یا خودآگاه غالب ما ایرانیان این بوده که در بین افراد مطرح و شناخته شده بگردند و کسی که به افکارش نزدیکتر است را بیابیم و دست وی را بگیریم و بگویم که هان این رهبر من است و بعد از آنکه قشری از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=958&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-961  aligncenter" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/arrowleader2.jpg?w=500" alt=""   /></p>
<p style="text-align:justify;">در سده های اخیر تاریخ ایران ما ، اندیشه ی ناخودآگاه و یا خودآگاه غالب ما ایرانیان این بوده که در بین افراد مطرح و شناخته شده بگردند و کسی که به افکارش نزدیکتر است را بیابیم و دست وی را بگیریم و بگویم که هان این رهبر من است و بعد از آنکه قشری از جامعه فردی را به رهبری خویش برگزیر ، با وی چنان عهد اخوتی و پیمان مرید و مراد گونه و بیعت تبیعتی می بندد که هر چه رهبرش بگوید را می پذیرد و حتی ایده های ناشایست وی را هم سعی می کند به هر توجیهی مثبت جلوه دهد تا مبادا به خاطر انتساب آن عقیده ی منفی به رهبرش ، خدای ناکرده سوژه ی ریشخند دیگران نشود.</p>
<p style="text-align:justify;">خیلی وقت ها هم جامعه ی ایرانی زحمت پیدا کردن رهبر را هم به خودش نمی دهد. ملت ایران بیشتر اوقات از مشارکت در تعیین سرنوشت خود به بهانه هایی فرار کرده است. هر چند دوره یک صدای آزادی خواهی از فرد یا گروهی بلند شده و ملت ایران را از خواب راحتش بیدار کرده و ملت خواب آلوی ایران هم حتی به درستی عنان رهبری خود را به دست وی می سپرد و گمان می کند که حالا که رهبری لایق پیدا کرده می تواند با خیالی آسوده دوباره به خواب خود ادامه دهد. می خوابد و غافل از این که قدرت فساد می آورد و این قاعده حتی شامل پاک ترین آزادی خواهان هم می شود.</p>
<p style="text-align:justify;">به بیان دیگر نگاه غالبی که وجود داشته و دارد این است که ابتدا در پروسه ای رهبر انتخاب شود و بعد از آن از وی پیروی شود و دیگر به سختی پیش می آید که ان رهبر مورد سوال قرار گیرد. هر چند در بدنه ی پیروان این رهبر گروه نخبگانی که از نظر درک و بیداری در مرتبه ی بالاتری نسبت به عموم پیروان قرار دارند هم وجود دارند که رهبر مذکور را مورد سوال قرار دهند اما عموم جامعه تخطئه ی رهبر را بر نمی تابد و حاصل سوال نخبگان از ایده های بعدی رهبر بیشتر اوقات طرد آن نخبگان است و نه اصلاح رهبر.</p>
<p style="text-align:justify;">یکی از رموز موفقیت مجموعه و رهبرش این است که نقش سوال کردن و استیضاح رهبر نه تنها بر عهده ی قشر محدودی از نخبگان باشد بلکه این نقش و قابلیت به تمام بدنه ی این مجموعه ی پیروان هم تسری پیدا کند. در این زمان است که رهبر ، نه صرفا خط دهنده ی مجموعه بلکه نماینده ی آن مجموعه و پذیرای پارلمانتاریسم خواهد بود. در این حالت این رهبر نیست که حکم کند و مجموعه تبعیت ، بلکه این مجموعه است که البته طبق قاعده ای مصوب حکم می کند و رهبر عملا وکالت ، نمایندگی یا سخنگویی آن مجموعه را به جا می آورد. رعایت این مساله باعث رشد ، افزایش احتمال موفقیت ، کاهش احتمال انحراف از مواضع ابتدایی ، کاهش احتمال گرایش به دیکتاتوریسم و باعث تداوم حرکت آن مجموعه می شود.</p>
<p style="text-align:justify;">لازمه ی وقوع این مساله چیزی نیست جز التزام تک تک و یا حداقل غالب عموم اون مجموعه از قاعده ی آزاد اندیشی است که چند پست پیش به آن اشاره کردم. این که بدنه ی مجموعه در حدی باشد که بتواند صلاح و خیر خویش را پیدا کند و فرد یا گروهی که در راس مجموعه هستند را کنترل و وادار به وکالت خود و نه حکومت بر خود کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 1: در این مطلب منظورم از &#8220;رهبر&#8221; مفهوم کلی آن است.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/958/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/958/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=958&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/26/leader/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/arrowleader2.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>حجاریان ، عطریانفر و شریعتی</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/24/haj-atr-shari/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/24/haj-atr-shari/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 13:45:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=955</guid>
		<description><![CDATA[چند شب پیش برنامه ی اعترافاتی تحت عنوانی شبیه &#8221; تحلیل تئوری وقایع بعد از انتخابات &#8221; یا یه همچین چیزی در دو قسمت بعد از اخبار ساعت 9 شب از کانال یک صدا و سیمای ضرغامی پخش شد. درباره ی قسمت اول: - به نظر می رسید برنامه اون طور که مجری برنامه (حیدری) [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=955&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-956 aligncenter" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/n00031280-t.jpg?w=500" alt=""   /></p>
<p style="text-align:justify;">چند شب پیش برنامه ی اعترافاتی تحت عنوانی شبیه &#8221; تحلیل تئوری وقایع بعد از انتخابات &#8221; یا یه همچین چیزی در دو قسمت بعد از اخبار ساعت 9 شب از کانال یک صدا و سیمای ضرغامی پخش شد.</p>
<p style="text-align:justify;">درباره ی قسمت اول:</p>
<p style="text-align:justify;">- به نظر می رسید برنامه اون طور که مجری برنامه (حیدری) گفت در استودیو های صدا و سیما ضبط نشده بود. از دکور برنامه و مخصوصا اون گلدون هایی که با ورق آلومینیوم تزئین شده بودند می شد حدس زد که برنامه در یک استودیوی به اصطلاح صحرایی و احتمالا در محل بازداشت اون سه عزیز ضبط شده بود.</p>
<p style="text-align:justify;">- عطریانفر و شریعتی در توضیح چگونگی و چرایی تحول خود ، تحول ها و اکتشافات یک شبه و ناگهانی برخی عرفا را مثال زدند و اعلام کردند که در تاملات تنهایی خود و ناگهانی این چنین متحول شده اند.</p>
<p style="text-align:justify;">- گویا واقعا یک مرد معلول نخاعی که حتی توان حرف زدن هم ندارد اینقدر می تواند برای برادران خطرناک باشد که او رو با این وضع به جلوی دوربین بیارند و مجبور به حرف زدنش بکنند. نمی دونم که می دونید یا نه اما من شنیدم که سعید عسگر ( برادر سابق که سالها پیش اقدام به ترور حجاریان کرد و بعد ها توسط حجاریان بخشیده شد ) در ایام قبل از انتخابات یک ستاد محلی در شهر ری برای تبلیغات میرحسین موسوی تاسیس کرده بود و فعالیت تبلیغاتی شخصی سبز می کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">- عطریانفر گفت که اساتید علوم انسانی ما که در غرب درس خوانده اند امروز در دانشگاههای ما بسته ی فکر غربی را آموزش می دهند. در این برنامه صحبت های بسیاری از دهان این سه نفر زده شد در مزمت اوضاع علوم انسانی در آموزش عالی کشور که اتفاقا چند روز قبل هم آیت الله خامنه ای در این مورد صحبت کرده بودند.</p>
<p style="text-align:justify;">- عطریانفر یک جا در یک حدس خارق العاده گفت که بعد از صحبت های آقای شریعتی ، دکتر حجاریان میخواهند توضیح بدن که حالا &#8220;چه باید کرد؟&#8221; <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' />   عطریانفر قبلا هم در اعترافاتش از این کارهای خارق العاده کرده بود و در مصاحبه ی بعد از اون به اصطلاح دادگاه وقتی اون به اصطلاح خبرنگار ازش پرسید که برای اینکه بعد از خروج از زندان حرفتان عوض نشود چه تضمینی دارید ، عطریانفر به ناگهان بعد از شنیدن این سوال ، چهار تضمین آماده از آستینش در آورد. البته یک بار هم همون خبرنگار همونجا از این حدس های خارق العاده زد و وقتی اشتباها میکروفون روشن بود به بغل دستیش گفت که &#8221; الان میخواد مکانیکی رو بگه&#8221; که بعدش آقای عطریانفر عبارت مکانیکی را توضیح دادند. <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align:justify;">- شریعتی از قول خودش و سپس از قول حجاریان سخنان رهبری در مورد حیوانی بودن علوم انسانی غربی را توضیح داد.</p>
<p style="text-align:justify;">- هر وقت شریعتی یا عطریانفر حرفی از قول حجاریان می زدند ، حیدری تاییدش را از حجاریان می گرفت و به شکل ناجوانمردانه ای تلاش می کرد که حجاریان را که توان حرف زدن ندارد را به همان زبان مجبور به صحبت کند.</p>
<p style="text-align:justify;">- حجاریان در پاسخ به سوالی در مورد رهبری ایران چهار مورد را شمرد. سه مورد اول مربوط بود به ایده های ماکس وبر در مورد رهبری ( سنتی ، کاریزماتیک ، قانونی ) و مورد چهارمی هم به اون اضافه کرد که اون هم این بود که ولایت فقیه ادامه ی ولایت پیامبران است.</p>
<p style="text-align:justify;">- از عطریانفر در مورد پشت پرده های مطبوعات در دولت اصلاحات پرسیده شد. عطریانفر توضیح داد که بعد از جنگ ( بعد از ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای ) در دولت های بعد و به خصوص دولت خاتمی در زمینه ی کنترل مطبوعات قصور هایی شده است ( این هم سفارشی بود مخصوص آقای مهاجرانی (وزیر ارشاد خاتمی) که انقدر نره بی بی سی گفتگو کنه).</p>
<p style="text-align:justify;">- از این سه نفر تاییدش گرفته شد که در زندان ، تلویزیون و روزنامه در اختیار دارند. حتما یادتون هست که قبلا در رسانه های پیروی فارس و کیهان ادعا شده بود که استخر و سونا هم در اختیار سعید حجاریان گذاشته شده است. توجه کردید؟ استخر و سونا. متوجه هستید که؟ استخر و سونا در اختیار سعید حجاریان ، معلول نخاعی قرار داده شده است.</p>
<p style="text-align:justify;">درباره ی قسمت دوم:</p>
<p style="text-align:justify;">جملاتی شبیه همین را تصور کنید.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 1: 7 ، 14 و 21 مهرماه تولد میرحسین ، خاتمی و کروبی است.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 2: خالی بودن صندلی های مجمع عمومی سازمان ملل در هنگام سخنرانی آقای احمدی نژاد برایمان عادی شده اما این بار نکته ی جالبی داشت و اون هم اینکه صندلی های هیئت کشور لبنان هم خالی بود.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/955/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/955/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=955&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/24/haj-atr-shari/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/n00031280-t.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>روز قدس ، 27 شهریور 88</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/19/270688/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/19/270688/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 11:20:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[27 شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های راهپیمایی روز قدس]]></category>
		<category><![CDATA[روز قدس]]></category>
		<category><![CDATA[راهپیمایی روز قدس]]></category>
		<category><![CDATA[سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=949</guid>
		<description><![CDATA[گزارش وقایع راهپیمایی روز قدس در جاهای بسیاری منتشر شده و بهتر می بینم که دیگه من گزارش مفصلی از این روز ننویسم. به هر حال این روز خیلی بهتر و سبز تر از اونی بود که انتظارش رو داشتم. فعلا هم که اینترنت ایران دچار اختلاله که ملت نتونن فیلمهاشون رو به راحتی برای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=949&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><img class="alignleft size-full wp-image-950" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/titr.jpg?w=500" alt=""   />گزارش وقایع راهپیمایی روز قدس در جاهای بسیاری منتشر شده و بهتر می بینم که دیگه من گزارش مفصلی از این روز ننویسم. به هر حال این روز خیلی بهتر و سبز تر از اونی بود که انتظارش رو داشتم. فعلا هم که اینترنت ایران دچار اختلاله که ملت نتونن فیلمهاشون رو به راحتی برای شبکه های خبری بفرستن. تا چند روز آینده فیلم های جالب تری از این روز رو در کانال های مختلف خواهیم دید. 6 نکته ی جدید در راهپیمایی روز قدس بود که اون رو از راهپیمایی های پیشین سبز ها متمایز می کنه.</p>
<p style="text-align:justify;">1- راهپیمایی های پیشین صرفا متعلق به جنبش سبز بود و طرف مقابل با ندادن مجوز به سرکوب نظامی آن می پرداخت در حالیکه این راهپیمایی یک راهپیمایی مجوزدار و متعلق به جناح مقابل بود که به خوبی توسط این جنبش سبز فتح شد.</p>
<p style="text-align:justify;">2- جمعیتی که در این راهپیمایی بودند بسیار بیشتر از آخرین راهپیمایی های سبز ها بود و این راهپیمایی از حیث جمعیت حاضر در رده ی راهپیمایی هایی مثل روز 25 خرداد قرار می گیرد.</p>
<p style="text-align:justify;">3- در راهپیمایی های پیشین مردم اغلب سعی داشتند که راهپیمایی سکوت برگزار کنند اما در این راهپیمایی شعار ها در حد گسترده تر و گاها مستقیم و تند بودند.</p>
<p style="text-align:justify;">4- در راهپیمایی های گذشته که صرفا متعلق به جبهه ی سبز بود فقط یک قشر از جناح مقابل مستقیما حضور واقعی مردم را مشاهده می کردند اما در این راهپیمایی اقشار دیگری از جناح مقابل مثل قشر مذهبیون و پیروی کنندگان سنتی این جناح که تا به حال تنها منبع اطلاع گیریشان صدا و سیما بود ، مستقیما حضور سبز ها رو مشاهده کردند. اون ها چیز هایی رو دیدند که تا به حال صدا و سیما که چشم قابل اطمینانشان بود به آنها نشان نداده بود. تا به حال اغلبشان فکر می کردند که سبز ها اغلب منافقان کافری هستند که با اصل اسلام دناعت دارند اما وقتی شعار های مذهبی سبز ها مثل &#8220;الله اکبر&#8221; و &#8220;یا حجت بن الحسن ، ریشه ی ظلمو بکن&#8221; رو می دیدند واقعا تعجب می کردند. به نظر من اینکه اقشار غیر عملیاتی جناح مقابل مستقیما سبز ها رو دیدند یک برد با ارزش بود و تاثیرش رو خواهیم دید.</p>
<p style="text-align:justify;">5- اون ها در روز قدس دیدند که سبز ها اغتشاشگر و آشوبگر نیستند و به بسیجی ها حمله نمی کنند و دیدند که این بسیجی ها هستند که درگیری را با گاز اشک آور شروع می کنند (نه تمام بسیجی ها). تا به حال فکر می کردند که سبز ها اقلیتند اما در روز قدس دیدند که سبزها اکثریتند و خودشان اقلیتند و به این امر وقتی اطمینان پیدا می کردند که می دیدند خودشان با وانت هایی پر از آمپلی فایر صدایشان کمتر از صدای مردم عادی جنبش سبز است. این مشاهدات بر رویشان تاثیرگذار بود و همینطور وقتی که در کنار مشاهده هاشن از مردم می شنیدند که &#8220;دروغگو ، دروغگو ، شصت و سه درصدت کو؟&#8221;.  دیدند که تا به حال صدا و سیما بهشان دروغ گفته و سبز ها رو به کل برایشان سانسور کرده است. دیدند که سبزها اسرائیلی یا آدم فضایی نیستند و فهمیدند که سبزها همان مردمی هستند که هر روز می بینند و فقط حقشان را می خواهند.</p>
<p style="text-align:justify;">6- راهپیمایی روز قدس تنها راهپیمایی ای بود که جناح اقتدار گرا هر برخورد فیزیکی یا هر استفاده ای که از اشک آور کرد به ضرر خودش تمام شد.</p>
<p style="text-align:justify;">این 6 نکته ، چیزهایی بودند که به نظرم در این راهپیمایی نمودی داشتند که راهپیمایی های  پیشین کمرنگ بود.</p>
<p style="text-align:justify;">هم نوشت: فوتبال استقلال و استیل آذین قرار بود ساعت 9 شب برگزار شود و از شبکه ی 3 هم پخش مستقیم شود. فوتبالی بر صفحه ی تلویزیون ظاهر نشد تا اینکه مزدک میرزایی اعلام کرد که بازی به عللی پخش زنده نخواهد شد. یک ساعت بعد فوتبال با تاخیری بیش از یک ساعت به صورت غیر زنده شروع به پخش شد که نسخه ای سانسور شده از فوتبال بود. جاهایی که تماشاگران شعار داده بودند صدای ورزشگاه رو قطع کرده بودند و فقط جاهایی با صدای ورزشگاه پخش می شد که شعاری داده نمی شد. از اونجاییکه این سانسور صوتی فوتبال عجله ای انجام گرفته بود ، بعضی جاها از دستشان در رفته بود و بعضی شعار ها مثل &#8221; &#8230; کشتی جوانان وطن الله اکبر ، کردی هزاران در کفن الله اکبر،&#8230;&#8221; با صدای کم از تلویزیون شنیده می شد. کم بودن صدای این شعار های از دست رفته هم به این خاطر بود که صدای فقط یک میکروفون وصل بود و برای اطمینان بیشتر صدای بقیه ی میکروفون های جلوی سکوهای دیگر رو قطع کرده بودند. اون چیزی که شنیدم این بود که بیشتر این شعار ها که این دردسر ها رو برای صدا و سیما به وجود آورد از سکوهای جایگاه ویژه می آمد. گارد ویژه هم در ورزشگاه حاضر شده بود و مسیر طولانی ورزشگاه آزادی تا میدان آزادی رو هم در اون ساعت شب ( 10:30 به بعد) پوشش داده بود.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 1: به این شش نکته بایستی نکته ی هفتمی هم اضافه کرد و اون هم اینه که در این راهپیمایی شهرستان ها خودشان را بسیار بیدارتر از قبل نشان دادند و نشون دادند که موج حرکت از پایتخت به شهرهای بزرگ دیگر و متعاقبا به سراسر کشور گسترش پیدا می کند.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 2: کسی دقت کرد که در کیفرخواستی که برای عبدالله مومنی نوشته شده بود به جای &#8220;مارکسیست&#8221; اشتباها نوشته شده بود &#8220;مارکسیسم&#8221;؟ <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/949/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/949/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=949&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/19/270688/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>34</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/titr.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>زنگ تفریح</title>
		<link>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/10/fun/</link>
		<comments>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/10/fun/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 09:40:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sohbat.wordpress.com/?p=941</guid>
		<description><![CDATA[دو &#8211; سه ماهی میشه که هر مطلبی که می خوام بنویسم باید یه حداقل ارتباطی به وقایع روز کشور داشته باشه حتی اگه بسیار کلی و حول اندیشه ها باشه و اگر نه یه جورایی روم نمیشه که پابلیشش کنم. وقتی یادم میوفته که همزمان عده ای در زندان ها در حال سختی کشیدن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=941&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter size-full wp-image-942" src="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/38-girlsmokingintrain.jpg?w=500" alt=""   /></p>
<p style="text-align:justify;">دو &#8211; سه ماهی میشه که هر مطلبی که می خوام بنویسم باید یه حداقل ارتباطی به وقایع روز کشور داشته باشه حتی اگه بسیار کلی و حول اندیشه ها باشه و اگر نه یه جورایی روم نمیشه که پابلیشش کنم. وقتی یادم میوفته که همزمان عده ای در زندان ها در حال سختی کشیدن هستند از خودم خجالت می کشم که مثلا مطلبی در مورد ویژگی های جدید دات نت فریم ورک 4 ، امکانات وردپرس یا تاثیرات تستسرون بر روحیه ی مصرف کنندگانش بنویسم. اما به نظرم میاد که قرار نیست که هر کس که اینجا رو میخونه مثل من فکر کنه و شاید حتی عقیده داشته باشه که برای ادامه ی مسیر گاها باید با مشغول شدن به مطالب غیر سیاسی استراحت و تجدید قوا کنه. اینکه هر دفعه این وبلاگ رو باز کنه و با مطلبی مواجه شه که اون رو یاد اتفاقات ناگوار می اندازه شاید نوعی مزاحمت هم به حساب بیاد. این مطلبم میتونه یه تنوع کوچیک در بین مطالب اخیر وبلاگم باشه.</p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#99cc00;"><strong>1</strong></span></p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#99cc00;"> </span>به بازی اول توسط جناب <a href="http://plusdata.wordpress.com/2009/08/29/&amp;/#1578;وئیت‌های-من-در-بهشت-و-جهنم/" target="_blank">satrap </a>دعوت شدم. البته خودم ایشون رو به دعوت کردنم دعوت کردم. <img src='http://s1.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align:justify;">موضوع این بازی اینه که اگه توئیتر در بهشت و جهنم هم سرویس میداد ، چه توئیت هایی برای زنده ها می فرستادیم. من که در زندگی دنیوی هنوز به این ابزار آلات مخــملی استـکبار جهانی آلوده نشدم ، شاید در اون دنیا بهشون تمایل پیدا کنم و توئیت کنم.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>توئیت هایی از جهنم:</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- امروز برای نگهبان های جهنم باتوم های جدید خریدن. دوباره تا چند وقت باید درد بکشیم تا به درد باتوم های جدید عادت کنیم. یکی میگفت این باتوم ها خاردار هستن.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز شنیدم که هیئت تحقیق و تفحصی قراره بفرستند برای بررسی وضعیت جهنمیان قهر دوزخ.</p>
<p style="text-align:justify;">- آخه پس این پائیز کی تموم میشه؟ همیشه تو زمستون کلی بهمون خوش میگذره چون گاز قطع میشه و آتیش های اینجا هم خاموش.</p>
<p style="text-align:justify;">- اون هیئتی که از قعر دوزخ دیدن کرده گفته حالشون خیلی هم خوبه و جهنمی ها از امکانات اون پائین خیلی هم تشکر کردن.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز دیدم که وبلاگ یکی از جهنمی های قعر دوزخ به روز شده و کلی اعتراف کرده.</p>
<p style="text-align:justify;">- به عنوان تنبیه قراره بفرستنم تو بند نسوان. اون جا کلی موجود مونث هست که هیچکدوم تعادل روحی ندارن. این برای من خیلی عذاب دردناکیه.</p>
<p style="text-align:justify;">- تازگی ها یکی از نگهبانا یه عذاب جدید یاد گرفته. یه لپ تاپ متصل به اینترنت میاره جلومون و یه صفحه فایرفاکس باز میکنه اما نمیذاره بهش دست بزنیم.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز رفتم پماد سوختگی بخرم گفتن تو دارو هم تحـریم شدیم. شب تو تلویزیون از دستاورد های دولت تولید پماد سوختگی کاملا ایرانی رو نشون داد که همش کار بر و بچه های خودمونه.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز یه هموطن آذری دنبال گاز فندک میگشت که برای سیگار کشیدن فندکش رو گاز کنه.</p>
<p style="text-align:justify;">- تازگی ها تو عذاب های اینجا نوآوری به وجود آوردن و روزانه نیمساعت برامون اخبار بیست و سی با مرآتی و نجف زاده ی اضافی پخش می کنن.</p>
<p style="text-align:justify;">- آتیش اتاق چند تا از این جوون قرتی ها شعله اش خراب شده و آتیشش کم شده ، اینا هم هی از رو آتیش می پرن و شعر می خونن. آدم این جوونا رو می بینه دلش شاد میشه.</p>
<p style="text-align:justify;">- این بغلی من قرص هاش رو اشتباهی خورده ، دو روزه هی داره اعتـراف می کنه.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز اون نگهبانه اجازه داد که با اون لپ تاپه وبگردی کنیم. هر چی سایت زدم ، ریدایرکت شد رو سایت گــرداب. نامرد وایستاده اونجا هی بهمون می خنده.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>توئیت هایی از بهشت:</strong></p>
<p style="text-align:justify;">- چند وقته سفارش دادم که اینترنتم  رو از 128 ترا بیت در ثانیه به 256 ترابیت در ثانیه ارتقاء بدن.</p>
<p style="text-align:justify;">- اه ! این حوری برزیلیه چقدر سیریشه.</p>
<p style="text-align:justify;">- همسایه ی سر کوچه به حوری همسایه ی ته کوچه تیکه انداخته. برای اینکه دعوای ناموسی پیش نیاد مسوولین بهشت به هر کدوم 5 تا حوری آخرین مدل و عمل کرده اهدا کردن.</p>
<p style="text-align:justify;">- درصد الکل جوی شراب کوچه مون از حد مجاز بیشتر شده. تازگیا همش بهشتیهای محله مون بد مستی می کنن.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز از بازار سیاه یه کارتن ذغال ناب جهنمی برای قلیونم خریدم.</p>
<p style="text-align:justify;">- ظهر داشتم چند تا ماهی اوزون برون کباب می کردم حاج آقای همسایه بغلیم کلی ناراحت شد و داد و بیداد کرد. طفلکی قبل از حلال شدن ماهی اوزون برون مرده بود.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز یه شکایت تنظیم کردم برای معمار ویلای شمال بهشتم. مرتیکه کلاه بردار به جای اینکه رو هر تخت ویلام هزار تا حوری بذاره ، یه ویلا ساخته با یه حوری که رو کولش هزار تا تخت گذاشته.</p>
<p style="text-align:justify;">- امروز زن یکی از بهشتی ها هم مرده. عزا گرفته چون زنش هم بهشتی شده و قراره بیاد پیشش. از فردا دلم نمیاد با حوری هام از جلوش رد بشم و حسرتش رو ببینم.</p>
<p style="text-align:justify;">- باز این حوری روسه با حوری ژاپنیه دعواش شده. الان می زنن هم رو می ترکونن. برم جداشون کنم.</p>
<p style="text-align:justify;">- اینجا همه ی زن ها و حوری ها تعادل روحی روانی دارن. خیلی خوبه که هر روز حالتشون و روحیه شون عوض نمیشه.</p>
<p style="text-align:justify;">- اون بهشتی که با زنش زندگی می کنه و حوری نداره ، پدرزن و مادر زنش هم مرده ان. خوشبختانه پدر زنش جهنمی شده اما مادر زنش بهشتی شده و قراره با اینا زندگی کنه. میخواد درخواست پذیرش بده واسه جهنم.</p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#99cc00;"><strong>2</strong></span></p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#99cc00;"><strong> </strong></span>بازی دوم بازی کلمات بود که در وبلاگ مرحوم خانم شین بود و من یادم نیست چه جوری بوده. گویا ایشون از رو ندونم کاری زدن وبلاگ اولشون رو ترکوندن.</p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#99cc00;"><strong>3</strong></span></p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#99cc00;"><strong> </strong></span>توسط بانو <a href="http://blackparastoo.wordpress.com/2009/09/01/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8/" target="_blank">پرستو </a>هم به بازی اخلاق های عجیب و غریب دعوت شده ام. در این بازی باید چند تا از اخلاق ها عجیب و غریبمون رو بگیم. اول هفت مورد رو نوشتم اما دیدم اگه یه نفر که منو نشناسه بیاد اینا رو بخونه ممکنه نتیجه بگیره که من رسما دیوونه ام. به خاطر همین سه تاش رو پاک کردم. فعلا چهار تاش رو افشا می کنم. <img src='http://s1.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align:justify;">1- این اخلاق رو به چند مثال مشابه میگم خودتون روحیه ی موجب این اتفاق رو تعمیم بدید به بقیه ی اعمال ، البته اگه تونستید توجیهش کنید و درکش کنید. یه درس هست که دو بار افتادم اما برای بار سوم هم باز تصمیم دارم با همون استاد بگیرم. درس معارف 1 یه استادی داشتم که چون سر کلاس تو بحثها کم میاورد و ضایع میشد منو انداخت و تو نمره ی دو تا درس عمومی دیگه ام هم دست برد ، معارف یک رو ترم بعد با یه استاد دیگه پاس کردم حالا میخوام معارف 2 رو دوباره با همون استاد اولیه بردارم.</p>
<p style="text-align:justify;">2- وقتی به نتیجه برسم که یک کار درسته ، حتی اگه از نظر بقیه احمقانه بیاد یا اینکه کس دیگه ای مثل من فکر نکنه باز هم اون کار رو انجام میدم و به فکر بقیه اهمیتی نمی دم.</p>
<p style="text-align:justify;">3- استعداد درخشانی در نابود کردن استعدادهام دارم. البته خود این استعداد هیچ وقت انگار نابود نمیشه.</p>
<p style="text-align:justify;">4- بعیده که به دوست دخترم روز تولدش یا روز ولنتاین هدیه بدم. معمولا حتی اگه پول هم داشته باشم عادت به کادو خریدن مناسبتی ندارم. دوست دارم که هر وقت هوس کنم بی دلیل هدیه بدم.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong><span style="color:#99cc00;">4</span></strong></p>
<p style="text-align:justify;"><strong><span style="color:#99cc00;"> </span></strong><a href="http://meiabd.wordpress.com/2009/09/01/blog_day" target="_blank">یک گیله مرد</a> هم منو به بازی ای به مناسبت روز وبلاگ دعوت کرده. در این بازی باید بگیم که چرا وبلاگ می نویسیم. توضیحش خیلی طولانیه و شاید حداقل دو سه مطلب طولانی برای شرحش نیاز باشه. من فقط یکی از بسیار دلایلم رو مختصر می نویسم.</p>
<p style="text-align:justify;">&#8220;تخلیه کردن فکرها. وبلاگ میتونه محل تخلیه ی فکر ها باشه. نه تنها افکاری که آدم رو آزار میدن یا به قول معروف هدایت افکاری که مثل خوره روح آدم رو می خورن بلکه حتی افکاری که آدم ازشون لذت می بره. مثلا آدم امروز به یه مساله ای فکر می کنه و به نتیجه ای می رسه و اون نتیجه رو در ذهنش نگه میداره. فردا و پس فردا و روزهای بعد هم این اتفاق میوفته. این افکار در ذهن آدم غوطه ور می مونن و از اونجایی که آدم اون افکار و نتایج فکر هاش رو دوست داره و نمیخواد فراموششون کنه هی اونها رو مرور میکنه و وقتی تراکم این افکار و ایده ها و &#8230; در ذهن آدم زیاد بشه باعث میشه که آدم ذهنش مشغول بشه و دست و پای ذهنش برای کنکاش بسته بشه. وبلاگ جاییه که آدم میتونه فکر هاش رو اونجا بذاره. وبلاگ میتونه نقش یه انباری برای افکار رو داشته باشه. حدود 4-5 سالی هست که وبلاگ می نویسم. در این مدت در دو نوبت چند وقتی وبالگ نداشتم ، این مشغولیت ذهنی رو در اون موقع به خوبی لمس کردم و به اهمیت وجود محلی مثل وبلاگ که بتونه افکار آدم رو از رو دوش ذهنش برداره پی بردم. هر چند این افکار برای بقیه هم جذاب و مهم نباشند.&#8221;</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 1: دوستانی که نیاز به یک زنگ تفریح به هر دلیلی در وبلاگشان دارند می توانند از این بازی ها کنند که موجب انبساط خاطر می شوند.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 2: بازداشت بهشتی و الویری ( افرادی که در زمینه ی پرونده ی کشته شدگان مستندات جمع آوری می کردند ) و پلمپ دفتر مهدی کروبی و جمع آوری اسناد و مدارک دفتر او ( فردی که در زمینه ی تجاوز به بازداشت شدگان مستندات جمع آوری می کرد ) تلاشی دیگر برای پاک کردن صورت مساله و سرپوش گذاشتن بر روی تاریکی هاست.</p>
<p style="text-align:justify;">پس نوشت 3: این چند وقت معمولا مطالب وبلاگم رو با عجله تایپ و پابلیش می کنم ، به همین خاطر بازخوانی  و ویرایش نشده و احتمالا پر از غلط های املایی و نگارشی هستند.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/sohbat.wordpress.com/941/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/sohbat.wordpress.com/941/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=sohbat.wordpress.com&amp;blog=1757283&amp;post=941&amp;subd=sohbat&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sohbat.wordpress.com/2009/09/10/fun/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/a64eb164615dc4207c82783a25845bae?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سروش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://sohbat.files.wordpress.com/2009/09/38-girlsmokingintrain.jpg" medium="image" />
	</item>
	</channel>
</rss>
